تأثیر تلقیح با کودهای زیستی (ازتوباکتر و فسفاته ی بارور) بر رشد، عملکرد و اجزای
1-1- مقدمه :
افزایش روزافزون جمعیت کشور و وابستگی بالا به واردات روغن نباتی (پاسبان اسلام، 1383 ، رفیعی و سعیدی، 1384)، توسعه ی کشت و افزایش عملکرد دانه های روغنی را بیش از پیش ضروری و اجتناب ناپذیر کرده است. به نحوی که روغن نباتی مورد نیاز فعلی کشور با احتساب مصرف سرانه ی 5/18 کیلوگرم، حدود 1300 هزارتن برآورد می شود که از این مقدار حدود 20 درصد یعنی 260 هزارتن در داخل تولید و بقیه از طریق واردات تأمین
می گردد (بی نام، 1384). در جهت نیل به خودکفایی در تأمین روغن خوراکی کشور، طی برنامه ی چهارساله ی طرح تولید دانه های روغنی می بایست سطح زیرکشت از سطح 450 هزارهکتار در سال 1384 به 078/1 هزار هکتار در سال 1388 برسد و به تبع افزایش عملکرد در واحد سطح، با تولید 110/2 هزارتن در پایان سال 1388 خودکفایی در کشور عملی گردد (بی نام، 1384). از طرفی آسیب های زیست محیطی و تغییر ساختار شیمیایی، فیزیکی و زیستی خاک ها و مشکلات ناشی از استفاده ی بی رویه از کودهای شیمیایی معضل اساسی قرن حاضر می باشد(حسین زاده، 1384). به نحوی که مرگ پیش رس خاک هایی که می توانستند و
می بایست که عمری پایدار و پر بار داشته باشند، مشاهده می شود (صالح راستین، 1377).
تلاش در جهت نیل به الگویی که در آن خاک نه به عنوان توده ای از کانی ها و سنگ های متلاشی شده، بلکه به صورت یک سیستم بوم شناختی، متشکل از یک جامعه ی زیستی متنوع در بستر حجیمی از مواد غیر زنده ی معدنی و آلی است که این اجزاء با انتشار گسترده و روابط پیچیده، آن چنان به هم آمیخته اند که می توانند سیستم زنده ی واحدی محسوب شوند، شروع و در حال توسعه است. بیوتکنولوژی خاک با هدف استفاده از پتانسیل ارگانیسم های مفید خاک زی به منظور تولید حداکثر محصول در ضمن توجه به بهبود کیفیت خاک و رعایت بهداشت و ایمنی محیط زیست در مسیر ابداع و تکمیل فنون و تکنیک های لازم برای اعمال مدیریت صحیح در حال توسعه است(صالح راستین، 1377).
زمینه های کاربردی آن علاوه بر تولید کودهای زیستی ( بیولوژیک)[1] شامل استفاده از ارگانیسم های مفید خاک زی به منظور حذف سموم و کودهای شیمیایی و سایر آلاینده های خاک، تجزیه ی سریع بازمانده های گیاهی، بهبود ساختمان فیزیکی خاک، اصلاح خاک های فرسوده، کمک به حفظ سلامت گیاه و غیره هستند. کودهای زیستی به مواد نگه دارنده ای با انبوه متراکم یک یا چند نوع ارگانیسم مفید خاک زی و یا به صورت فرآورده ی متابولیکی این موجودات گفته می شود که به منظور تأمین عناصر غذایی مورد نیاز گیاه به طرق مختلف، تولید می شوند (صالح راستین، 1377).
کودهای زیستی (بیولوژیک) به عنوان نسل جدیدی از کودها، نور امیدی به مسیر
توسعه ی کشاورزی پایدار تابانده، به نحوی که استفاده از این کودها را به منزله ی احیای فلور طبیعی خاک می دانند (حاجی بلندی و همکاران، 1383 ، دیکون، 2005[2]).
از رایج ترین کودهای بیولوژیک می توان به باکتری های تثبیت کننده ی نیتروژن مولکولی (دی ازتروف ها) از جمله ازتوباکترها و ریزاندام گان های حلّ کننده ی
فسفات ها[3] از جمله کود زیستی فسفاتهی بارور اشاره کرد(صالح راستین، 1377)، که با توجه به عواقب ناشی از شستشوی نیتروژن و آلوده سازی منابع آبی و تثبیت فسفر و تجمع ترکیبات آن در کربنات های کلسیم در خاک های قلیایی و همراه Al و Fe در خاک های اسیدی می توانند تأثیرات عمیقی در نیل به کشاورزی پایدار و افزایش راندمان داشته باشند
( عبدالرحمنی، 1383 ، دیکون ، 22005).
وجود تنوع ژنتیکی بالای گلرنگ (Carthamus tinctorius) از تیره ی آفتابگردان (Asteraceae) در اغلب نقاط کشور، نشان از سازگاری خوب این گیاه با شرایط آب و هوایی ایران داشته (امیدی تبریزی و همکاران، 1378 ، پاسبان اسلام، 1383 ، حسین زاده، 1384، رفیعی و سعیدی، 1384) و به دلیل تحمل نسبی به شوری و قلیاییت بالای خاک، خشکی هوا، کیفیّت بالای روغن به دلیل وجود بیش از 85 درصد از اسیدهای چرب غیر اشباع شده ی لینولئیک و اولئیک (بالاترین مقدار در بین گیاهان زراعی)، استفاده ی متنوع طبی، صنعتی، خوراکی و دامداری از فرآورده های مختلف آن، سازگاری وسیع به درجه حرارت های بالای تابستان در تیپ های بهاره و پایین زمستان در تیپ های پاییزه، فصل رشد و نمو کوتاه در کشت تابستانه و نظایر آنها آینده ی نوید بخشی در تأمین روغن نباتی مورد نیاز کشور
می تواند داشته باشد (امیدی تبریزی و همکاران، 1378،نادری درباغشاهی و همکاران، 1383 ، اردکانی و همکاران، 1381 ، خواجه پور، 1377 و رفیعی و سعیدی، 1384 ، سعیدی و همکاران، 1383). سطح زیر کشت گلرنگ در سطح کشور در حال حاضر 12هزار هکتار
می باشد که این رقم در پایان سال 1388 طبق برنامه ی چهار ساله ی طرح تولید دانه های روغنی الزاماً باید به سطح 29 هزارهکتار برسد (بی نام، 1384).
تغذیه ی بهینه ی گیاه، با مدیریت خوب و موفق منابع کشاورزی که احتیاجات در حال تغییر بشر را برآورده سازد، بر پایه ی حفظ و ازیاد منابع طبیعی و اجتناب از تخریب های زیست محیطی استوار می باشد لذا می بایست جهت حصول عملکردهای کمی و کیفی بالا در تولیدات کشاورزی، در راستای رسیدن به کشاورزی پایدار اقدامات اساسی به عمل آورد و این موضوع در حالی که حدود 85 تا 90 درصد اراضی بایر و دایر ایران با کمبود مواد آلی مواجه بوده و مصرف کودهای شیمیایی و سموم نباتی بیش از پیش محیط زیست جانوری و گیاهی را تهدید می کند، حایز اهمیت است (تاج بخش و همکاران، 1384).
این بررسی به منظور برآورد اهداف زیر در منطقه میاندوآب (چهاربرج) انجام گرفت :
1- کاهش مصرف کودهای شیمیایی و سموم نباتی و استفاده ی بهینه از آنها.
2- استفاده از کودهای زیستی در جهت نیل به کشاورزی پایدار، حفظ محیط زیست و تغذیه ی بهینه گیاهان.
3- توسعه ی کشت گلرنگ با توجه به بومی بودن آن و خصوصیات سازگاری آن با منطقه در جهت رسیدن به خود کفایی در تولید روغن نباتی مصرفی.
4- دستیابی به مناسب ترین تغذیه کودی محصول گلرنگ برای افزایش عملکرد کمی و کیفی محصول.
1-2- اهمیت کشت و تولید دانه های روغنی :
دانه های روغنی پس از غلات، دومین ذخایر غذایی جهان را تشکیل می دهند، این موضوع در حالی که بیش از یک میلیارد و 200 هزار تن از جمعیت جهان از گرسنگی رنج
می برند، دارای اهمیت است. این محصولات علاوه بر دارا بودن ذخایر غنی اسیدهای چرب، حاوی پروتئین نیز می باشند. از نظر تغذیه ای استفاده از پروتئین های گیاهی به جای پروتئین های حیوانی و همچنین روغن های گیاهی نیز به دلیل داشتن اسیدهای چرب غیراشباع، به چربی های حیوانی، ارجحیت دارند (شریفی و قاضی شهنی زاده، 1379، ملکوتی، 1380).
دانه های روغنی به غیر از تأمین روغن خوراکی، که یکی از مهم ترین اقلام مصرفی خانواده ها بوده و به جهت تأمین کالری مورد نیاز بدن و کمک در جذب برخی از ویتامین ها اهمیّت خاصی داشته و به دلیل مصارف گوناگون صنعتی، طبی، تعلیف احشام و . . . روز به روز پر اهمیّت تر می شوند (بی نام، 1383)، به طوری که، افزایش تقاضا برای روغن نباتی در بازارهای جهانی و فشار ناشی از هزینه ی خرید روغن و واردات در کشورهای مصرف کننده با روند افزایش مصرف سرانه روغن نباتی، از جمله عواملی هستند که اهمیت توسعه ی کشت دانه های روغنی و گسترش برنامه های علمی و تحقیقاتی را در این زمینه بیش از پیش روشن
می سازد(پاسبان اسلام، 1383). به دلیل طیف وسیع سازگاری دانه های روغنی به شرایط مختلف اقلیمی جهان، مقاومت نسبی به تنش های مختلف در بین ارقام زراعی و عدم نیاز بالای آنها به تکنولوژی پیشرفته زراعی، امکان توسعه و دست یابی به تولیدات بیشتر دانه های روغنی
امکان پذیر می باشد. با توجه به واردات 80 درصدی روغن مصرفی کشور، طبق یک برنامه ی زمان بندی شده، دولت در نظر دارد در این خصوص به خودکفایی برسد (شکل 1-1 وجدول
1-1).
1- Biofertilizers
2- Deacon, 2005
3-Phosphate- Solubilizing Microorganisms (PSM)
---------------------------------------
فهرست
عنوان مطالب صفحه
فصل اول-کلیات
1-1- مقدمه ........................................................................................................................... 2
1-2- اهمیت کشت و تولید دانه های روغنی ........................................................................... 5
1-3- گلرنگ ........................................................................................................................ 7
1-3-1- منشاء گیاهی و اهمیت ............................................................................................. 7
1-3-2- گیاهشناسی ............................................................................................................... 8
1-3-3- بوم شناسی (از دیدگاه سازگاری) ........................................................................... 10
1-3-4- ارقام ....................................................................................................................... 12
1-3-5- تناوب زراعی ..........................................................................................................13
1-3-6- تهیه زمین و بستر بذر ............................................................................................. 14
1-3-7- تاریخ و نحوه ی کاشت .......................................................................................... 16
1-3-8- نیازهای کودی ....................................................................................................... 17
1-3-9- نیازهای آبی ........................................................................................................... 19
1-3-10- آفات، امراض و علف های هرز ............................................................................ 20
1-3-11- زمان ونحوه ی برداشت ........................................................................................ 22
1-3-12- موارد استفاده از گلرنگ ....................................................................................... 23
1-4- کودهای زیستی و ضرورت تولید و مصرف آنها در ایران ............................................. 24
1-5- چرخه ی نیتروژن ........................................................................................................ 27
1-6- نقش نیتروژن در گیاهان .............................................................................................. 29
1-7- اهمیت تثبیت بیولوژیکی نیتروژن هوا ........................................................................... 30
1-8- روش های مختلف تثبیت بیولوژیکی نیتروژن هوا ......................................................... 32
1-8-1- تثبیت نیتروژن به صورت همزیستی .......................................................................... 32
عنوان مطالب صفحه
1-8-2- تثبیت نیتروژن به صورت غیرهمزیست ..................................................................... 33
1-9- مکانیسم تثبیت زیستی نیتروژن .................................................................................... 36
1-10- سوابق تحقیق و مشخصات کود زیستی ازتوباکترین ................................................... 37
1-11- نقش فسفر در گیاهان ................................................................................................ 42
1-12- ضرورت استفاده از ریزاندامگان های حل کننده ی فسفاتها ........................................ 43
1-13- مکانیسم عمل کود زیستی فسفاته ی بارور ................................................................. 45
1-14- سوابق تحقیقاتی و نتایج حاصل از کاربرد کودهای زیستی فسفاته .............................. 46
1-15- توصیه های لازم و ضرورت جهت اخذ نتیجه مطلوب در مصرف کود زیستی فسفاته ی بارور .................................................................................................................................... 49
فصل دوم- مواد و روش ها
2-1- مشخصات محل اجرای طرح ....................................................................................... 52
2-1-1- موقعیت جغرافیایی .................................................................................................. 52
2-1-2- آب و هوا ............................................................................................................... 52
2-1-3- خصوصیات خاک شناسی ...................................................................................... 54
2-2- طرح آزمایشی مورد استفاده ........................................................................................ 54
2-3- مشخصات تیمارهای آزمایش ...................................................................................... 55
2-4- گلرنگ لاین IL.111 ............................................................................................... 55
2-5- کودهای زیستی فسفاته ی بارور و ازتوباکترین ............................................................ 56
2-6- کود مرغی .................................................................................................................. 56
2-7- عملیات زراعی ........................................................................................................... 57
2-7-1- تهیه زمین و بستر بذر .............................................................................................. 57
2-7-2- کاشت ................................................................................................................... 57
2-7-3- داشت ................................................................................................................... 58
2-7-3-1- آبیاری ............................................................................................................... 58
2-7-3-2- مبارزه با علف های هرز ...................................................................................... 58
عنوان مطالب صفحه
2-7-3-3- مبارزه با آفات و امراض ..................................................................................... 58
2-7-3-4- تنک کردن بوته ها ............................................................................................. 59
2-7-3-5- استفاده از کودهای زیستی بصورت سرک .......................................................... 59
2-7-4- برداشت .................................................................................................................. 59
2-8- ارزیابی صفات ............................................................................................................ 59
2-9- تجزیه واریانس داده ها و محاسبات آماری .................................................................. 63
فصل سوم- نتایج و بحث
3-1- صفات رویشی اندازه گیری شده ................................................................................. 65
3-1-1- ارتفاع بوته ............................................................................................................. 65
3-1-2- تعداد شاخه ی درجه 1 و 2 ..................................................................................... 66
3-1-3- طول شاخه ی درجه 1 و 2 ...................................................................................... 67
3-1-4- وزن شاخه های درجه 1 و 2 .................................................................................... 68
3-1-5- وزن کل ساقه ......................................................................................................... 69
3-1-6- وزن کل برگ ........................................................................................................ 71
3-2- صفات زایشی اندازه گیری شده .................................................................................. 75
3-2-1- تعداد طبق در شاخه درجه 1 و 2 ............................................................................. 75
3-2-2- تعداد کل طبق ....................................................................................................... 75
3-2-3- تعداد دانه در شاخه های درجه 1 و 2 ...................................................................... 76
3-2-4- تعداد دانه در بوته ................................................................................................... 77
3-2-5- وزن هزاردانهی شاخه های درجه 1 و 2 ................................................................... 78
3-2-6- وزن هزاردانه کل ................................................................................................... 79
3-2-7- وزن کل طبق ......................................................................................................... 80
3-3- عملکرد بیولوژیک ..................................................................................................... 84
3-4- عملکرد دانه ................................................................................................................ 85
3-5- شاخص برداشت دانه ................................................................................................... 87
عنوان مطالب صفحه
3-6- صفات مرتبط با کیفیت دانهی اندازه گیری شده ......................................................... 91
3-6-1-درصد پروتئین دانه .................................................................................................. 91
3-6-2- درصد روغن دانه .................................................................................................... 92
3-6-3- عملکرد پروتئین ..................................................................................................... 93
3-6-4- عملکرد روغن ........................................................................................................ 94
3-7- همبستگی بین صفات .................................................................................................. 97
فصل چهارم- نتیجه گیری و پیشنهادات
4-1- نتیجه گیری .............................................................................................................. 102
4-2- پیشنهادات ................................................................................................................ 103
5- فهرست منابع ................................................................................................................. 104
عنوان جداول و شکلها صفحه
شکل 1-1 : پیش بینی تولید روغن خوراکی در برنامه ی 4 ساله طرح تولید دانه های روغنی کشور...... 6
جدول 1-1 : پیش بینی وضعیت تولید گلرنگ کشور از سال 1384 تا 1388 ....................................... 7
جدول 1- 2 : زمان و تاریخ کاشت گلرنگ در مناطق مختلف ایران ................................................. 16
شکل 1-2- چرخهی جهانی نیتروژن ............................................................................................... 27
جدول 1- 3 : نقش موجودات زنده در چرخه نیتروژن ..................................................................... 29
جدول1- 4 : ارگانیسم های تثبیت کننده ی نیتروژن و همزیست آنها ............................................... 35
شکل 2-1 : منحنی آمبروترومیک منطقه میاندوآب ......................................................................... 52
جدول 2-1 :آمار هواشناسی سال زراعی 85 – 1384 ....................................................................... 53
جدول 2-2 : نتیجه تجزیه خاک با قید حدود مطلوب فاکتور ها ..................................................... 54
جدول 2-3 : نتیجه ی تجزیه ی کود مرغی ................................................................................... 56
شکل 3-1 : اثر تیمارهای مختلف کودی بر تعداد شاخه ی درجه 1 ................................................ 69
شکل 3-2 : اثر تیمارهای مختلف کودی بر وزن کل ساقه ............................................................. 71
شکل 3-3 : اثر تیمارهای مختلف کودی بر وزن کل برگ ............................................................ 72
جدول 3-1 : تجزیه واریانس صفات رویشی مورد اندازه گیری در آزمایش با طرح بلوک کامل تصادفی ......................................................................................................................................... 73
جدول 3-2 : مقایسه ی میانگین صفات رویشی اندازه گیری شده در گیاه گلرنگ بر اساس آزمون چند دامنه ای دانکن .............................................................................................................................. 74
شکل 3-4 : اثر تیمارهای مختلف کودی تعداد طبق ...................................................................... 76
شکل 3-5 : اثر تیمارهای مختلف کودی بر تعداد دانه ................................................................... 78
شکل 3-6 : اثر تیمارهای مختلف کودی بر وزن هزاردانه .............................................................. 80
جدول 3-3 : تجزیه واریانس صفات زایشی مورد اندازه گیری در آزمایش با طرح بلوک کامل تصادفی ....................................................................................................................................................... 82
جدول 3-4 : مقایسه ی میانگین صفات زایشی اندازه گیری شده در گیاه گلرنگ بر اساس آزمون چند دامنه ای دانکن................................................................................................................................ 83
شکل 3-7 : اثر تیمارهای مختلف کودی بر عملکرد بیولوژیکی ..................................................... 85
شکل 3-8 : اثر تیمارهای مختلف کودی بر عملکرد دانه ............................................................... 87
شکل 3-9 : اثر تیمارهای مختلف کودی بر شاخص برداشت ......................................................... 88
عنوان جداول و شکلها صفحه
جدول 3- 5 : تجزیه ی واریانس عملکرد بیولوژیک، عملکرد دانه و شاخص برداشت اندازه گیری در آزمایش با طرح بلوک کامل تصادفی ............................................................................................. 89
جدول 3-6 : مقایسه ی میانگین عملکرد بیولوژیک، عملکرد دانه و شاخص برداشت اندازه گیری شده در گیاه گلرنگ بر اساس آزمون چند دامنه ای دانکن .................................................................... 90
شکل 3-10 : اثر تیمارهای مختلف کودی بر درصد پروتئین دانه ................................................... 92
شکل 3-11 : اثر تیمارهای مختلف کودی بر درصد روغن دانه ...................................................... 93
شکل 3-12 : اثر تیمارهای مختلف کودی بر عملکرد پروتئین دانه ................................................. 94
شکل 3-13 : اثر تیمارهای مختلف کودی بر عملکرد روغن دانه ................................................... 95
جدول 3- 7 : تجزیه ی واریانس صفات کیفی مورد اندازه گیری در آزمایش با طرح بلوک کامل تصادفی ......................................................................................................................................... 95
جدول 3-8 : مقایسه ی میانگین صفات کیفی اندازه گیری شده در گیاه گلرنگ بر اساس آزمون چند دامنه ای دانکن ............................................................................................................................... 96
جدول3-9 : همبستگی بین صفات بررسی شده در آزمایش ........................................................... 100
بررسی اکوفیزیولوژیک تداخل تراکمهای مختلف سورگوم (Sorghum bicolor L.Moench) و س
خلاصه :
به منظور مطالعه جنبههای اکوفیزیولوژیک تداخل تراکمهای مختلف دو علف هرز سلمهتره و سورگوم در دو الگوی کشت ذرت سینگل کراس 704 و اثر رقابتی این علفهای هرز بر خصوصیات فیزیولوژیک، تجمع ماده خشک و صفات مرتبط با عملکرد، سه آزمایش به صورت کشت سه گونهای، کشت دو گونهای و مقایسه همه تیمارهای آلوده به علفهای هرز با تیمارهای شاهد عاری از علف هرز، در ایستگاه تحقیقات کشاورزی شهرستان میاندوآب طی سالهای 1383 و 1384 به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار اجرا شد. تیمارها شامل ترکیب سه سطح تراکم علف هرز سلمهتره (4، 10 و 16 بوته در هر متر طولی)، سه سطح تراکم علف هرز سورگوم اسپیدفید (4، 8 و 12 بوته در هر متر طولی) و دو الگوی کشت مرسوم و دو ردیفه زیگزاگ (خط شکسته) ذرت بود. دو تیمار کشت عاری از علف هرز ذرت در دو الگوی کشت و دو تیمار کشت خالص علف هرز سلمهتره و سورگوم به عنوان شاهد در نظر گرفته شد. بذور علفهای هرز سلمهتره و سورگوم در طرفین و بالای ردیفهای کاشت ذرت، به صورت زیگزاگ بین بوتههای ذرت کشت گردید. نتایج نشان داد که رقابت علفهای هرز سلمهتره و سورگوم باعث کاهش معنیدار ارتفاع بوته، قطر ساقه، طول بلال و قطر بلال گردید. با افزایش تراکمهای علفهای هرز میزان کلروفیل برگها، تعداد دانه در هر ردیف، تعداد ردیف دانه، وزن صددانه، وزن بلال در زمان گلدهی و رسیدگی، بیوماس تک بوته، عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک و شاخص برداشت کاهش یافت. میزان پروتئین دانههای ذرت کاهش و برعکس میزان روغن دانهها افزایش یافت. تراکم علفهای هرز پروتئین دانههای ذرت را کاهش و برعکس میزان روغن دانهها را افزایش داد. تأثیر تراکم علف هرز بر صفات مورد بررسی ذرت بیشتر از تاثیر الگوهای مختلف کشت بود. میزان رقابت علفهای هرز با افزایش تراکم آنها بیشتر شد به صورتی که تأثیر علف هرز سورگوم بیشتر از علف هرز سلمهتره بود. رقابت علفهای هرز باعث کاهش معنیدار LAI و DM در مقایسه با تیمارهای شاهد شد که این کاهش در الگوی کشت مرسوم بیشتر از الگوی کشت دوردیفه زیگزاگ بود. علفهای هرز نیز تحت تأثیر رقابت قرار گرفتند و با افزایش تراکم علف هرز سلمهتره میزان کلروفیل برگها، تعداد پنجه، بیوماس تک بوته و ارتفاع سورگوم به طور معنیداری کاهش یافت. با افزایش تراکم علف هرز سورگوم، میزان کلروفیل برگها و بیوماس تک بوته سلمهتره به طور معنیداری کاهش یافت. میزان تأثیر علف هرز سورگوم بر علف هرز سلمهتره بیشتر بود. مقایسه میانگین دادهها نشان داد که در کلیه صفات مورد بررسی ذرت به جزء تعداد بلال، تیمارهای شاهد عاری از علف هرز به طور معنیداری بیشتر از تیمارهای آلوده به علفهرز بودند.
مقدمه
گیاهان زراعی به عنوان منابع اصلی و با ارزش جهت تهیه غذا برای انسان و دام بوده و بدون شک همهی نیازهای غذایی انسان به طور مستقیم یا غیرمستیم از گیاهان به دست میآید. امروزه کمبود مواد غذایی به دلایل مختلف از جمله افزایش جمعیت، تخریب محیط زیست، پایین بودن راندمان تولید و عدم توزیع و مصرف عادلانة غذا در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه، چهرهی خود را بر جمعیت رو به افزیش کرهی زمین نشان داده است، به طوری که بیش از 3/1 میلیارد نفر از مردم جهان، گرسنه و یا دچار سوء تغذیه هستند. این در حالی است که در هر ساعت بیش از 9 هزار نفر به جمعیت جهان افزوده میشود و بنا بر گزارش کنفرانس جهانی محیط زیست و توسعه، جمعیت کشورهای در حال توسعه تا سال 2025 به 5/8 میلیارد نفر خواهد رسید و این رقم 83 درصد از کل جمعیت کره زمین را شامل خواهد شد ( نقل از ناصریان و ولیزاده، 1380). جمعیت ایران نیز بر اساس مطالعات انجام شده تا سال 1400 در محدودهای بین 87 تا 3/93 میلیون نفر خواهد بود (بی نام، 1380). به این ترتیب، تولید غذا از نگرانیهای اصلی بشر در سالیان آینده است، زیرا که بشر در طی دو دههی آینده بایستی به اندازة کل تاریخ گذشته خود غذا تولید کند.
انسان همپای افزایش جمعیت، تمام تلاش خود را برای افزایش فرآوردههای کشاورزی به کار گرفته است. با توجه به محدودیت افزایش سطح زیرکشت، بیشتر برنامههای توسعه کشاورزی، افزایش تولید در واحد سطح را دستور کار خود قرار دادهاند و در این میان مبارزه با هر عاملی که باعث خسارت و کاهش عملکرد می گردد (از جمله علف های هرز)، در اولویت قرار دارد. علف های هرز به عنوان جزء جدایی ناپذیر اکوسیستم های زراعی و از مهمترین عوامل کاهش دهندهی محصولات زراعی به شمار می روند. خسارت آنها در صورت عدم کنترل به موقع، می تواند بیشتر از آفات و بیماری ها باشد. این میزان کاهش میتواند برای جمعیت فزآیندهی جهان تهدید جدّی به شمار آید. میزان این تهدید در کشورهای در حال توسعه 25 درصد و در کشورهای توسعه یافته 10 درصد گزارش شده است (پارکر و فریر[1]، 1975؛ کراف و لوتز، 1992). به نظر می رسد که در صورت عدم کنترل علفهای هرز، این خسارت تا 100 درصد قابل افزایش باشد (کراف و وان لار[2]، 1993). علفهای هرز یکی از موانع اصلی دسترسی به عملکرد مناسب گیاهان زراعی در دنیا هستند که موجب کاهش تولید می گردند و با اتکاء به برخی از راهبردها توانستهاند که خود را با اکوسیستمهای زراعی سازش دهند و در این اکوسیستم ها به عنوان گیاهان موفق و کارآمد عمل کنند (رادوسویچ و هالت[3]، 1984).
[1] Parker and Fryet (1975) ; Kropff and Lotz (1992)
[2] Kropff and Van laar (1993)
[3] Radosevich and Holt (1984)
---------------------------------
فهرست مطالب:
فهرست مطالب
عنوان صفحه
خلاصه فارسی ................................................................................................................................. 1
مقدمه ............................................................................................................................................... 2
فصل اول : مروری بر تحقیقات گذشته ..................................................................... 9
1-1 : ذرت ........................................................................................................................... 9
1-1-1 : کلیات و گیاهشناسی .................................................................................................. 9
1-1-2 : خصوصیات رشدی ذرت ........................................................................................ 10
1-1-2-1- : مرحله رویشی ............................................................................................ 10
1-1-2-2 : مرحله زایشی ............................................................................................... 11
1-1-2-3- : تجمع ماده خشک ...................................................................................... 13
1-1-2-4 : انتقال ماده خشک ......................................................................................... 14
1-2 : سلمه تره .................................................................................................................. 15
1-2-1 : تاریخچه .................................................................................................................. 15
1-2-2 : گیاهشناسی .............................................................................................................. 15
1-2-3 : زادآوری و تولید بذر ............................................................................................... 17
1-2-4 : جوانه زنی و خواب بذر .......................................................................................... 18
1-2-5 : مدیریت سلمهتره ..................................................................................................... 19
1-3 : سورگوم ................................................................................................................... 21
1-3-1 : کلیات و گیاهشناسی ................................................................................................ 21
1-3-2 : طبقه بندی ژنتیکی ................................................................................................... 23
1-3-3 : طبقه بندی زراعی .................................................................................................... 24
1-3-4 : سورگومهای هیبرید .............................................................................................. 25
1-3-4-1 : سورگوم علوفهای هیبرید اسپیدفید ................................................................... 25
1-4 : رقابت ....................................................................................................................... 28
1-4-1 : عوامل ایجاد کننده رقابت ........................................................................................ 29
1-4-1-1 : آب ............................................................................................................... 30
1-4-1-2 : عناصر غذایی ................................................................................................ 31
1-4-1-3 : نور ............................................................................................................... 32
فهرست مطالب
عنوان صفحه
1- 4-1-4 : حرارت ....................................................................................................... 35
1-4-1-5 : گاز کربنیک .................................................................................................. 36
1-4-1- 6 : آرایش فضایی ............................................................................................. 36
1-5 : روش های مطالعه رقابت .......................................................................................... 37
1-5-1: آزمایش های افزایشی ............................................................................................... 38
1-5-2 : آزمایش های جایگزینی ........................................................................................... 39
1-5-3 : آزمایش های سیستماتیک ........................................................................................ 39
1-5-4 : آرایش های همجواری ............................................................................................. 39
1-5-5 : عوامل موثر بر رقابت علفهای هرز با گیاهان زراعی ............................................. 40
1-5-5-1 : تراکم علفهای هرز ..................................................................................... 40
1-5-5-2 : زمان نسبی سبز شدن بذر یا زمان تداخل ..................................................... 41
1-5-5-3 : فرم رویش گیاه .............................................................................................. 42
1-5-5-4 : گونه علف هرز ............................................................................................ 43
1-5-6 : تراکمهای بحرانی یا آستانه خسارت در علفهای هرز ........................................... 44
1-5-7 : تراکمهای آستانه در مخلوط علفهای هرز ............................................................. 45
1-5-8 : تولید بذر علف هرز در جمعیتهای کمتر از آستانه خسارت ................................. 46
1-5-9 : اصول کاربرد آستانهها خسارت در کنترل علفهای هرز ........................................ 47
1-5-10 : تأثیر تراکم و زمان تداخل علفهای هرز بر روی صفات مرتبط با عملکرد .......... 48
1-5-10-1 : ویژگیهای مورفولوژیک ............................................................................ 48
1-5-10-2 : میزان جذب و نفوذ نور به داخل کانوپی .................................................... 49
1-5-10-3 : تولید ماده خشک ....................................................................................... 50
1-5-10-4 : شاخص برداشت ........................................................................................ 51
1-5-10-5 : ویژگیهای فیزیولوژیک ............................................................................. 52
1-5-10- 6 : میزان کلروفیل برگ .................................................................................. 53
1-5-10-7 : کیفیت بذر گیاه زراعی ............................................................................... 54
1-5-10-8 : عملکرد و اجزای عملکرد .......................................................................... 55
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل دوم : مواد و روشها .................................................................................... 59
2-1 : زمان و محل اجرای آزمایش ........................................................................................ 59
2-2 : ویژگیهای آب و هوایی .............................................................................................. 59
2-3 : خصوصیات خاک مزرعه .............................................................................................. 59
2-4 : مشخصات طرح آزمایشی ............................................................................................. 60
2-5 : عملیات زراعی ............................................................................................................. 60
2-5-1 : آماده سازی زمین و کوددهی ............................................................................ 60
2-5-2 : کاشت بذر ذرت ............................................................................................... 61
2-5-3 : کاشت بذور علفهای هرز ............................................................................... 61
2-5-4 : عملیات داشت .................................................................................................. 62
2- 6 : صفات مورد بررسی در طول فصل رشد ..................................................................... 62
2- 6-1 : اندازهگیری شاخص سطح برگ ....................................................................... 62
2-7 : صفات مورد بررسی در مرحله رسیدگی فیزیولوژیک .................................................. 62
2-7-1 : اندازهگیری میزان کلروفیل برگها ..................................................................... 63
2-8 : صفات مورد بررسی پس از برداشت نهایی .................................................................. 63
2-8-1 : تعیین کیفیت ..................................................................................................... 64
2-8-1-1 : درصد پروتئین و روغن دانه .................................................................. 64
2-9 : تجزیههای آماری، مقایسه میانگینها و پردازش اطلاعات ............................................ 64
فصل سوم : نتایج و بحث ...................................................................................... 65
3-1 : آزمایش اول (کشت سه گونهای) ................................................................................. 65
3-1-1- : صفات ذرت ................................................................................................... 65
3-1-1-1 : ارتفاع بوته ............................................................................................. 65
3-1-1-2- : قطر ساقه از 20سانتیمتری سطح زمین ............................................... 65
3-1-1-3 : قطر ساقه از نزدیک بلال ....................................................................... 82
3-1-1-4 : تعداد بلال .............................................................................................. 82
فهرست مطالب
عنوان صفحه
3-1-1-5 : طول بلال ............................................................................................... 84
3-1-1- 6 : قطر بلال ذرت ..................................................................................... 84
3-1-1-7 : وزن بلال در زمان گلدهی ................................................................... 84
3-1-1-8 : میزان کلروفیل برگها ............................................................................ 85
3-1-1-9 : تعداد دانه در هر ردیف ......................................................................... 85
3-1-1-10 : تعداد ردیف دانه .................................................................................. 86
3-1-1-11 : وزن صددانه ........................................................................................ 86
3-1-1-12 : وزن بلال در زمان رسیدگی ................................................................. 87
3-1-1-13 : بیوماس تک بوته ................................................................................. 87
3-1-1-14 : میزان روغن دانه .................................................................................. 89
3-1-1- 15 : میزان پروتئین دانه .............................................................................. 91
3-1-1- 16 : عملکرد دانه ....................................................................................... 91
3-1-1-17 : عملکرد بیولوژیک ............................................................................... 93
3-1-1- 18 : شاخص .............................................................................................. 93
3-1-2- : صفات سورگوم .............................................................................................. 96
3-1-2-1 : وزن خشک تک بوته ............................................................................. 96
3-1-2-2 : ارتفاع بوته ............................................................................................. 96
3-1-2-3 : قطر ساقه از 20 سانتیمتری سطح زمین .............................................. 105
3-1-2-4 : تعداد پنجه ........................................................................................... 105
3-1-2-5 : میزان کلروفیل برگها .......................................................................... 106
3-1-3 : صفات سلمهتره .............................................................................................. 106
3-1-3-1 : وزن خشک تک بوته ........................................................................... 106
3-1-3-2 : میزان کلروفیل برگها .......................................................................... 115
3-2 : آزمایش دوم (کشت دوگونهای) ................................................................................. 115
3-2-1- : صفات سورگوم ............................................................................................ 115
3-2-1-1 : وزن خشک تک بوته ........................................................................... 115
3-2-1-2 : ارتفاع بوته ........................................................................................... 116
فهرست مطالب
عنوان صفحه
3-2-1-3 : قطر ساقه از 20 سانتیمتری سطح زمین .............................................. 116
3-2-1-4 : تعداد پنجه ........................................................................................... 116
3-2-1- 5 : میزان کلروفیل برگها ........................................................................ 116
3-2-2 : صفات سلمهتره ............................................................................................. 123
3-2-2-1 : وزن خشک تک بوته ........................................................................ 1223
3-2-2-2 : میزان کلروفیل برگها .......................................................................... 123
3-3 : آزمایش سوم (تاثیر الگوهای مختلف کشت ذرت در تراکمهای مختلف سورگوم و
سلمهتره بر خصوصیات گیاه ذرت) ...................................................... 123
3-3-1 : ارتفاع بوته ...................................................................................................... 123
3-3-2 : قطر ساقه از 20 سانتیمتری سطح زمین ......................................................... 130
3-3-3 : قطر ساقه از نزدیک بلال ................................................................................ 130
3-3-4 : تعداد بلال ....................................................................................................... 130
3-3-5 : طول بلال ........................................................................................................ 150
3-3-6 : قطر بلال ......................................................................................................... 150
3-3-7 : وزن بلال در زمان گلدهی .............................................................................. 150
3-3-8 : میزان کلرفیل برگها ........................................................................................ 151
3-3-9 : تعداد دانه در هر ردیف .................................................................................. 151
3-3-10 : تعداد ردیف دانه ........................................................................................... 151
3-3-11 : وزن صددانه ................................................................................................. 152
3-3-12 : وزن بلال در زمان رسیدگی .......................................................................... 152
3-3-13 : بیوماس تک بوته .......................................................................................... 152
3-3-14 : میزان روغن دانه ........................................................................................... 153
3-3-15 : میزان پروتئین دانه ........................................................................................ 153
3-3-16 : عملکرد دانه .................................................................................................. 153
3-3-17 : عملکرد بیولوژیک ........................................................................................ 154
3-3-18 : شاخص برداشت .......................................................................................... 154
3-3-19 : شاخصهای رشد ......................................................................................... 154
فهرست مطالب
عنوان صفحه
3-3-19-1 : وزن خشک (DM) .......................................................................... 154
3-3-19-2 : شاخص سطح برگ (LAI) .............................................................. 155
3-3-19-3 : سرعت رشد محصول (CGR) ........................................................ 155
نتایج کلی این تحقیق .................................................................................................................. 180
پیشنهادها ..................................................................................................................................... 179
منابع مورد استفاده ....................................................................................................................... 180
پیوستها ..................................................................................................................................... 179
چکیده انگلیسی ........................................................................................................................... 196
اکراه
مقدمه :
در همه نظامهای حقوقی اکراه در کنار اشتباه و فریب به عنوان عامل معیوب کننده قصد ظاهر میشود. شخصی که تحت تاثیر اکراه در وضعیتی قرار میگیرد که به حق از اینکه خودش یا یکی از نزدیکان او از حیثیت جانی یا مالی یا حیثیتی در معرض خطری قریب الوقوع و جدی قرار بگیرد، میتواند از قراردادی که جهت رفع این خطر منعقد کرده است، رها شود.
در قانون مدنی ایران موضوع تهدید برای تحقق اکراه به جان، مال، آبروی تهدید شونده یا خویشاوندان نزدیک او محدود شده است. مطالب ماده 202 ق.م :« اکراه به اعمالی حاصل میشود که مؤثر در شخص با شعوری بوده و او را نسبت به جان یا مال یا آبروی خود تهدید کند به نحوی که عادتاً قابل تحمل نباشد. در مورد اعمال اکراهآمیز سن و شخصیت و اخلاق، مرد یا زن بودن شخص باید در نظر گرفته شود». ماده 204 ق.م :« تهدید طرف معامله در نفس یا جان یا آبروی اقوام نزدیک او از قبیل زوج و زوجه و آباء و اولاد موجب اکراه است. در مورد این ماده تشخیص نزدیکی درجه برای مؤثر بودن اکراه بسته به نظر عرف است».
از آنجا که رضای طرفین شرط نفوذ عقد است، بنابراین عقد باید در صورت فقدان رضای یکی از طرفین، غیرنافذ باشد. عقد غیرنافذ باطل نیست بلکه عقد صحیحی است که به علت راضی نبودن یکی از طرفها به انعقاد آن، آثار قانونی عقد در آن جریان ندارد. عقد غیرنافذ در عالم حقوق، موجود اعتباری ناقصی چون یک اسکلت بیروح است که هر گاه نقص آن با تنفیذ بعدی طرف ناراضی یعنی با اعلام رضای او پس از انشای عقد برطرف شود، عقد نافذ و کامل میشود و آثار قانونی آن جریان پیدا میکند و اگر شخص ناراضی عدم رضایت خود را بعداً اعلام کند آن موجود ناقص اعتباری هم نابود میشود.
شخص ناراضی تحت تاثیر تهدید مؤثر و غیرمجاز مبادرت به تشکیل عقد میکند. این تهدید را در اصطلاح حقوقی اکراه و طرفی را که در اثر اکراه عقد انشا میکند مکره (به صیغه اسم مفعول) و تهدید کننده را مکره (به صیغه اسم فاعل) و عقد را عقد اکراهی و این حالت را در مکره، اصطلاحاً کره میگویند.
گفتار اول : شرایط تحقق اکراه
در قانون مدنی اکراه تعریف نشده است اما از جمع مواد 202 تا 208 قانون مدنی در تعریف اکراه میتوان گفت : «فشار غیرعادی
...
خانواده از دیدگاه پیامبر
مقدمه:
سپاس باد آفریدگار جهان را که آفرینش هستی را همسان و هماهنگ با نیازهای بشر پیوند داده و با اندیشهی حکیمانهی خود آن را پرورش داد.
درود و سلام نامحدود بر والاترین معلم و مربی هستی انسان یعنی پیامبر اعظم اسلام حضرت محمد (ص) که با مدد الهی و کتاب آسمانی بشریت را به راه مستقیم و رهنمودهای درخشان و تمدن آشنا ساخت و همچنین بر پیشوایان راه حق که همیشه اهتمام خود را بر تعلیم و تربیت جامعهی بشری معروف داشتهاند.
سپاس باد خداوند متعال را که با نخستین نعمت خود یعنی «علم» بر آدم منت نهاد و آنگاه که پروردگار جهان آدم را آفرید و لباس نورانی هستی را بر تن و قامت وی پوشاند و بر او از آن جهت منت گذاشت که وجود او را با زیور «علم» بیاراست. لذا در اولین سورهای که بر پیامبر اعظم (ص) نازل فرمود و ارزش نعمت علم و دانش را بازگو فرمود بر تمام افراد بشر منت نهاد که در میان همهی پدیدههای هستی وجود آنان را با علم ویژگی بخشید و مشخص و ممتازشان ساخت.
آنجا که میفرماید:
«اقرء باسم ربک الذی خلق, خلق الانسان من حلق, اقرء و ربک الاکرم, الذی علم بالقلم» (2)
ای پیامبر به نام پروردگارت خواندن را آغاز کن, پروردگاری که آفریننده است. انسان را از خون بسته و لخته شده و یا چیزی شبیه کرم و زالو آفرید. بخوان ای پیامبر, پروردگار تو کریمترین کریمان است, از آن جهت که با خامه و قلم بشر را با علم و دانش مأنوس ساخت.
چنانچه براساس تحقیقات بعمل آمده در جوامع پیشرفه غربی هر چند در آن جوامع از نظر علم و تکنولوژی در حد بسیار پیشرفتهای قرار گرفتهاند اما متأسفانه بعلت دینگریزی حاکم در بین نسل جوان شاهد انحطاط اخلاقی و بروز نابهنجاریهای اخلاقی میشویم. بنابراین اگر خانوادهها بتوانند جوابگوی خواستههای معنوی فرزندان خود در حد تعریف شده باشند میتوانند در حد بسیار گسترده از انحطاط و سقوط اخلاقی و مصنوعی نسل جوان جلوگیری کنند.
این تحقیق در نظر دارد به گردآوری اطلاعاتی درخصوص تعلیم و تربیت درست و اصولی از شیوه رفتار و عمل پیامبر و دانشمندان علوم تربیتی درخصوص نحوه رفتار با کودکان جمعآوری نماید, همچنین در پی آن است که بتواند با استفاده از آیات و احادیث از اصول اصلی رفتار پیامبر اعظم (ص) و نحوه برخورد ایشان با کودکان در موقعیتهای مختلف را بدست آورد و در اختیار اولیاء و مربیان قرار بدهد. بنابراین براساس یافتههای علمی در خانوادههایی که کمتر به امور مذهبی اهمیت میدهند معمولاً نوجوانان نیز از شیوهها و رفتارهای والدین پیروی کرده و به امورات مذهبی در نظام تعلیم و تربیت بهاء نمیدهند.
کارشناسان تعلیم و تربیت معتقدند که تربیت و آموزش فرآیند مستمری است که در هیچ دورهای از عمر انسان به ویژه در کودکی و نوجوانی نباید فراموش شود.
در چگونگی تعلیم و تربیت عواملی مختلفی مؤثر است عواملی همچون وضعیت اقتصادی, اجتماعی جامعه, میزان برخورداری خانوادهها از آموزههای دینی و تربیتی سالم و ... .
با توجه به مطالب ذکر شده این سؤال مطرح میباشد که چگونه میتوانیم دارای یک تعلیم و تربیت نظاممند دینی براساس سیره و روش پیامبر داشته باشیم, و چقدر خانوادهها در این مورد نقش دارند و نوجوانان امروز بیش از ما در دوران نوجوانی به مسائل و شناخت سبک معرفت دسترسی دارند و به خاطر زندگی در یک جامعه متحول و در حال رشد با مسائل بیشتری روبرو هستند. آنان بیش از ما در جریان سرعت و شتابزدگی قرار گرفتهاند. با آرمانهای اجتماعی و اخلاقی جدید آشنا میشوند, از پیشرفتهای شگفتانگیز علمی و اجتماعی در دنیا باخبرند, همهی این عوامل گاهی در آنان نوعی علاقه به تندروی و شتابزدگی ایجاد میکند.
«به طوری که تحمین زدهاند در فاصله سالهای 1960 تا 2000 افراد گروه سنی 15 تا 24 ساله از 519 میلیون به حدود 1128 میلیون بالغ میگردند و در حال حاضر در حدود 75% این نوجوانان در کشورهای در حال توسعه زندگی میکنند» (3).
با عنایت به این که کشور ما نیز دارای جمعیت جوان بیشتری میباشد, قطعاً و یقیناً گرایش جذاب برنامههای رادیوئی, رسانهای و ماهوارهای نقش اساسی در تخریب افکار و عقاید نسل حاضر را دارد, چه باید کرد. خانواده, جامعه و مربیان چه رسالتی عظیم بر عهده دارند. پس با این تعبیر معنای فرمایش الهی که میفرماید:
« انی اعلم مالا تعلمون» (4) یعنی آنچه را که من عالم به آن هستم شما به آن عالم نیستید.
یعنی این است که اگر انسان مربی خوب داشته باشد به جایی میرسد که فرشتگان مجبورند اعتراف کنند که به جایگاه رفیع او دست پیدا نمیکنند.
از مفهوم سوره فوق که در قسمت مقدمه بحث شد چنین استنباط میشود که خداوند با این سوره اولین چیزی که لازمه داشتن آن برای بشریت از اولویت ویژهای برخوردار است تعلیم و تعلم و ارزش واقعی علم میباشد, با عنایت به این که موضوع اصلی و ارکان کلی مورد بحث در این مقالهی تحقیقی در حول محور تعلیم و تربیت میباشد و صرفنظر از این که جایگاه خانواده از دیدگاه پیامبر اعظم (ص) نیز مورد بحث میباشد.
اصولاً تعلیم و تربیت مطلبی است که ذهن هر انسان بیداری را که قلبش به عشق وطن میتپد به جستجو و تلاش وامیدارد و این موضوع از زمانهای بسیار دور مورد توجه بشر بوده و در تمام عصرها و نسلهای زندگی بشر از اهمیت ویژهای برخوردار بوده است.
قبل از ورود به بحث اصلی باید موضوع را شناخت و کلاً کسی که میخواهد در مورد این مهم یعنی تعلیم و تربیت بحث کند باید ابعاد موضوع را بسنجد, همانطوری که خواجه نصیر طوسی در کتاب «اخلاق ناصری» معتقد است «نفس انسان از آن جهت که مبداء نیک و بد اعمال است» موضوع اخلاق و تربیت شمرده میشود (5) با استناد به موارد فوقالذکر مشخص میشود که تعلیم و تربیت جزء اصول و ضرورتهای اولیه جامعه بشری میباشد بنابرین برای شناخت جایگاه علم و انسان باید به موضوع تعلیم و تربیت اهمیت بیشتری داده شود.
شناخت خود زمینه شناخت خدا, در این رابطه پیامبر اعظم (ص) میفرماید:
«من عرف نفسه فقد عرف ربه» (6)
آن کسی که خویشتن را شناخت خدایش را شناخته است.
بنابراین با توجه به این که شناخت خود مقدم بر شناخت خداست لازم و ضروری است که انسان در راه تعلیم و تربیت باید اول خود را بشناسد و در گام بعدی وارد عرصه شناخت معبودش شود و در این بحث یعنی (تعلیم و تربیت) کانالهای متعددی دخیلاند که از جملهی آنها معلم, جامعه, رسانهها و خانوادهها میباشند. در اینجا ابتدا در مورد نقش و جایگاه معلم اشارهی کوتاهی خواهیم داشت.
جایگاه معلم
معلمی شغل انبیاست. این شعاری است مبارک که همگان آن را شنیدهاند, و ارزشهای وجودی انبیاء در کار تعلیم و تربیت و پرورش انسانهاست و پیامبر اعظم (ص) میفرمایند: «انما بعثت معلماً» من برای تعلیم و تربیت مبعوث شدم. بنابراین کار معلمی مقدس است زیرا کار پیامبران الهی را عهدهدار میباشند.
پیامبر گرامی اسلام میفرمایند:
«کسی که فرزند کوچکی را تربیت کند و او را صحیحتر تعلیم و تربیت دهد به قدری که توان گفتن لا اله الا الله را داشته باشد, خداوند در قیامت از او حسابرسی نخواهد کرد و اعمالش را محاسبه نمیکند» (7).
پس ای معلم! قدر خویش را بدان زیرا اگر در تربیت صحیح کودکان درست عمل کنی, در این صورت تو کار انبیاء و سفیران الهی را انجام دادهای و بر دانشآموزانت سزاوار است که تو را تا حد پرستش حرمت نهند و این چند کلام به جهت حرمت مقام معلم نوشته شد و اما در مورد تعلیم و تربیت, همچنان که در ابتدا توضیح داده شد علاوه بر پیامبران الهی که مسئولیت تعلیم و
تربیت جوامع بشری را عهدهدار بودهاند, دانشمندان هر جامعهای همگام باآنها در این وادی کوشیدهاند. اندیشمندان در این زمینه رسالههای فراوانی نوشتهاند و همیشه تلاشهای آنان در این زمینه چشمگیر بوده است. اکثر این کتابها که از میان رفته از روح تعالیم اسلامی یعنی «قرآن» و «حدیث» نبوت الهام گرفتهاند.
ضرورت تعلیم و تربیت
تعلیم و تربیت بحث ساختن افراد و انسانهاست, در این صورت است که ما باید با اصول صحیح تربیت اسلامی آشنا شویم و در پاسخ به این سؤال که آیا دین اسلام به اصول تربیت و مسئله تعلیم اهمیت قائل هست؟ قطعاً پاسخ این سؤال را با شاهد قرآنی که در ذیل خواهم آورد جواب داده میشود. آن جا که قرآن در آیه «الذی علم بالقلم» یعنی قلم مظهر سواد و نوشتن است میفرماید و یا نظر صریح پیامبر اعظم (ص) که فرمودند «بالتعلیم ارسلت» من فرستاده شدم برای تعلیم (8).
بنابراین اسلام بطور واضح به تعلیم و تعلم سفارش کرده زیرا تعلیم و تربیت از اصول اولیه دین مبین اسلام است و باز شاهد قرآنی که میفرماید:
«طلب العلم فریفة علی کل مسلم» (9) و یا خداوند در قرآن درخصوص روش پیامبر اعظم (ص) میفرماید: «لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة» (10).
به درستی که روش زندگی رسول خدا برای شما سرمشق خوبی میباشد.
بنابراین اگر در جامعه به ارزش علم و مقام و منزلت علما و دانشمندان توجه شود اصلاح و کمال به قلمهای رشد و ترقی و دانش تبدیل میشوند و آن جامعه به سوی کمال در حرکت خواهد بود.
بنابراین هدف اصلی تحقیق حاضر بررسی خانواده از دیدگاه پیامبر اعظم (ص) و جایگاه آن در نظام تعلیم و تربیت است و اهداف ویژه آن عبارتند از:
1- بررسی و تعیین سیره و روشهای عملی پیامبر بزرگوار اسلام در برخورد با کودکان و تربیت فرزندان.
2- بررسی و تعیین میزان به کارگیری روشهای عملی و سیره تربیتی پیامبر اعظم (ص) در خانوادهها در برخورد با فرزندان و کودکان.
3- بررسی و تعیین نقش و تأثیر پایبندی به دستورات دینی در موفقیت تحصیلی دانشآموزان.
4- تعیین تأثیر عضویت در فعالیتهای بسیج در موفقیت تحصیلی دانشآموزان.
5- بررسی و تعیین میزان تأثیر خانواده و مدرسه در شکلگیری اعتقادات مذهبی از دیدگاه دانشآموزان.
6- بررسی مقایسه میزان موفقیت تحصیلی دانشآموزانی که در بسیج عضویت دارند و در مقایسه با کسانی در بسیج عضویت ندارند.
براساس اهداف فوق سؤالاتی در تحقیق حاضر مطرح میشوند که عبارتند از:
1- روشها و سیرهی عملی و تربیتی پیامبر اعظم (ص) در برخورد با فرزندان در خانواده کدامند؟
2- میزان به کارگیری روشهای عملی و تربیتی پیامبر اعظم (ص) در خانوادهها, در برخورد با فرزندان, از دیدگاه دانشآموزان چقدر است؟
3- آیا پایبندی به دستورات دینی در موفقیت تحصیلی دانشآموزان, از دیدگاه آنان تأثیر مثبت دارد؟
4- آیا عضویت در بسیج دانشآموزی در موفقیت تحصیلی دانشآموزان, از دیدگاه آنان تأثیر مثبت دارد؟
5- از دیدگاه دانشآموزان خانواده و مدرسه تا چه حد در شکلگیری اعتقادات مذهبی فرزندان تأثیر مثبت دارد؟
6- آیا دانشآموزان عضو بسیج در مقایسه با دانشآموزان غیرعضو بسیج از میانگین و معدل بالاتری برخوردارند؟
متدولوژی یا روش
روش تحقیق حاضر از نوع کتابخانهای و زمینهیابی است. که در آن برای بررسی اهداف و پاسخ به سؤالات ابتدا با استفاده از مطالعه منابع, کتب, احادیث, مجلات و سایر منابع, روشهای عملی و سیرهی تربیتی پیامبر اعظم (ص) جمعآوری شد و بعد با استفاده از پرسشنامه باور و عقیده دانشآموزان در مورد میزان بکارگیری روشهای تربیتی پیامبر اسلام مورد اندازهگیری قرار گرفته است.
نمونه آماری تحقیق حاضر شامل 200 نفر از دانشآموزان دختر و پسر شاغل به تحصیل در دبیرستانهای شهرستان میاندوآب هستند که از طریق نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند. مشخصات مدارس انتخاب شده در جدول زیر آمده است:
|
|
دبیرستان |
پیشدانشگاهی |
|
پسرانه |
2 |
1 |
|
دخترانه |
1 |
1 |
اطلاعات توصیفی مربوط به نمونه آماری همراه با جداول فراوانی, درصد و نمودارهای میلهای به شرح زیر میباشد:
جدول (1): جدول مربوط به برخی ویژگیهای نمونه آماری همراه با فراوانی و درصد هر یک از آنها
|
ویژگیها
شاخصها |
جنسیت |
پایه تحصیلی |
معدل |
عضویت در بسیج |
||||||||||
|
دختر |
پسر |
اول |
دوم |
سوم |
پیش دانشگاهی |
زیر 10 |
بین 12-10 |
بین 14-12 |
بین 17-14 |
بالای 17 |
دارد |
ندارد |
||
|
فراوانی |
F |
92 |
108 |
40 |
60 |
48 |
52 |
- |
7 |
56 |
95 |
42 |
86 |
114 |
|
درصد |
P% |
46 |
54 |
20 |
30 |
24 |
26 |
0 |
5/3 |
28 |
5/47 |
21 |
43 |
57 |
|
جمع کل |
T |
200 |
200 |
200 |
200 |
|||||||||
با توجه به جدول فوق میتوان استنباط نمود که 92 نفر آزمودنیها دختر و 108 نفر از آنها پسر هستند. که به ترتیب 46 درصد و 54 درصد آزمودنیها را تشکیل میدهند و همین اطلاعات در رابطه با پایه تحصیلی, معدل و عضویت در بسیج دانشآموزی در جدول نمایان است.

شکل (1): نمودار دایرهای و درصدی مربوط به جنسیت آزمودنیها

شکل (2): نمودار دایرهای و درصدی مربوط به پایه تحصیلی آزمودنیها

شکل (3): نمودار دایرهای مربوط به معدل آزمودنیها

شکل (4): نمودار دایرهای مربوط به درصد عضویت آزمودنیها در بسیج

شکل (5): نمودار میلهای مربوط به جنسیت آزمودنیها

شکل (6): نمودار میلهای مربوط به پایه تحصیلی آزمودنیها

شکل (7): نمودار میلهای مربوط به معدل آزمودنیها

شکل (8): نمودار میلهای مربوط به عضویت آزمودنیها در بسیج
در شکل شماره (1) تا (4) نمودار دایرهای و درصدی مربوط به جنسیت, پایه تحصیلی, معدل و عضویت در بسیج آمده است. برای مثال در شکل شماره (1), 46 درصد آزمودنیها دختر و 54 درصد پسر هستند که نمایش داده شده است.
در شکلهای شماره 5 الی 8 به ترتیب نمودار میلهای جنسیت, پایه تحصیلی, معدل و عضویت در بسیج آمده است. برای مثال شکل شماره (8) نشان میدهد 86 نفر از آزمودنیها در بسیج عضویت داشتند و 114 نفر عضویت نداشتند.
برای بررسی نظرات و باورهای آزمودنیها از یک پرسشنامه که حاوی 12 سؤال پنج گزینهای است و چهار سؤال که اطلاعات مربوط به جنسیت, پایه تحصیلی, معدل سال گذشته و عضویت در بسیج دانشآموزی را از آزمودنیها بدست میآورد, استفاده شده است و نمونه فرم پرسشنامه در بخش ضمائم آمده است (12).
نتایج و یافتهها
براساس بررسیها و سؤالات پژوهش یافتهها و نتایج پژوهش حاضر به شرح زیر میباشد:
سؤال اول: روشها و سیرهی عملی و تربیتی پیامبر اعظم (ص) در برخورد با فرزندان در خانواده کدامند؟ برای یافتن پاسخ این سؤال ابتدا با استفاده از بررسی منابع اطلاعات زیر به طور مستقیم و غیرمستقیم بدست آمد:
جایگاه تعلیم و تربیت
از عمدهترین مسائل نظام تعلیم و تربیت در هر کشوری چگونگی تربیت و پرورش انسان براساس نیازهای آن کشور میباشد, پرواضح است که انجام این امر مهم همچنان ساده و قابل دسترسی نمیباشد. رسیدن به چنین هدفی لازمهاش به کارگیری راهها و روشهای اصولی میباشد که مبتنی بر یافتههای علمی و اصول عقلی باشد.
«در میان شاخههای مختلف روانشناسی؛ روانشناسی تربیتی نقش اساسی و عمدهای را ایفاء مینماید زیرا از یک طرف از اصول و قوانین روانشناسی بحث میکند و از یک طرف دیگر آنها را به طور کاربردی و عملی در صفحه تعلیم و تربیت بکار میگیرد. اگر اصول و مبانی دانش روانشناسی تربیتی بطور بنیادی به کار گرفته شوند میتوانند بسیاری از مشکلات و معضلات تعلیم و تربیت را حل نمایند زیرا این شاخه از دانش بشری با تکیه بر شیوههای علمی قابل قبول؛ به بررسی مسائل مختلف کودک و نوجوان در محیط خانه و مدرسه میپردازد» (13).
نقش خانواده در تعلیم و تربیت
آیا تا به حال پیش آمده که از خودمان بپرسیم که خانواده چه نقش یا نقشهایی میتواند در فرآیند تعلیم و تربیت داشته باشد به عبارت سادهتر بر فرض این که خانواده اصلاً وجود خارجی دارد و اصولاً اگر خانواده وجود خارجی نداشت آیا در این صورت جامعهی بشری با مشکل مواجه نمیشد.
«لازم است گفته شود که چنین فرضی به سادگی قابل تحقق نمیباشد اگر این طور باشد یعنی بر فرض حذف خانواده از جامعه بشری مسلماً نوع بشر و نوع جامعه انسانی با خطر جدی روبرو میشد» (14).
دیدگاه پیامبر به خانواده
به نهاد مقدس خانواده از هر طرف که بنگریم عظمت و جلال بهتآوری را ملاحظه خواهیم کرد و این بهت و تحیر به دلیل آنست که این نهاد ریشه در تاریخ بشری دارد, آغاز حرکت جامعه بشری در پرتو آثار و عملکردهای آن شکل میگیرد و هیچکدام از نهادهای بشری این ویژگیها را دارا نمیباشد. جمال و جلال خانواده در عالم هستی بینظیر میباشد.
اگر به نقش و اهمیت خانواده در نظام تعلیم و تربیت از دیدگاه پیامبر اعظم (ص) نظری داشته باشیم قطعاً با سیر و تفکر در فرمایشات ایشان درخصوص نقش تربیتی آن (خانواده)
خواهیم دید که اصالت وجود این موجود یعنی «انسان» ریشه در بنیان خانواده دارد, چرا که پیامبر اعظم (ص) نیز بارها بر نقش تربیتی خانوادهها اشاره فرموده و در این مورد فرموده است: «هر درختی میوهای دارد و میوهی دل, فرزند است» (15).
از دیدگاه اسلام, انسان موجودی اجتماعی و تربیتپذیر است, رشد و تعالی در متن جامعه صورت میگیرد از این رو توصیههای اخلاقی و تربیتی خاص را برای ظهور استعدادها و تواناییهای انسان ارائه کرده است.
پیامبر اعظم (ص) راه رشد و تعالی را به پیروانش که جویای تربیت و تعلیمات اصولی هستند به یادگار گذاشته است. ضمن اشاره به توصیهها و رهیافتهای تربیتی اسلام با سخنان دلنشین خود و آموزههای تربیتیاش امکان تربیت یکایک افراد و تأمین سلامت روحی و روانی جامعه را فراهم آورده است. رهیافتهای جدید علم روانشناسی بر بسیاری از توصیههای تربیتی و اخلاقی پیامبر اعظم (ص) صحه گذاشته که این امر مؤید اهمیت آموزههای تربیتی پیامبر اعظم (ص) میباشد.
با عنایت به این که دانستن حق مردم است به طور واضح در احادیث و قرآن نیز بر آن تأکید شده است, بی تردید بهترین راه و روش دانستن, عمل به رهنمودها و رفتارهای پیامبر بزرگوار میباشد.
زندگی پیامبر سرمشق تعلیم و تربیت
سراسر زندگی پربرکت رسول مکرم اسلام حضرت محمد (ص) از بدو تولد تا آخرین لحظات زندگی مبارکاش سرمشق خوبی برای کسانی که دنبال سعادت و سلامت در دنیا و آخرتند, میباشد. پیروی از راه و روش و سنت آن حضرت آدمی را به خدا نزدیک میکند و زمینههای رشد و تکامل را فراروی او قرار میدهد محمد (ص) آخرین فرستاده پروردگار با کاملترین دین و آئین از جانب خدا در برههای از دوران که جهل, فساد و پلیدی موجودیت انسانها را در کام خود فرو کشیده بود برای هدایت بشر مبعوث گردید و روح نشاط را در کالبد بیجان بشریت دمید.
پیامبر اعظم (ص) تمام توان خود را صرف هدایت انسان و انسانیت به سوی خالق یکتا و مبارزه با جهل و نادانی و شرک نمود و در این راه اذیتهای فراوانی را متحمل شد ولی آن بزرگوار با همت بلند در راه اعتلاء و تبلیغ و ترویج برنامههای الهی از هیچ کوششی دریغ نفرمود.
پیامبر اکرم (ص) طبق نظر قرآن «رحمة لعالمین» است آن قدر مهربان و رئوف بود که همواره خیرخواه مردم بود.
هدف از بعثت پیامبر اعظم (ص) تکمیل مکارم اخلاق و آراستگی انسانها به سجایا و فضایل اخلاقی میباشد و آن جا که میفرماید: «انما بعثت لاتهم مکارم» (16).
بنابراین احترام به علمای علم, برگرفته از روش و سیرهی رسول خدا (ص) میباشد آن حضرت با این روش ضمن گرامی داشتن مقام عالم و ارج نهادن به علم, آنها را به یاد گرفتن تشویق مینمود. شاهد قرآنی دلیل بر اثبات این موضوع میباشد.
«هل یستوی الذین یعلمون والذین لایعلمون» (17)
آیا کسانی که میدانند با کسانی که نمیدانند برابرند.
شناخت جایگاه خانواده در نظام تعلیم و تربیت
برای شناخت جایگاه خانواده در نظام تعلیم و تربیت باید به بررسی موضوعی خانه و خانواده پرداخته شود و اهمیت و جایگاه مهمتر از آن جایگاه تربیتی خانواده در نظام تعلیم و تربیت بررسی شود «همان طوری که ضد هر چیزی معرف خود آن چیز است و اگر بر این اصل حاکم معتقد هستیم باید بدانیم که سیر بودن را از طریق گرسنگی میشناسیم و سیراب بودن را از طریق ضدش یعنی تشنگی تشخیص میدهیم» (18). به همین جهت ارزش خانواده را با تصور نبود آن میتوانیم بشناسیم. بنابراین نهاد اولیه تعلیم و تربیت خانواده است. در خانواده است که ارزشها به طور مستقیم و غیرمستقیم به فرزندان منتقل میشود.
نقش پدر و مادر در تعلیم و تربیت فرزندان
تحقیقات نشان داده است که محیط خانواده و اجتماع در ایجاد علاقه و عادت به مطالعه نقش بسزایی دارند. اگر پدر و مادر اهل مطالعه باشند حتماً تأثیر آن را در فرزندان خواهیم دید. بنابراین مدرسه و جامعه با کمک خانواده میکوشند ارزشهای موجود را از طریق کانال نظام تعلیم و تربیت به کودکان القاء کنند تا بدین وسیله هم فرد و هم جامعه از آنها بهرهمند گردند. به دلیل روابط مداوم که میان افراد خانواده وجود دارد خانواده مهمترین تغذیهکننده کودکان از بعد تعلیم و تربیت میباشند اگر انسان از تربیت صحیح برخوردار باشد و اولیای مربیان با تقوا داشته باشیم انسان در جایگاهی قرار میگیرد که فرشتگان به آن را, نخواهند یافت.
اجتماعی کردن کودک در خانواده
«یکی از وظایف مهم خانوادهها اجتماعی کردن کودکان است. یعنی خانواده از طریق آموزش و پرورش فرزند را با فرهنگ جامعه آشنا میسازد و او را برای همنوایی با جامعه آماده میکند. خانواده در رشد شخصیت کودک سهم اساسی دارد. جنبههای ژرف و عمیق و پنهان شخصیت انسانی ناشی از تعلیم و تربیت او در دوران کودکی است. از آن جا که نخستین سالهای زندگی کودک در خانواده میگذرد و در این دوران است که پایه اولیه شخصیت او گذاشته میشود, میتوان به اهمیت خانواده و تأثیری که در شخصیت فرد و پرورش قوای روحی و اخلاقی او دارد, کاملاً پی برد» (19).
با عنایت به موارد فوقالذکر فرزندان در دامن خانواده و در پناه پدر و مادر رشد میکنند و راه و رسم زندگی و تجربیات جدید را از آنها میآموزند و وقتی وارد محیط جدید یعنی مدرسه میشوند تحت تأثیر افکار و رفتار معلمان و مربیان خود قرار گرفته و شکلهای مختلف رفتارها و الگوهای جدید را از آنان فرا میگیرند لذا همکاری این دو نهاد مهم تربیتی یعنی خانه و مدرسه میتواند تأثیرات مثبت در رشد تکامل شخصیت کودکان و نوجوانان داشته باشد.
اجتماعی کردن کودکان و جایگاه مدارس
«در کنار خانواده . . .
ادامه مطلب (اگه خواستی ایمیل میکنم برات) ...
سلول های خورشیدی
فصل اول
فتوولتائیک و اساس کار سلولهای خورشیدی
1- تعریف
2- مزایا و معایب
3- عوامل مؤثر بر بازده
1- انرژی فتوولتاتیک
تبدیل نور خورشید به الکتریسیته از میان یک سلول فتوولتاتیک (pvs) میباشد، که بطور معمول یک سلول خورشیدی نامیده می شود. سلول خورشیدی یک ابزار غیر مکانیکی است که معمولاً از آلیاز سیلیکون ساخته شده است.
نور خورشید از فتو نهی، یا ذرات انرژی خورشیدی ساخته شده استاین فتو نهی مقادیر متغیر انرژی را شامل می شود مشابه طول مولد های متفاوت اسپکتروم های نوری هستند .
وقتی فتو نهی به یک سلول فتو ولتاتیک بر خورد می کند، ممکن است منعکس شوند ،مستفیم از میان عبور کنند، یا جذب شوند. فقط فتو نهی جذب شده انرژی را برای تولید الکتریسیته فراهم می کنند .وقتی که نور خورشید کافی یا انرژی توسط جسم نیمه رسانا جذب شود، الکترون از اتم های جسم جابجا می شوند.
رفتار خاصی سطح جسم در طول ساختن باعث می شود سطح جلویی سلولکه برای الکترون های آزاد بیشتر پذیرش یابد. بنا براین الکترون ها بطور طبیعی به سطح مهاجرت می کنند .
زمانی که الکترون ها موقعیت n را ترک می کنند و سوراخ هایی شکل می گیرد. تعداد الکترونها زیاد است، هر کدام یک بار منفی را حمل می کنند و به طرف جلو سطح سلول می روند، در نتیجه عدم توازون بار بین سلولهای جلویی و سطوح عقبی یک پتانسیل ولتاژ. شبیه قطب های مثبت ومنفی یک باطری ایجاد می شود.

وقتی که دو سطح از میان یک راه داخلی مرتبط می شود، الکتریسیته جریان مییابد .
سلول فتو ولتاتیک قاعده بلوک ساختمان یک سیستم pv است.
سلولهای انفرادی می توانند در اندازه هایی از حدود cm 1 تا cm10 از این سو به آن سو متغیر می شود .
با این وجود ،توان 1یا 2 وات تولید می کند،که انرژی کافی برای بیشتر کار بردها نیست.برای اینکه بازده انرژی را افزایش دهیم، سلولها بطور الکتریکی به داخل هوای بسته یک مدول سخت مرتبط می شود .
مدولها می توانند بیشتر برای شکل گیری یک آرایش مرتبط شوند.
اصطلاح آرایش به کل صفحه انرژی اشاره می کند ،اگر چه آن از یک یا چند هزار مدول ساخته شدهباشد ،آن تعداد مدولها ی مورد نیاز می توانند بهم مرتبط شوند برای اینکه اندازه آرایش مورد نیاز (تولید انرژی) را تشکیل دهند.
اجرای یک آرایش فتو ولتاتیک به انرژی خورشید وابسته است .
شرایط آب وهوایی (همانند ابر ومه ) تاثیر مهمی روی انرزی خورشیدی دریافت شده توسط یک آرایش pv و در عوض ،اجرایی آن دارد .بیشتر تکنولوژی مدول های فتو ولتاتیک در حدود 10 درصد موثر هستند در تبدیل انرژیخورشید با تحقیق بیشتر مرتبط شوند برای اینکه این کار را به 20 درصدافزایش دهند.
سلولهای pv که در سال 1954 توسط تحقیقات تلفنی بل bell کشف شد حساسیت یک آب سیلیکونی حاضر به خورشید را به طور خاصی آزمایش کرد. ابتدا در گذشته در دهه 1950،pvs برای تامین انرژی قمر های فضا در یک مورد استفاده قرار گرفتند.
موفقیت pvs در فضا کار برد های تجاری برای تکنو لوژی pvs تولید کرد. سادهترین سیستم های فتو ولتاتیک انرژی تعدادزیادی از ماشین حساب های کوچک و ساعتهای مچی را هر روز استفاده کردند.
بیشتر سیستم های پیچیده الکتریسیته را برای پمپاژ آب، انرژی ابزارهای ارتباطی، وحتی فراهم کردن الکتریسیته برای خانه هایمان فراهم می کنند .
تبدیل فتوولتاتیک به چندین دلیل مفید است. تبدیل نور خورشیدبه الکتریسیته مستقیم است، بنابراین سیستم های تولید کننده مکانیکی به حجم زیادی لازم نیستند. خصوصیت مدولی انرژی فتو ولتاتیک اجازه می دهد به طور سریع آرایش ها در هر اندازه مورد نیاز یا اجازه داده شده نصب شوند .
همچنین ،تاثیر محیطی یک سیستم فتو ولتاتیک حد اقل است، آب را برای سیستم نیاز ندارد پختن وتولید محصول فرعی نیست .سلولهای فتوولتاتیک، همانند باتریها ،جریان مستقیم (dc)را تولید می کنند که به طور عمومی برای برای راههای کوچکی مورد استفاده است (ابزار الکترونیک).وقتی که جریان مستقیم از سلولهای فتوولتاتیک برای کاربردهای تجاری یا لحیم کردن کار برد های الکتریکی استفاده میشود.
شبکه های الکتریکی بایستی به جریان متناوب (AC)برای استفاده تبدیل کنندهها تبدیل شوند، ابزارهای حالت جامد که جریان مستقیم را به جریان متناوب تبدیل می کنند. به طور تاریخی PVSدر جاهای دور برای تولید الکتریسیته بکار گرفته شده است .با این وجود یک بازار برای تولید از PVS را توزیع کنند ممکن است با بی نظمیقیمتهای تبدیل و توزیع همزمان با بی نظمی الکتریکی توسعه داده شود .
جایگزین ژنراتو های کوچک مقیاس عددی در تغذیه کنندهای الکتریکی میتوانند اقتصاد واعتبار سیستم توزیع را بهبود بخشد.
به پدیدهای که در اثر تابش نور بدون استفاه از مکانیزمهای محرک، الکتریسیته تولید کند پدیده فتوولتائیک و به هر سیستمی که از این پدیدهها استفاده کند سیستم فتوولتائیک گویند. سیستمهای فتوولتائیک یکی از پر مصرفترین کاربرد انرژیهای نو میباشند و تاکنون سیستمهای گوناگونی با ظرفیتهای مختلف (۵/۰ وات تا چند مگاوات) در سراسر جهان نصب و راه اندازی شدهاست و با توجه به قابلیت اطمینان و عملکرد این سیستمها هر روزه بر تعداد متقاضیان آنها افزوده میشود. از سری و موازی کردن سلولهای آفتابی میتوان به جریان و ولتاژ قابل قبولی دست یافت. در نتیجه به یک مجموعه از سلولهای سری و موازی شده پنل (Panel) فتوولتائیک میگویند. امروزه اینگونه سلولها عموماً از ماده سیلیسیم تهیه میشود و سیلیسیم مورد نیاز از شن و ماسه تهیه میشود که در مناطق کویری کشور، به فراوانی یافت میگردد. بنابراین از نظر تأمین ماده اولیه این سلولها هیچگونه کمبودی در ایران وجود ندارد. سیستمهای شکست در تجزیه (خطای lexing): فتوولتائیک را میتوان بطور کلی به سه بخش اصلی تقسیم نمود که بطور خلاصه به توضیح آنها میپردازیم.
۱- پنلهای خورشیدی:
این بخش در واقع مبدل انرژی تابشی خورشید به انرژی الکتریکی بدون واسطه مکانیکی میباشد. لازم به ذکر است، جریان ولتاژ خروجی از این پنلها DC (مستقیم) میباشد.
2- تولید توان مطلوب یا بخش کنترل :
این بخش در واقع کلیه مشخصات سیستم را کنترل کرده وتوان ورودی پنلها را طبق طراحی انجام شده و نیاز مصرف کننده به بار یا باتری تزریق و کنترل میکند لازم به ذکر است که در این بخش مشخصات و عناصر تشکیل دهنده با توجه به نیازهای بار الکتریکی و مصرف کننده و نیز شرایط آب و هوایی محلی تغییر میکند.
۳- مصرف کننده یا بار الکتریکی:
با توجه به خروجی DC پنلهای فتوولتائیک، مصرف کننده میتواند دو نوع DC یا AC باشد، همچنین با آرایشهای مختلف پنلهای فتوولتائیک میتوان نیاز مصرف کنندگان مختلف را با توانهای متفاوت تأمین نمود. با توجه به کاهش روز افزون ذخائر سوخت فسیلی و خطرات ناشی از بکارگیری نیروگاههای اتمی، گمان قوی وجود دارد که در آیندهای نه چندان دور سلولهای خورشیدی به انرژی برق بهعنوان جایگزین مناسب و بی خطر برای سوختهای فسیلی و نیروگاههای اتمی توسط بشر بکار گرفته شود.
مصارف و کاربردهای فتوولتائیک
• مصارف فضانوردی و تأمین انرژی مورد نیاز ماهوارهها جهت ارسال پیام
• روشنایی خورشیدی :
در حال حاضر روشنایی خورشیدی بالاترین میزان کاربرد سیستمهای فتوولتائیک را در سراسر جهان دارد و سالانه دهها هزار نمونه از این سیستم در سراسر جهان نصب و راه اندازی میگردد، مانند برق جادهها و تونلها بخصوص در مناطقی که به شبکه برق دسترسی ندارند، تأمین برق پاسگاههای مرزی که دور از شبکه برق هستند، تأمین برق مناطقی شکاربانی و مناطق حفاظت شده نظیر جزیرههای دور افتاده که جنبه نظامی دارند.
• سیستم تغذیه کننده یک واحد مسکونی:
انرژی مورد نیاز کلیه لوازم برقی منازل (شهری و روستایی) و مراکز تجاری را میتوان با استفاده از پنلهای فتوولتائیک و سیستمهای ذخیره کننده و کنترل نسبتاً ساده، تأمین نمود.
• سیستم پمپاژ خورشیدی:
سیستم پمپهای فتوولتائیک قابلیت استحصال آب از چاهها، قنوات، چشمهها، رودخانهها و ….. را جهت مصارف متنوعی دارا میباشد.
• سیستم تغذیه کننده ایستگاههای مخابراتی و زلزله نگاری:
اغلب ایستگاههای مخابراتی و یا زلزله نگاری در مکانهای فاقد شبکه سراسری و صعب العبور و یا در محلی که احداث پست فشار قوی به فشار ضعیف و تأمین توان الکتریکی ایستگاه مذکور صرفه اقتصادی و حفاظت الکتریکی ندارد نصب شدهاند.
• ماشین حساب، ساعت، رادیو، ضبط صوت و وسایل بازی کودکانه یا هر نوع وسیلهای که تاکنون با باطری خشک کار میکردهاست یکی دیگر از کاربردهای این سیستم میباشد. مثلاً ژاپن در سال ۱۹۸۳ حدود ۳۰ میلیون ماشین حساب خورشیدی تولید کردهاست که سلولهای خورشیدی بکار گرفته در آنها مساحتی حدود ۰۰۰/۲۰ متر مربع و توان الکتریکی معادل ۵۰۰ کیلووات داشتهاند.
• نیروگاههای فتوولتائیک:
همزمان با استفاده از سیستمهای فتوولتائیک در بخش انرژی الکتریکی مورد نیاز ساختمانها اطلاعات و تجربیات کافی جهت احداث واحدهای بزرگتر حاصل گردید و همه اکنون در بسیاری از کشورهای جهان نیروگاه فتوولتائیک در واحدهای کوچک و بزرگ و به صورت اتصال به شبکه و یا مستقل از شبکه نصب و راه اندازی شدهاست ولی این تأسیسات دارای هزینه ساخت، راه اندازی و نگهداری بالایی میباشند که فعلاً مقرون به صرفه و اقتصادی نیست.
• یخچالهای خورشیدی:
از یخچالهای خورشیدی جهت سرویس دهی و ارائه خدمات بهداشتی و تغذیهای در مناطق دور افتاده و صعب العبور استفاده میگردد. عملکرد مناسب یخچالهای خورشیدی تا حدی بودهاست که در طی ۵ سال گذشته بیش از ۱۰۰۰۰ یخچال خورشیدی برای کاربردهای بهداشتی و درمانی در سراسر آفریقا راه اندازی شدهاست.
• سیستم تغذیه کننده پرتابل یا قابل حمل:
قابلیت حمل و نقل و سهولت در نصب و راه اندازی از جمله مزایای این سیستمها میباشد بازده توان این سیستمها از ۱۰۰ وات الی یک کیلو وات تعریف شدهاست. از جمله کاربردهای آن میتوان به تأمین برق اضطراری در مواقع بروز حوادث غیر مترقبه، سیستم تغذیه کننده یک چادر عشایری و کمپهای جنگلی اشاره نمود.
تعریف سلولهای خورشیدی :
سلولهای خورشیدی (solar cells) از نیمههادیها ساخته شده و با اتصال سیلیکونهای نوع N و P شکل میگیرند. وقتی نور خورشید به یک سلول خورشیدی میتابد، به الکترونها در آن انرژی بیشتری میبخشد. با تابش نور خورشید الکتورنها در نیمههادی پلاریز شده، الکترونهای منفی در سیلیکون نوع N و یونهای مثبت در سیلیکون نوع P بوجود میآیند. بدین ترتیب بین دو الکترود، اختلاف پتانسیل بروز کرده و این امر موجب جاری شدن جریان بین آنها میگردد.
در زیر 4 شکل برای درک بهتر این مطلب گنجانده شدهاند که همگی بیانگر صعود الکترونها به سطح نیمه هادی از نوع N و ایجاد حفرههایی در نیمه هادی نوع P و در نتیجه ایجاد اختلاف پتانسیل میباشند.




سلول خورشیدی قاعده بلوک ساختمان یک سیستم pv است. سلولهای انفرادی میتوانند در اندازههایی از حدود 1 سانتیمتر تا 10 سانتیمتر متغیر باشند. با این وجود تنها توان 1 یا 2 وات تولید میکنند که انرژی کافی برای بیشتر کاربردها نیست. برای اینکه بازده انرژی را افزایش دهیم، سلولها بطور الکتریکی در یک مدول به یکدیگر مرتبط میشوند. مدولها میتوانند بیشتر برای شکلگیری یک آرایش مرتبط شوند. اصطلاح آرایش به کل صفحه انرژی اشاده میکند، اگر چه آن از یک یا چند هزار مدول ساخته شده باشد.

اساس کار سلولهای خورشیدی :
سلول خورشیدی عبارت از قطعات نیمرسانایی هستند که انرژی تابشی خورشید را به انرژی الکتریکی تبدیل میکنند.رسانندگی این مواد به طور کلی به دما ,روشنایی ,میدان مغناطیسی و مقدار دقیق ناخالصی موجود در نیم رسانا بستگی دارد.
از ویژگی های سلولهای خورشیدی میتوان به این موارد اشاره کرد:
جای زیادی اشغال نمی کنند .قسمت متحرک ندارند .بازده انها با تغییرات دمایی محیط تغییرات چندانی نمی کنند.نسبتا به سادگی نصب می شوند.به راحتی با سیستمهای به کار رفته در ساختمان جور می شوند.
همچنین از اشکالات سلولهای خوشیدی می توان به تولید وسایل فتوولتائیک که هزینه زیادی دارد و چگالی انرژی تابشی که بسیار کم است اشاره کرد که در فصول مختلف و ساعات متفاوت شبانه روز تغییر می کند که باید ذخیره شود و همین موضوع بسیار هزینه بر است.
کاربردهای سلولهای خوشیدی :
1) تامین نیروی حرکتی ماهواره ها و سفینه های فضایی
2) تامین انرژی لازم دستگاهایی که نیاز به ولتاژهای کمتری دارند مثل ماشین حساب و ساعت
3) تهیه برق شهر توسط نیروگاههای فتوولتائیک
4) تامین نیروی لازم برای حرکت خودروها و قایقهای کوچک
2- معایب و مزایای سلولهای فتوولتائیک
تکنولوژی فتوولتائیک یک منبع بیخطر برای تولید انرژی برق میباشد. این تکنولوژی مزایای بسیاری نسبت به روش فعلی تولید برق دارد که در زیر به آنها میپردازیم :
1- انرژی خورشید مهمترین منبع قابل تجدید انرژی بر روی کره زمین است نگرانیهایی که مورد سوختهای فسیلی و هستهای وجود دارد، در مورد این منبع انرژی بیمعنا است. این انرژی مانع سوختهای فسیلی تمام نمیشود و یا مانند سوختهای هستهای دارای ضایعات اتمی نمیباشد.
2- سیستمهای خورشیدی معمولاً دارای ضریب ایمنی بسیار بالا میباشند.
3- توان فتوولتائیک میتواند در هر نقطه از کره زمین به وسیله خورشید تولید شود (مناطق گرم استوایی، مناطق با آب و هوای معتدل یا حتی سرد، شهرها و روستاها علی الخصوص مناطق دور افتاده از شبکه برق رسانی).
6- سلولهای فتوولتائیک منبعی از انرژی هستند که به سوخت احتیاج ندارند در نتیجه آلودگی ناشی از سوختهای فسیلی مانند دی اکسید کربن، منواکسید کربن و همچنین آلودگیهای مهم ناشی از سوختهای هستهای و غیره را نیز ندارند. به طور کلی سلولهای فتوولتائیک هیچ گونه آلودگی محیط زیستی را دربر ندارند و به عنوان تمیزترین و سالمترین نوع انرژی شناخته شدهاند. به عنوان مثال در کشور انگلستان به ازای هر کیلو وات الکتریسیته تولید شده توسط سلولهای فتوولتائیک یک سال توزیع دی اکسید کربن که مهمترین عوامل آلودگی است به میزان یک تن کاهش مییابد.
5- تکنولوژی فتوولتائیک به دلیل خاصیت مدولی بودن قابل ساخت در اندازههای مختلف قابل گسترش تا اندازههای بسیار بزرگ میباشد. فتوولتائیک تنها منبع انرژی است که میتواند توسط مورد نیاز را مقیاسی در حدود میلی وات تا مگا وات به راحتی و با هزینه اقتصادی مناسبی تهیه کند.
یک سلول فتوولتائیک در پیک تابش خورشید توانی حدود Wp 5/1 تولید میکند که جریان به صورت DC میباشد. یک مدول فتوولتائیک میتواند Wp50 را تولید کند. بزرگترین شبکه فتوولتائیک جهان با مدولهای متعدد در نیروگاهی در ایتالیا واقع است که توانی حدود MWp 3/3 تولید میکند (منظور از Wp توان تولید شده بر حسب وات در پسک خورشید میباشد).
6- حجم ماده به کار رفته در این سلولها کم بوده و ساخت آنها نسبتاً آسان است.
7- سلولها و مدولهای فتوولتائیک دارای هیچ قسمت متحرکی نیستند پس هیچگونه اتلافی در اثر اصطکاک در آن وجود ندارد.
8- هیچ گونه ضایعاتی را به وجود نمیآورند و ماده مورد استفاده در آنها بیخطر و غیر سمی میباشد و در ضمن هیچ تشعشعی از خود صادر نمیکنند.
9- بسیار آرام و ساکت کار میکنند و در حین کار هیچ صدایی تولید نمیکنند پس آلودگی صوتی که در اکثر مکانیزمهای مکانیکی و الکتریکی وجود دارد، در این سیستمها وجود ندارد.
10- مانند سایر دستگاهها که در دمای نسبتاً بالا کار میکنند احتیاج به آب خنک کننده ندارند.
11- این سلولها دارای قابلیت اعتماد بالایی بوده و به آسانی قابل استفاده هستند. نصب آنها ساده است و اگر درست نصب شوند به هیچ گونه تجهیزات اضافی و یا خدمات بعدی احتیاج ندارند.
12- این سلولها عمر زیادی دارند. اکثر سلولهای خورشیدی تجاری به مدت 25 سال گارانتی دارند. اغلب وسایل اضافی مانند باتریهایی که برای ذخیره انرژی به کار میروند عمر کوتاهتری دارند و ممکن است نیاز به تعویض یا سرویس داشته باشند.
13- این سلولها نمای خارجی نامناسبی ندارند و حتی اگر با اندکی دقت طراحی شوند میتوانند از نظر معماری به زیبایی نمای ساختمان هم کمک کنند.
معایب سلولهای خورشیدی
به طور کلی سه اشکال در این سلولها وجود دارد :
1- تفاوت و تغییر نور خورشید در فصول مختلف سال. انرژی خورشیدی در طول شب بیمعنا است و متأسفانه تجهیزات ارزان قیمت و روشهای کارآمدی برای ذخیره انرژی الکتریکی وجود ندارد، که این یکی از عواملی است که باعث توقف در رشد و گسترش این سیستمها میشود. برای کاربردهای جداگانه و معمولاً چندان بزرگ باتریهای قابل شارژ تنها وسیله عملی برای ذخیره انرژی برق میباشند. در این رابطه باید پیشرفتهایی در زمینه الکترونیک برای انتقال و ذخیره الکتریکی صورت گیرد.
مشخص دیگر ناشی از تغییر خورشید در فصول مختلف سال که کاهش به عنوان یک مشکل نیز در نظر گرفته میشود، چگالی پایین توان است. توانی که توسط سطح زمین جذب میشود به طور متوسط بین شب و روز تابستان و زمستان
در یک منطقه معتدل تا
در خط استوا تغییر میکند. بنابراین همه تکنولوژیهای خورشیدی احتایج به تبدیل کنندههای خورشیدی و یا متمرکز کنندههای اپتیکی دارند تا مقدار توان را به مقدار قابل توجهی بالاتر ببرند. به عنوان مثال جنوب کشور انگلستان حدوداً
(1 قرن وات ساعت بر کیلومتر مربع در سال) انرژی دریافت میکند. بنابراین برای تامین برق مصرفی این کشور که حدوداً
است به منطقهای با مساحت 2500Km2 نیاز داریم تا با مدولهای فتوولتائیک با راندمان حدود 15 درصد پوشانده شود. یکی از روشهای مناسب این است که مدولها بر روی سقف خانهها نصب شوند. هنگام نصب باید توجه شود که مدول در سایه نباشد.
2- قیمت بالای سلولهای فتوولتائیک، مشکل عمده این سیستمها است. سازندگان این سلولها از یک عملکرد پیچیده استفاده میکنند که رشد دقیق کریستال و درجه خلوص بالا و فرآیندهای متعددی مورد نیاز میباشد. تمام این فرآیندها باعث میشوند قیمت سلولها بالا رود. البته با رشد بازار و تولید بیشتر این سلولها، قیمت آنها نسبت به 20 سال گذشته 5 الی 6 برابر و نسبت به اولین سلولهای به کار رفته در فضا 15 الی 20 برابر کاهش یافته است.
3- سومین مشکلی که سیستمهای فتوولتائیک با آن مواجه است، نادیده گرفته شدن آن توسط تکنولوژی فعلی و مردم است. حتی اگر مصرف کنندگان از مزایای سیستم فتوولتائیک مطلع شوند به ندرت میتوانند یک سیستم (Plug & Play) را بر روی سقف خانه خود نصب کنند. تکنولوژی فتوولتائیک بر سر دو راهی قرار گرفته است. این تکنولوژی از نظر ساعت رشد دومین تکنولوژی در جهان میباشد ولی هنوز برای برخی ناآشنا و از نظر آنها حتی امتحان نشده است.
مزیت سلولهای خورشیدی :
(سلولهای خورشیدی کارآمدتر با استفاده از نانوسیمها)
میلیونها نانوسیم تقریباً نامرئی، ممکن است راه حلی برای ساخت سلولهای خورشیدی که یک منبع انرژی جایگزین قابلدسترسی هستند، باشد. نوع خاصی از فناوری نانوسیم که در دانشگاه «مک مستر» توسعه یافته است، در مقایسه با سلولهای خورشیدی موجود، نور بیشتری را جذب میکند و با کارآیی بالاتری آن را به الکتریسیته تبدیل میکند.
به گزارش ایسنا، رای لاپیری، استادیار فیزیک مهندسی در دانشگاه مک مستر و رئیس همکاران این پروژه، گفت: "یکی از موانع بزرگ در استفاده گسترده از سلولهای خورشیدی به عنوان یک منبع انرژی پاکیزه، قیمت آن است. کار ما تا این مرحله در ساخت نانوسیمها پتانسیل بیشتری را برای کارآیی انرژی با مواد ارزانقیمت نشان داده است."
نانوسیمها نسبت به فیلمهای نازک و سیلیکون بلوری که هماکنون در تولید سلولهای خورشیدی استفاده میشوند، مزایای بیشتری دارند که شامل استفاده از مقدار کم مواد، بسترهای ارزانقیمت، مواد عاری از نقص با کارآیی تبدیل بالا و جذب و به داماندازی قوی نور هستند.
تونی ورلی، رئیس مرکز انرژیهای پاک و سازنده توربین بادی V3.5با محور عمودی، گفت:"ما منتظر استفاده از سلولهای خورشیدی در خط تولید محصولات انرژی جایگزین شدهایم. تحقیقات دکتر لاپیری بر روی سلولهای خورشیدی برای طیف وسیعی از افراد که دنبال منابع انرژی ماندگارتر به منظور برآوردهکردن نیازهای خود هستند، بسیار نویدبخش بوده است“.
هزینه سه سال آغازین این طرح بیش از نیم میلیون دلار ارزیابی شده است، که از این میزان 279 هزار دلار را مراکز خلاقیت انتاریو و 300 هزار دلار را مراکز انرژیهای پاک تامین میکند. دانشگاه مکمستر نیز مسئولیت تأمین محققان و وسایل را بر عهده گرفته است. این دانشگاه از بودجه به دست آمده در جهت تدارک دورههای فوق دکتری و نیز تعریف پروژههای فوقلیسانس و دکتری، همچنین خرید مواد و تجهیزات استفاده خواهد کرد.
دون ویلفورد، مدیر مرکز خلاقیت فوتونیک، گفت :« حمایت کردن از شرکتها و مراکز تحقیقاتی همفکر مانند ” مرکز انرژی پاک“ و ”دانشگاه مک مستر“، باعث خواهد شد تا اُنتاریو تبدیل به رهبر انرژی جایگزین گردد. این قدمهای اولیه مطمئناً باعث مناسب شدن قیمت انرژی خورشیدی خواهد شد.»
ابداع تکنیکی جدید برای تولید سلولهای خورشیدی با راندمان کاری بالا
دانشمندان با هدف دستیابی موثر به منابع انرژی جایگزین موثر و مقرون به صرفه تر، تکنیکی را ارایه کرده اند که با استفاده از آن نور بیشتری از خورشید در سلول های خورشیدی جذب می شود. نتیجه استفاده از این تکنیک تولید محصولی جدید است که به میزان قابل توجهی راندمان سلول های خورشیدی در آن بالا بوده و این امکان برای سازندگان تاسیسات ساختمانی فراهم شده است تا تولیدات خود را با هزینه های کمتری ارایه کنند. سیلیکن هسته سلول های خورشیدی است و طبیعت درخشان آن به معنای آن است که حدود ۳۰ درصد از نور خورشید که به این سلول ها تابیده میشود به سمت آسمان منعکس می شود. برای آنکه راندمان کاری سلول های خورشیدی تا حد ممکن افزایش یابد، سیلیکن باید با بالاترین درصد خلوص مورد استفاده قرار گیرد. طی سالهای گذشته حل این مساله ذهن دانشمندان را به خود مشغول کرده است که در این راستا وارد شدن هیدروژن به فرآیند تولید سلول های خورشیدی مهمترین گام بوده است.
پوشش های ضد بازتابشی نیز برای کاهش بازتاب نور خورشید به کار رفته اند اما اکنون شرکت بین المللی "براگون" تکنیک جدید هیدروژنی شده و ضد انعکاسی را ارایه کرده است که بسیار ساده بوده و در عین حال به تولید پوشش اسپری ارزان قیمتی برای حل این مشکل منجر شده است. بر اساس گزارش "گیزمگ" در این تکنیک جدید لایه های مولکولی در ابعاد نانویی به کار گرفته می شود و این به معنای آن است که سازندگان سلول های خورشیدی می توانند تولیدات خود را با استفاده از این لایه ها پوشانده و محصولی با راندمان بالاتر تولید کنند.
انرژی خورشید به طور مستقیم یا غیر مستقیم می تواند دیگر اشکال انرژی تبدیل شود ، همانند گرما و الکتریسیته . موانع اصلی ( مشکلات ، یا انتشار برای فائق آمدن ) انرژی خورشیدی شامل :
(1) روشها متغیر و متناوب که آن به سطح می رسد
(2) ناحیه بزرگبرای جمع آوری و ذخیره آن در یک سرعت مفید مورد نیاز است.
انرژی خورشید برای حرارت آب، برای استفاده دینامیکی، حرارت قضایی ساختمانها ، خشک کرده تولیدات کشاورزی و تولید انرژی الکتریسیته مورد استفاده قرار می گیرد .
در سال 1830 شاره شنای انگلین به نام جون هر شل John Herschel یک جعبه جمع آوری خورشیدی را برای پختن غذا در طول یک سفر در آفریقا استفاده کرد. هم اکنون مردم تلاش می کنند انرژی خورشیدی را برای چیزهای زیادی استفاده کنند . اربردهای الکتریکی فتوولتایک ها را آزمایش می کنند یک فرایند که توسط آن انرژی نور خورشید به طور مستقیم به الکتریسیته تبدیل می شود . الکتریسیته میتواند به طور مستقیم از انرژی خورشید تولید شود و ابزارهای فتوولتایک استفاده کند یا به طور غیر مستقیم از ژنراتورهای بخار ذخایر حرارتی خورشیدی را برای گرما بخشیدن به یک سیال کاربردی مورد استفاده قرار می دهند .
امروزه، نوآوری ها، سرمایه گذاری ها، و پیشرفت های فنی و علمی فناوری هایی در زمینه انرژی خورشیدی به وجود آورده که با تولید اکتریسیته تاکید بر لزوم وجود زیرساخت ضروری الکتریکی را کاهش می دهند.
مهم ترین فناوری های موجود در زمینه انرژی خورشیدی فناوری های خورشیدی حرارتی، تمرکز انرژی خورشیدی، و فتوولتائیک هستند.
تجهیزات خورشیدی حرارتی از گرمای مستقیم خورشید استفاده کرده و از آن برای هر کاری، از گرم کردن استخرهای شنا گرفته تا تولید بخار در نیروگاه های برق استفاده می کنند.
نیروگاه هایی که انرژی خورشیدی را متمرکز می کنند با تبدیل آفتاب به حرارتهای بالا توسط آینه های بزرگ و سپس انتقال انرژی این حرارت به ژنراتورهای معمولی برق تولید می کنند. این نیروگاه ها متشکل از دو بخش هستند – یکی که انرژی خورشیدی را جمع آوری و به حرارت تبدیل می کند، و دیگری که انرژی حرارتی را به الکتریسیته تبدیل می کند.
از دو شیوه حرارتی خورشیدی و تمرکز انرژی خورشیدی در سرتاسر جهان استفاده شده که این امر به رشد فناوری های تجدید شونده خورشیدی کمک می کند. اما سریع ترین روند رشد در این زمینه به فناوری فتوولتائیک مربوط می شود. این کلمه متشکل است از فتو به معنی نور و ولتائیک به معنی تولید ولتاژ.
سلول های فتوولتائیک از آفتاب سوخت می گیرند، نه از حرارت. این سلول ها که غالبا از سیلیکن نیمه هادی ساخته شده اند، نور آفتاب را مستقیما به برق تبدیل می کنند.
دن آرویزو مدیر آزمایشگاه ملی انرژی تجدید شونده وزارت انرژی ایالات متحده واقع در کلرادو می گوید، " فتوولتائیک فناوری بسیار زیباتری است. فتوولتائیک یکی از بزرگ ترین برنامه های در حال اجرای وزارت انرژی است. در واقع، بزرگ ترین برنامه ما در آزمایشگاه است."
ساده ترین سلول های فتوولتائیک نیروی مورد نیاز ساعت های مچی و ماشین حساب ها را تامین می کنند؛ سیستم های پیچیده تر با اتصال به شبکه برق، برق مورد نیاز برای پمپاژ آب، راه انداختن تجهیزات ارتباطی، روشن کردن منازل و کار کارخانهها را تامین می کنند.
در فرایند فتوولتائیک، ذرات نور که فوتون نام داشته به داخل سلول ها نفوذ کرده و با آزاد کردن الکترون از اتم های سیلیکن جریان الکتریکی تولید می کنند. تا زمانی که تابش نور به داخل سلول در جریان باشد، الکتریسیته تولید می شود. این سلول ها الکترون های خود را مانند باتری ها تمام نمی کنند – آنها مبدل هایی بوده که یک نوع انرژی (خورشیدی) را به نوعی دیگر (جریان الکترون ها) تبدیل می کند.
سلول های فتوولتائیک معمولا در مدول هایی که هر یک از 40 سلول تشکیل شده ترکیب می شوند. ده مدول اینچنینی در یک مجموعه فتوولتائیک نصب می شود. با استفاده از این مجموعه ها می توان به اندازه یک ساختمان، یا در تعداد بیشتر به اندازه یک نیروگاه برق تولید کرد.
به گفته آرویزو، اگر چه هزینه بیشتر است، اما "در میان فناوری های خورشیدی، بیشترین فعالیت در زمینه فتوولتائیک صورت می گیرد. هزینه هر کیلووات ساعت برق تولید شده با روش فتوولتائیک 20 تا 25 سنت است. اما به دلیل شکل مدولار این فناوری، می توان آن را در سیستم های کوچک تر اجرا کرد." در مقایسه، هزینه هر کیلووات ساعت برق تولید شده با فناوری باد پنج تا شش سنت است.
چاک مک گوین، رهبر فنی در زمینه انرژی باد در موسسه تحقیقات نیروی برق که مرکز مستقل و غیر انتفاعی ای است، می گوید بخشی از دلیل گرانی فناوری خورشیدی در مقایسه با دیگر انواع فناوری های انرژی های تجدید شونده راندمان تبدیل انرژی خورشیدی به الکتریسیته است.
"راندمان تبدیل انرژی خورشیدی به الکتریسیته چیزی در حدود 10 درصد است. اگر فقط 10 درصد از انرژی به برق تبدیل می شود، پس یعنی 90 درصد دیگر آن به صورت گرما تلف می شود. در صورتی که راندمان تبدیل 20 درصد بود، مساحت سلولهای خورشیدی لازم برای تولید برق با ضریب دو کاهش می یافت."
آرویزو گفت، علی رغم هزینه، یکی از مزیت های سیستم های فتوولتائیک این است که می توان از آنها در مناطق دور دست استفاده کرد. "در هر جایی که ژنراتورهای دیزلی فناوری منتخب محسوب شده، سیستم های فتوولتائیک از لحاظ هزینه در دراز مدت اغلب گزینه برتر محسوب می شوند."
سیستم های خوداتکا مستقل از شبکه برق نیرو تولید می کنند. در برخی مکان هایی که خارج از شبکه قرار داشته، حتی با فاصله نیم کیلومتر از خطوط برق، استفاده سیستم های خوداتکا فتوولتائیک می تواند از کشیدن انشعاب مقرون به صرفه تر باشد. این سیستم ها خصوصا برای مناطق دور، و از لحاظ زیست محیطی حساسی مانند پارک های ملی، کلبه ها، خانه های واقع در مناطق دور مناسب است.
در بسیاری از مناطق روستایی، از مجموعه های خورشیدی کوچک خوداتکا برای روشنایی، شارژ حصارهای برقی و پمپاژ آب برای دام ها استفاده می شود. بعضی از سیستم های مرکب انرژی خورشیدی را با انرژی باد یا دیزل ترکیب می کنند.
مزیت دیگر فناوری فتوولتائیک این است که می تواند با مصالح ساختمانی ترکیب شده و در خود ساختمان و نه فقط روی سقف جاسازی شود.
در چنین ساختمان هایی، سیستم های فتوولتائیک تبدیل به بخشی از عناصر تشکیل دهنده ساختمان می شوند.
مک گوین گفت، "شرکت ها پانل های خورشیدی ای تولید کرده که شبیه مصالح ساختمانی هستند – برای مثال توفال های شیروانی. همچنین می توان با قرار دادن لایه ای نازک [از موادی با نام آمورفوس سیلیکن] روی شیشه، پنجره های سلولهای خورشیدی تولید کرد."
صنعت فتوولتائیک در سرتاسر جهان صنعت چند میلیارد دلاری ای بوده که در حال کمک کردن به رشد و توسعه فناوری خورشیدی است.
برنامه سیستم های نیروی فتوولتائیک برای مثال، موافقتنامه تحقیق و توسعه گروهی ای بوده که آژانس بین المللی انرژی از آن حمایت می کند.
این طرح از طریق شبکه ای از تیم های ملی کشورهای عضو، که شامل ایالات متحده هم می شود، فعالیت می کند. ماموریت آن "بهبود همکاری های بین المللی ای است که موجب می شوند انرژی خورشیدی فتوولتائیک در آینده نزدیک به منبع انرژی تجدید شونده مهمی مبدل گردد."
به گفته آژانس بین المللی انرژی، این طرح فرض می کند که سیستم های فتوولتائیک ساختمانی، بازار سیستم های فتوولتائیک را به تدریج از بازارهای محلی کابردهای در دور دست ها و محصولات مصرفی به سمت بازارهای گسترده تری هدایت خواهد کرد.
به منظور حمایت از این گسترش، شرکای این برنامه – 21 کشور و کمیسیون اروپا – جهت کاهش هزینه فناوری فتوولتائیک و از میان برداشتن مشکلات فنی و سایر موانع برسر راه توسعه آن، اطلاعات خود در خصوص عملکرد سیستم های فتوولتائیک، دستورالعمل های طراحی، روش های برنامه ریزی و دیگر جوانب این فناوری را به اشتراک می گذارند.
تحقیقات در آزمایشگاه ملی انرژی تجدید شونده، در حال کمک به کاهش های احتمالی در هزینه فتوولتائیک است. پیشرفت های مهم علمی شامل سازه های نانو (در سطح مولکولی) و نقطه ها و میله های کوانتوم است. اینها ذرات آنچنان کوچکی از ماده هستند که اضافه کردن یا کم کردن یک الکترون می تواند در خواص آنها تغییر ایجاد کند.
آرویزو گفت، "چون مهندسی در سطح مولکولی انجام و کارایی لازم در آنجا گرفته می شود، مفاهیم جدیدی در زمینه سازه های نانو در حال شکل گیری است [که راندمان را افزایش و هزینه را کاهش می دهد]."
برای جامعه علمی، نقطه ها و میله های کوانتوم فرصت دست یافتن به راندمانهای بسیار بالایی را فراهم می کنند. راندمان های معمول در سیستم های فتوولتائیک بین 10 تا 15 درصد بوده، و این پیشرفت ها می تواند این رقم را به بیشتر از 50 برساند."
پیش بینی اینکه چنین فناوری هایی چه زمان به بازار می رسد دشوار است، اما آرویزو گفت سیستم های فتوولتائیک عملی "مطمئنا در همان چارچوب زمانی سلولهای سوختی و افتصاد هیدروژنی قرار دارند."
او افزود، فناوری سازه های نانو احتمالا تا 20 سال دیگر در دسترس خواهد بود، "اما آنچه که مردم را واقعا به هیجان می آورد این واقعیت است که می توان فناوری روز را به این سیستم های پیشرفته تبدیل کرد – بدون نیاز به یک تغییر مدل جدید.
3- بازده یا کارایی سلولهای خورشیدی :
بازده سلول خورشیدی را به صورت زیر تعریف میکنند.
![]()
که در آن Pin توان نور ورودی است و Pout توان نور خروجی است و داریم :
![]()
که در آن Vmp ولتاژ در نقطه توان ماکزیمم و Imp جریان در نقطه توان ماکزیمم است.
حداکثر جریان ولتاژ قابل حصول در یک سلول خورشیدی به ترتیب عبارتند از : Isc و Voc نسبت
مقیاس مفیدی است از توانی که میتوان از منحنی
I-V صفحات قبلی بدست آورد. این نسبت را عامل پرکنندگی مینامند و برای یک سلول خورشیدی خوش ساخت 7/0 تا 8/0 است.
البته ولتاژ در نقطه توان بیشینه (Vmp) با گرفتن
بدست میآید که در آن P عبارت است از :
![]()
پس میتوان Pout را بصورت زیر نوشت :
: داریم
![]()
![]()
برای بدست آوردن بازده تبدیل زیاد ضروری است که Isc زیاد یا بازده جمعآوری زیاد و Uoc زیاد و عامل پرکنندگی زیاد باشد.
عواملی که بر بازده سلول تاثیر میگذارند عبارتند از :
1) انرژی شکاف بین باند Eg : با افزایش مقدار Eg بر مقدار Voc نیز افزوده میشود. اما میدانیم که حداکثر مقدار Isc ممکن با افزایش Eg کاهش مییابد. در نتیجه میتوان انتظار داشت که بازده سلول خورشیدی به ازای مقدار معینی Eg به اوج خود میرسد.
2) دما :
با افزایش دما کاهش مییابد. Isc نسبت به دما حساس نیست اما سبب وابستگی ازده به دما میشود. به ازای یک درجه سانتیگراد افزایش دما، تقریباً 4/0 درصد از Voc در دمای اتاق کاهش مییابد از این رو میتوان فهیمد که بازده نیز به همین اندازه کاهش مییابد. برای مثال سلول خورشیدی سیلسیومی که در دمای 20 درجه سانتیگراد 20 درصد بازده دارد و در دمای 120 درجه سانتیگراد حدود 12 درصد بازده خواهد داشت. در مورد گالیوم آرسناید مقدار Voc به ازای هر درجه سانتیگراد 2/0 درصد کاهش خواهد یافت.
3) طول عمر باز ترکیب یا حامل اقلیت :
طول عمر زیاد حاملهای اقلیت ما را در رسیدن به Isc زیاد کمک میکند. طول عمرهای طولانی، جریان I' (بدون تابش نور بر سلول) را کاهش میدهد و مقدار Voc را افزایش میدهند. برای رسیدن به طول عمرهای طولانی باید از تشکیل مراکز بازترکیب در طول آماده سازی مواد و ساخت سلولها جلوگیری کرد.
با استفاده از روش مشکل خارج کردن گازهای بجا مانده و از بین بردن مراکز باز ترکیب میتوان طول عمر را افزایش داد.
4) سرعت ترکیب مجدد سطحی : سرعتهای پایین ترکیب مجدد سطحی به افزایش جریان Isc کمک میکند. این سرعتها علاوه بر این با کاستن از مقدار I0 ، ولتاژ Vocرا بهبود میبخشد.
5) شدت نور : با فرض اینکه شدت نور خورشید x برابر متمرکز شود، در این صورت توان ورودی بر سطح پیل و Isc هر دو x برابر میشود و همچنین Vocنیز افزایش مییابد. به این ترتیب توان خروجی بیش از x برابر افزایش مییابد. پس با تمرکز نور سفید، بازده افزایش مییابد.
6) چگالی ناخالصی : هر چه چگالی ناخالصی بیشتر باشد، Voc نیز افزایش مییابد.
از سایر عواملی که بر روی عملکرد سلول تاثیر میگذارد میتوان از عوامل زیر نام برد :
1- نوع شکاف انرژی : اینکه شکاف انرژی از نوع مستقیم است یا غیرمستقیم. اگر شکاف انرژی ماده مورد نظر از نوع مستقیم باشد، ضخامت سلول کوچکتر خواهد شد و همچنین بررسی بازده جمعآوری به ازای طول انتشار نیز تاثیر خواهد گذاشت.
2- قابلیت تحرک : هر چه قابلیت تحرک بیشتر باشد بازده جمعآوری بیشتر خواهد شد.
3- ارتفاع سد شاتگی : باعث افزایش Voc و در نتیجه افزایش بازده سلول خواهد شد.
4- ضریب جذب : در ضخامت پیل و تعیین مواد مورد نیاز موثر است.
5- ضریب شکست : برای بدست آوردن ماده مناسب بعنوان پوشش ضد بازتاب باید بررسی شود.
6- ضریب انبساط : با توجه به دانستن ضریب انبساط میتوان فهمید که آیا امکان فرایند رسوب (رونشستی) وجود دارد یا نه؟
7- خواص سطح : برای روی طول عمر حامل تاثیر میگذارد.
8- تمیز یا کثیف بودن سطح : سطح کثیف باعث کاهش طول عمر حاملهای اقلیت میشود و در مورد سطح تمیز میتوان گفت که درست است که باعث افزایش طول عمر حاملها میشود ولی اگر بیش از حد صیقلی باشد باعث بازتاب تور از سطح ماده نیمه رسانا میشود.
9- ثابت شبکه : برای بررسی اینکه آیا امکان فرآیند رونشستی وجود دارد یا نه؟ بعبارت دیگر در طراحی یک سلول خورشیدی باید این نقطه را مد نظر داشت که مواد رونشستی با کیفیت عالی را تنها بر روی مواد زمینهای که ثابتهای شبکهای آنها خیلی بر هم منطبق هستند رشد داد.
10- ثبات شیمیایی : ثبات شیمیایی ثبات شیمیایی در بررسی طول عمر مفید سلول وآسیب پذیری سلول خورشیدی در مواجه با جو موثر است.
11- ثبات فیزیکی : ثبات فیزیکی هم در طول عمر مفید سلولهای خورشیدی و توانایی تحمل حرارتهای زیاد ضمن ساخت و تغییرات فازی موثر است.
عوامل طبیعی موثر بر عملکرد سلولها :
1- نور خورشید : زمین با خورشید 151 میلیون کیلومتر فاصله دارد. تابش خورشیدی بر روی زمین قبل از عبور از اتمسفر برابر 1367 w/m2 میباشد که تحت عنوان جرم هوای صفر AMZ نامیده میشود. این تابش پس از عبور از اتمسفر به دلیل انعکاس توسط ذراتی مانند دیاکسید کربن و بخار آب و ازون کاهش مییابد و مقدار آن پس از کاهش یافتن حدوداً برابر 1000 w/m2 است. این مقادیر در ظهر خورشیدی محاسبه شدهاند. تابع جرم هوا AM بدون ابر و هنگام ظهر که خورشید درست بالای سر قرار دارد برابر 1 است. بطور کلی AM = 1/Gsq است که q زاوایهای است که خورشید نسبت به حالتی که درست در بالای سر قرار دارد میسازد. حال اگر هوا ابری و یا آلوده باشد ذرات معلق در هوا بیشتر شده و مقدار تشعشع کاهش مییابد یعنی مقدار بیشتری توسط ذرات معلق در هوا و بخار آب منعکس میشود، در نتیجه مقدار الکتریسیته تولید شده کاهش مییابد. مدولها میتوانند هنگامی که تابش مستقیم خورشید وجود ندارد الکتریسیته تولید کنند. تابش آسمان ابری حدود 50 درصد پیک خورشید است و در یک آسمان ابری همراه با باران حدود 10 الی 20 درصد پیک خورشید خواهد بود (پیک خورشید ماکزیمم تابش خورشید در طول روز است و ساعات پیک خورشید ساعاتی از روز هستند که مقدار تابش بزرگتر یا مساوی پیک خورشید- معمولاً 1000 وات بر متر مربع باشد).
2- سایه : سایه نیز عامل بسیار مهمی در پایین آمدن کارایی سیستم میباشد. آرایههای نباید در جایی که سایه درختای و یا ساختمانها وجود دارد نصب شوند. مهماست که بدانیم حتی اگر 1 سلول در سایه قرار گیرد، خروجی کل مدول تحت تاثیر قرار میگیرد و به میزان چشمگیری کاهش مییابد تنها راه حل این است که از تک مدولها (سیلیکون آمورف و کادیم تولراید) استفاده کنیم. که سایه در قسمتی از آنها بر کل بازده تاثیر زیادی ندارد. بهتر است تا حد امکان از قرار دادن سیستم در سایه اجتناب کرد.
3- دما : تصویر نادرست رایجی که وجود دارد این است که برای تولید الکتریسیته توسط یک سلول خورشیدی، گرما لازم است. در حالی که افزایش دما، باعث افزایش مقاومت و کاهش ولتاژ در سلولهای سیلیسیمی و همچنین کاهش قدرت جذب سلول و در نتیجه کاهش جریان تولید و در نهایت کاهش بازده میشود. آب و هوای گرم نسبت به آب و هوای سرد به مدولهای سلولهای فتوولتائیک با ولتاژ ماکزیمم بالاتری نیاز دارند. در آب و هوای سرد مقاومت کاهش یافته و ولتاژ افزایش مییابد.
4- جریان باد : تمام پایههای مدولهای سلولهای خورشیدی باید به نحوی باشند که جریان هوا در اطراف مدولها وجود داشته باشد. گردش هوا و جریان باد باعث خنک شدن مدول بصورت طبیعی و در نتیجه عمل کردن مدول در دمای پایینتر و افزایش کارایی خواهد شد. اگر منطقه مورد نظر دارای موقعیتی است که بادهای شدید در آن میوزند باید توجه شود که پشت مدول بصورت بدون پوشش نباشد. اگر مدولها به فاصله چند اینچ از یکدیگر نصب شوند آسیبهای احتمالی ناشی از باد میتواند تا مقدار زیادی کاهش یابد.
5- برف : در مناطقی که برف شدیدی میبارد سلولها باید جایی نصب شوند که برف بتوانند به آسانی از روی آنها پارو شود. در سیستمهایی با شیب زیاد، برف به راحتی پارو شده و به پایین میلغزد ولی در سیستمهایی با زوایه 45 درجه و یا بیشتر، تنها 2 یا 3 روز آفتابی کافی است تا برف آب شود.
ازدواج و نکاح موقت
مقدمه :
یکی از جمله مسائلی که از دیرباز در جامعة اسلامی ما حائز اهمیت بوده و مورد نقد و بررسی قرار گرفته مبحث «نکاح و یا بعبارتی ازدواج» میباشد که در مذهب ما از طرف پیامبر اسلام حضرت محمد مصطفی (ص) مورد تأکید قرار گرفته و ائمه معصومین روایات و احادیثی را در این خصوص نقل نمودهاند و طرف علماء و فقهای عصر حاضر نیز مورد نقد و بررسی و تبادل نظر قرار گرفته و هم اکنون نیز بدلیل افزون بودن قشر جوان[1] از مباحث حائز اهمیت و مورد بحث مطبوعات و نشریات داخلی و خارجی میباشد. زیرا این موضوع از چند نظر مطمح نظر میباشد که به بررسی چند مورد آن به اختصار میپردازیم.
فصل اول (طرح و کلیات)
1- ایجاد جامعهای سالم و عاری از هرگونه برهمریختگی نژادی
اولین مورد را میتوان چنین بیان داشت که باید برای ایجاد جامعهای سالم و مترقی از به وجود آمدن برهمریختگی نژادی و یا بعبارتی افراد بیاصل و نسب خودداری نماییم زیرا در غیر اینصورت با بیفرهنگی و بینظمی در جامعه مواجه خواهیم شد. زیرا اکثر افرادی که باعث ایجاد جرم و اغتشاش در جامعه میگردند افرادی هستند که فاقد اصالت خانوادگی میباشند و پدر و مادر آنها نامعلوم میباشند و بعبارتی عامیانه اینگونه افراد، افرادی بیبوته هستند که بهترین راهحل در این خصوص، برگزاری مراسم مقدس ازدواج و ایجاد رابطهای مشروع و سالم جهت جلوگیری از بوجود آمدن نسلی غریب و بیاصالت و جامعهای سالم میباشد.
2- جلوگیری از پیدایش جرائم منافی عفت و برخورداری از امنیت اجتماعی
دومین مسئلهای که مورد توجه قرار میگیرد جرائم منافی عفت است که اینگونه جرائم اکثراً مابین جوانان با جنس مخالف خود صورت میگیرد، زیرا هنگامی که یک فردی به سن بلوغ میرسد بطریقی نیروی شهوانی خویش را بروز و نمایان میکند و باید به صورتی آن را که یک میل درونی میباشد ارضاء نماید و از خود دفع کند و آن راه، روشی نیست جز تماس جنسی با جنس مخالف از طریق نامشروع و یا استمناء کردن که این موارد خود به تنهایی پیامدهایی را برای فرد و جامعه به دنبال دارد که از سویی باعث سلب امنیت عمومی جامعه و از سویی دیگر باعث ایجاد بیماریهای جنسی و روانی در آتیه برای خود شخص میگردد.
در خصوص اهمیت ازدواج[2] و تشکیل زندگی زناشویی میتوان به این حدیث نبوی استناد جست که حضرت محمد (ص) میفرمایند :
«النکاح سنتی و من رغب عن سنتی و لیس منی»
(ازدواج کردن از سنت من است پس هر کس از سنت من روی برگرداند از من نیست)
آری، ازدواج و تشکیل خانواده پیمانی مقدس و الهی است که بین زن و شوهر بر اساس فطرت خدایی و امر خداوند متعال صورت میگیرد، هر چند که در ازدواج و تشکیل خانواده، نیازهای جنسی و عاطفی و روانی دخالت دارند، ولی ازدواج یک نوع تکامل روانی و رسیدن به تمامیت شخصیت است، یعنی همانطور که ما در تعریف شخصیت میگوییم :
شخصیت کل صفات و خصوصیات فرد است، در واقع یکی از آن صفات مهم که شخصیت انسان را تکمیل میکند، ازدواج میباشد و بهترین تعبیر از ازدواج را خداوند متعال در قرآن کریم، سوره سیام آیه 21 بیان فرموده است :
«و مِن آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنو الیها و جعل بینکم موّدَ، و رحمه انّ فی ذالک لآیات لقوم یتفکرون».
(از نشانههای خداوند متعال این است که آفرید برای شما همسرانی از خود شما تا به توسط آن آرامش و سکون گیرید و در آن نشانههایی است برای گروهی که تفکر میکنند).
زندگی مشترک 2 همسر، در آغاز از میل جنسی ریشه میگیرد، ولی در این حد متوقف نمیشود و به تدریج به نوع همبستگی عمیق روحی و عاطفی، اقتصادی و اجتماعی میان آن 2 کشانده میشود که از آن به پیوند همسری یا زناشویی تعبیر میشود. بنابراین به دنبال احساس تمایل قلبی زن و مرد به ایجاد پیوند میان خود، با یکدیگر پیمان همسری یا عقد ازدواج میبندند[3].
این پیمان در زندگی انسان از اهمیت خاصی برخوردار است، زیرا موجودیت دو انسان را از جهات بسیاری به هم میپیوندد و نخستین محیط زندگی نوزاد را بنیان مینهد و از این راه در جسم و جان و اندیشه و عمل و آیندهی او بسی اثر میگذارد. به همین جهت میان ملل مختلف به پیوند ازدواج و مسائل مربوط به آن توجه خاصی قائل شدهاند. در آیات و سخنان پیامبر اکرم و پیشوایان معصوم علیهالسلام به تشویقهای وافر آنان درباره ازدواج برمیخوریم، بحدی که ساختن بنیان نهاد خانواده پیش خدا از هر بنیانگذاری دیگر محبوبتر شناخته شده است. زیرا ازدواج و تشکیل خانواده، پیمانی مقدس و ملکوتی است که جلوی بیبند و باریها و هرج و مرجطلبیها و همچنین آشفتگیهای جنسی را گرفته و پسران و دختران جوان را وامیدارد که در چهارچوب قاعدهای و رعایت اصول و ضوابطی تن به حیات اجتماعی دهند، و موجبات حفظ نسل شناخته شده و تربیت و سرپرستی آنها را از این طریق فراهم آورده و از پیدایش نسلی ولگرد که بار سرپرستی واحدی بردوششان نیست، جلوگیری بعمل آورد.
تشکیل خانواده، مایه سکون و آرامش است، در بین نسلی که بحران غرائز آنها را به اضطراب و نابسامانی دعوت میکند و این سکون خود موجب روابط پایدار و اندیشیده است و از درگیریها و اختلافات جلوگیری میکند.
اصولاً ازدواج، این وظیفه را عهدهدار است که بین 2 نفر که هیچگونه رابطه با همدیگر ندارند، انس و الفتی ایجاد میکند که یار و غمخوار همدیگر گردند.
در قبال رنج و مشقتها از یکدیگر حمایت نمایند، حیات خودشان را بر اساس ضوابط استوار نظام دهند و به کمک همدیگر موجبات رشد خود و اجتماع را فراهم آورند. زناشویی ازدواج دو شخصیت است، با حفظ نسبی استقلال هر یک از زن و شوهر برای همکاری متقابل، نه انحلال یک شخصیت بخاطر تکمیل خواستههای دیگری.
بیان و طرح مسأله
حال، با توضیح دربارة ازدواج دائم، آیا میتوان همیشه یقین پیدا نمود که وسایل و مقدمات این فرضیة مهم، برای همه اقشار و سطوح جامعه مهیا است؟
در این خصوص باید خاطرنشان کرد که با توجه به عصر رو به گسترش کنونی و صنعتی شدن جوامع، بالطبع مشکلاتی برای افراد جوامع ایجاد میگردد که از آن جمله میتوان به مشکلات اقتصادی و اجتماعی اشاره نمود که مانع بزرگی بر سر راه این امر مقدس میباشد.
پس، با وجود این مشکلات چه طرحی باید اندیشید؟ آیا باید وجود این مشکلات را تحمل کنیم و به جوانانمان بگوییم که فعلاً از انجام ازدواج امتناع و صرفنظر نمایند و یا اینکه طرحی را برای حل این مشکل پیدا نماییم.
خوشبختانه در مذهب و دین ما، روشی برای حل این معضل پیشبینی شده است که بدلیل مشکلات عرفی و فرهنگی ما متأسفانه کمتر خود را بروز مینماید و آن استفاده از ازدواج موقت و یا نکاح منقطع میباشد و این غیر عرفی بودن طرح باعث ایجاد مشکلاتی برای جوانان و قشر مجرد جامعةمان گردیده است زیرا همان طوری که بیان گردید مشکلاتی اقتصادی و فراهم نبودن موقعیت ازدواج برای تمامی جوانان جامعه سبب بالا رفتن سن ازدواج و ایجاد جرائم و مفاسد اخلاقی و اجتماعی در میان جامعه گردیده است و برای حل این معضل باید به مسأله ازدواج موقت استناد جست زیرا اگر خواسته باشیم آن را نهی کنیم و معضلات ازدواج دائم را برطرف نماییم بالطبع نیاز به فرصت زمانی زیادی دارد زیرا با انجام دادن تنها برخی از مشکلات موجود نمیتوان به این یقین رسید که راه برای تمامی جوانان هموار گردیده است زیرا این مساله خود نیاز به عزم ملی و سرمایه و بودجة وافری دارد. پس باید تا زمانی که مشکلات موجود اخلاقی و مفاسد اجتماعی که گریبانگیر جامعه ما گردیده است بکاهیم زیرا این مفاسد هم باعث لاابالی و بیقید و بند شدن شخص جوان و هم باعث تضعیف دین و سست شدن اعتقادات فردی شخص میگردد و لذا باید ازدواج موت را، راهی برای کاهش ایجاد مفاسد در جامعةمان مطرح نماییم چنانچه مولیالموحدین حضرت علی(ع) فرمودند : اگر مُتعه نهی نمیشد هیچکس به زنا متوسل نمیشد جز افراد شقی.
تاریخچه ازدواج موقت
در خصوص تاریخچة ازدواج موقت و همچنین اثرات آن در جامعه باید اذعان نمود که نظر به آنکه این بحث از جمله مباحث حائز اهمیت در فقه تشیع میباشد لذا تفحص زیادی در آن خصوص بعمل آمده که با توجه به محدودیت مکانی و زمانی اینجانب، فقط اختصاری از آن مرقوم میگردد.
منابع این موضوع به 3 مبحث عمده تقسیم میگردد که عبارتند از :
1- منابع عربی
2- منابع فارسی
3- مجلات و نشریات
* از منابع و کتب عربی تحریر شده در این خصوص میتوان چنین نام برد :
1- الازدواج الموقت تألیف محمد تقی الحکیم.
2- المُتعه و مشروعیتها فی الاسلام از گروهی از نویسندگان.
3- النکاح فیشرح شرایع الاسلام للشیخ الاجل ابیالقاسم نجمالدین محقق المدقق. (قدس سره) المتونی 676، لمولفه صادق الخلخالی.
4- المُتعه النکاح المنقطع بین شرعیه و البدعیه از سید مرتضی الموسوی الاردبیلی.
* و کتب فارسی ارائه شده در این بحث عبارتند از :
1- معته و آثار حقوقی و اجتماعی آن نوشته دکتر محسن شفائی.
2- جوانی پررنج نوشته ناصرالدین صاحبالزمان.
3- تحلیلی بر سخنان آقای حجهالاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی در خصوص ازدواج موقت.
4- ازدواج موقت، نیاز امروز نوشته عباس عباسزاده.
5- ازدواج موقت نوشته محمد حسین زینلی.
6- ازدواج موقت، برای حفظ عفت نوشتة امیر هوشنگ مظاهری.
7- ازدواج موقت، ارضاء نیاز جوانان، نوشته محمد حسین سجاد.
8- متعه در اسلام و مشروعیت آن بر طبق احادیث نوشته علامه یوسف مکی.
* مقالات و نشریات ارائه شده در این خصوص عبارتند از :
1- صیغه، خواستگاری و معاشرت دختر، در مجله زن روز، بتاریخ آذرماه 1359.
2- ازدواج موقت، توهین به مقام زن یا امکانی در میان دشواریها روزنامه جوان امروز، آبانماه 1369.
3- ازدواج موقت جامعه تردید دارد؟ روزنامه قدس مورخ مردادماه 1379.
4- ازدواج موقت گناه عرفی و یا ثواب شرعی؟ تیرماه 1379.
5- هراس زنان از هوو؟ روزنامه کیهان 71.
6- نظرات علماء در خصوص ازدواج موقت، روزنامه رسالت 11 دیماه 1369.
7- بررسی نظرات حجهالاسلام و المسلمین شریفی در خصوص ازدواج موقت.
پرسشنامه بحث
با توجه به آنکه مساله ازدواج موقت یکی از مباحث و مسائل حائز اهمیت در جامعه کنونی ما میباشد و در کنکاش صورت گرفته در این خصوص سعی شده است به سوالات مهم و متعددی پاسخ داده شود و پاسخهایی در رابطه با آنان مشخص گردد لذا اکثر سوالات مطرح شده در قالب نیازهای افراد جامعه و رهکارهایی را جهت حل معضل بوجود آمده میباشد و در چهارچوب این نیاز، سوالات اینچنین مطرح میگردد :
1- آیا با توجه به موقعیت اجتماعی حال حاضر، تمامی شرایط و اوصاف برای تمامی جوانان جهت ازدواج دائم فراهم میباشد؟
2- آیا ازدواج موقت دارای سابقه شرعی و اسلامی میباشد؟
3- آیا ازدواج موقت در جامعه دارای آثار اجتماعی و اخلاقی میباشد؟
4- آیا نکاح منقطع (ازدواج موقت) دارای آثار همانند زنا میباشد؟
5- آیا ازدواج موقت گناه عرفی است یا ثواب شرعی؟
6- آیا در جامعه کنونی ما باید مقدمات ازدواج موقت را پیاده نماییم یا رهبانیت و یا کمونیسم جنسی را؟
7- آیا میتوان راهکارهایی را جهت توسعة ازدواج موقت در جامعه پیاده نماییم؟
8- آیا میتوان کراهت و ضدارزشی شمردن اینگونه ازدواج را در جامعهمان از بین ببریم؟
9- آیا انجام فریضة ازدواج موقت (در صورت پذیرش عام) تأثیری در کاهش جرائم جنسی دارد؟
10- آیا باید ازدواج موقت را تنها برای جوانان پیاده نماییم یا برای تمامی اقشار جامعه؟
11- آیا ثبت این نوع از ازدواج و رعایت مقررات مربوط به آن لازم است؟
12- آیا میتوان اینگونه ازدواج را برای دختران جوان نیز به صورت موقتی پیاده نماییم؟
اینها سوالاتی میباشد که در این مقاله مورد بررسی و کنکاش قرار میگیرد و از نظرات علما و صاحبنظران این فن نیز استفاده گردیده است.
5- تعریف اصطلاحات
الف- معانی نکاح از نظر لغت و اصطلاح
نکاح در لغت در معانی زیر بکار رفته است :
1- تقابل و التقاد [تناکح الجبلان]
2- سلطه و غلبه
3- وصول و اختلاط
4- ضم
5- وطی
6- عقد
و از نظر اصطلاح تنها بر عقد و وطی اطلاق میگردد.
ظاهراً منظور از عقد ایجاب و قبول نیست، بلکه مراد نتیجه آن که در فارسی به زن گرفتن و شوهر کردن تعبیر میشود خواهد بود. معانی لغوی فوق نیز با این معنی سازگارتر است، نهایت در اینکه آیا این لفظ در وطی حقیقت میباشد یا در عقد یا در هر دو [مشترک لفظی] و یا اینکه در این دو معنی بطور مجازی بکار رفته، اختلاف نظر وجود دارد، با دقت در معانی گوناگون لغوی میتوان گفت که همه این استعمالات و تعابیر حاکی از این حقیقت واحد به معنی انضمام و پیوستگی که مشترک معنوی بین آنها است میباشد و در اصطلاح قرآن هر جا کلمه نکاح آمده است به معنی عقد آمده است، گفتنی است از دیرباز تحقیق در این کلمه بنحو مستوفی در کتب فقهی آمده است، مع الاسف یکی از نویسندگان گفته است که فقها خود را با این مسأله آشنا نساختهاند، این نسبت به منتسب است چون بنای این نوشتار بر اختصار است، لذا با توجه به معانی لغوی و اصلاحی آن بهترین تعریف قابل ارائه را چنین بیان نمود :
«نکاح، میثاق الهی و رابطه حقوقی، عاطفی است که به وسیله عقد بین زن و مرد ایجاب میگردد و به آنان حق میدهد که با یکدیگر زندگی کنند و مظهر بارز این رابطه حق تمتع خاص میباشد[4]. و نکاح در اصطلاح به معنای ازدواج و زناشویی استعمال میگردد[5].
تعریف نکاح و انواع آن
در قانون مدنی ایران از نکاح، تعریفی به عمل نیامده است، در اکثر فقهی نیز تعریف از نکاح نشده است، بهر حال شکل نیست که در زبان فارسی در حال حاضر ما به ازای نکاح همان عقد ازدواج و یا وضعیت حاصل از آن عقد است.
برخی از فقهای عامه عقد نکاح را به اینگونه تعریف کردهاند :
«نکاح، عقدی است که به موجب آن زن و مردی به منظور تشکیل خانواده و شرکت در زندگی با یکدیگر متحد میشوند.[6]»
تعریف معروف و کلاسیک در حقوق انگلیس از ازدواج آمده چنین است:
«وحدت ارادی یک زن و یک مرد برای زندگی ....».
در قوانین برخی کشورهای اسلامی در تعریف نکاح به هر دو جنبه استمتاع جنسی و تشکیل زندگی مشترک اشاره شده است، مثلاً ماده یک قانون احوال شخصیه سوریه مصوب سال 1953 میگوید :
«ازدواج عقدی است بین زن و مرد که زن را شرعاً بر مرد حلال میکند و هدف آن ایجاد ارتباط برای زندگی مشترک و تولید نسل است.[7]»
اما، سوای از این تعاریف، میتوان به تعریفی که برخی از اساتید گفتهاند و مناسبترین تعریف میباشد اسنتاد جست که چنین است :
«نکاح، رابطهای حقوقی است که به وسیله عقد بین زن و مرد حاصل میگردد و به آنها حق میدهد که تمتّع جنسی از یکدیگر ببرند.»
* انواع نکاح :
انواع نکاح عبارتند از : الف) نکاح دائم ب) نکاح منقطع
الف) نکاح دائم :
همانطوری که در خصوص تعریف نکاح اذعان شد، نکاح رابطهای است زناشویی که ما بین دو جنس مخالف زن و شوهر منعقد میگردد و در این نکاح که به صورت دائمی و ابدی میباشد هر دو نفر زن و شوهر از یکدیگر ارث میبرند و تمامی احکام ازدواج در این خصوص همانند نفقه، عدّه، ارث، مهریه جاری میگردد.
ب) نکاح منقطع یا موقت یا متعه
این نکاح بر خلاف نکاح دائم به صورت موقت میباشد و در این نکاح تعیین مدت شرط نکاح میباشد. اما همانند نکاح دائم یک نوع ازدواج و همسری است و هر 2 نوع مشمول عنوان زوجیت بوده و بسیاری از احکام و آثار مشترکند و تنها در موارد محدودی با هم متفاوتند، بنابراین این اختلاف یک نوع اختلاف اصولی وجودی نیست، بلکه از قبیل تفاوت اصناف یک نوع است با حفظ وحدت حقیقت مثل کلمه انسان برای زن و مرد، چنانکه این اصناف خصوصیات در سایر تعهدات مشترک انسانها نیز وجود داشته و امری طبیعی مینماید.
در ازدواج موقت مرد و زنی که ازدواج آنها با یکدیگر بلامانع است، با هم پیمان زناشویی میبندند و عقد میخوانند و تعیین مهر و مدت میکنند و فرزندی که حاصل این ازدواج است یک فرزند مشروع و قانونی و دارای تمام حقوق و مزایای فرزند است. پس از تمام شدن مدت ازدواج موقت و جدایی 2 همسر از یکدیگر زن باید عده نگهدارد یعنی پیش از گذشت مدت معین حق ندارد با مرد دیگری ازدواج دائم یا موقت نماید که این خود حریم زوجیت تلقی میشود و از نظر آثار حقوقی در 2 مورد شاخص با یکدیگر تفاوت دارند، یکی ارث و دیگری نفقه، که حق ارث بردن از یکدیگر به شرط کردن در متن عقد و نفقه از طریق اضافه نمودن مهر یا شرط ضمن عقد میتوان تأمین نمود. بنابراین فاصله زیادی از نظر آثار، میان این نوع 2 نوع ازدواج نمیباشد.
ب- نکاح منقطه یا متعه
در قانونی مدنی ایران در ماده 1075 صراحتاً نکاح موقت را چنین تعریف مینماید :
«نکاح وقتی منقطع است که برای مدت معینی واقع شده باشد.»
پس لذا چنین میتوان اذعان نمود که نکاح موقت عقدی است که برای مدت معینی با تعیین مهریهای مشخص بین زوجین مقرر میگردد.
اینگونه ازدواج که از زمان پیغمبر اسلام (ص) به وجود آمده خود نشانگر تحولی عظیم در زندگی انسانها در این جهان میباشد و در تمامی ادوار بعد از پیغمبر هم از این سنت حسنه استفاده میگردیده که تنها در زمان حکومت خلیفه دوم عمر مورد نهی و سرزنش وی قرار گرفته که آنهم تنها بدلیل مصالح سیاسی و اجتماعی خلافت وی بوده است.
علامه امینی رحمهالله علیه اسامی افرادی را که به شهادت به حلال بودن متعه در تمام زمان پیامبر اسلام (ص) دادهاند را چنین بیان میفرمایند :
اینها کسانی هستند که رأی آنها را در میان امت مؤثر و مورد اعتماد بود و در میان ایشان کسانی هستند که اهل سنت اطاعت آنها را بر خود واجب میدانند[8].
1- امیرالمؤمنین علیعلیهمالسلام
2- ابن عباس پسر عموی پیامبر (ص)
3- عمران بن حصین خزاعی
4- جابربن عبدالله انصاری
5- عبداللهبن مسعود الهذلی
6- عبدالله بن عمر عدوی
7- معاویه بن ابی سفیان
8- ابوسعید خذری انصاری
9- سلمهبن امیه جمعی
10- معبدبن امیه جمحی
11- حکم
12- طاوس یمانی
13- سعیدبن جبیر
14- سدّی
ج- تعریف اعمال منافی عفت و انواع آن
تعریف : ارتکاب عمل ناروا و حرام جنسی که به موجب قواعد شرعی و قوانین عرفی هر یک مجازات خاصی دارد. و به 3 دسته تقسیم میگردد.
الف- جریحهدار کردن عفت عمومی
ب- هتک عفت
ج- هتک ناموس.
الف) جریحهدار کردن عفت عمومی
به اعمال منافی عفتی میشود که در ملأ عام صورت میگیرد که ممکن است شخص گناهکار با رضایت فرد دیگر چه زن و چه مرد مرتکب جرم گردد و امکان دارد این عمل بدون رضایت فردی که مورد تجاوز قرار میگیرد به انجام رسیده و صورت تهاجم بخود گیرد و بعضی افراد عمل منافی عفت را با خود انجام میدهند از جمله این اعمال : کشف عورت، برهنگی و ادرار کردن در منظر عام.
ب) عتک عفت
عبارتست از انجام اعمالی جنسی بدون مجامعت و دخول خواه آشکار باشد که موجب جریحهدار شدن عفت عمومی میگردد و خواه پنهانی انجام گیرد. در این موارد باید به سن و آثار ناشی از مقاومت که موجب جلوگیری از هتک عفت شده توجه کرد.
شروع به عمل لواط و تفخیذ هتک عفت محسوب میگردد.
ج) هتک ناموس
عبارتست از مجامعت با زنان و لواط با مردان که در زنان باکره توأم با ازاله بکارت است و یکی از عواقب آن در زنان حاملگی میباشد.
این اعمال که خلاف قانون و شریعت اسلام میباشد را در اصطلاح عامیانه جرائم جنسی مینامند. و از انواع جرائم جنسی میتوان به :
1- زنا
2- قیادت
3- اسمناء
4- لواط
5- جماع با مرده و مساحقه اشاره نمود.
فصل دوم (نکاح و بررسی اهداف و اهمیت آن)
مبحث اول
اهمیت و اهداف نکاح
ازدواج و تشکیل خانواده، پیمانی مقدس و الهی است که بین زن و شوهر و بر اساس فطرت خدایی و امر خداوند متعال صورت میگیرد و در اسلام ازدواج مستحب مؤکد شناخته شده است و در مواردی نیز که ترک ازدواج باعث آلودگی به زنا و امثال آن میگردد واجب شناخته شده است. خداوند متعال در این خصوص میفرماید : «زنان و مردان مجرد و غلام و کنیزهای شایستهتان را همسر دهید، اگر فقیر باشند، خدا از فضل خود بینیازشان گرداند، خداوند بخشنده و مهربان است، و نیز میفرماید :« یکی از نشانههای خداوند این است که از جنس شما برایتان همسر آفرید تا موجب آرمشتان باشد و بین شما الفت و مهربانی قرار داد».
پیغمبر اکرم(ص) فرمود :« ازدواج کنید و مجردان را همسر دهید، نشان بخت بلند مسلمان این است که زن بیشوهر را شوهر دهد.»
و در بعضی از روایات ازدواج وسیله حفظ نصف دین و در برخی دوسوم دین بیان گردیده است. پیامبر اکرم(ص) فرمودند :« زن گرفتن، ختنه کردن، مسواک زدن و عطر زدن از سنتهای من و پیامبران پیشین من است.»
همچنین فرمودند : ازدواج عفت چشم و فرج را بهتر صیانت میکند و از هر وسیله برای پاکدامنی نافذ و شرافتمندانه است.
«هر که زنگیرد نیمی از سعادت را بازیافته است.»
و در روایتی دیگر میفرمایند : زنان چند گروهند : اول اینکه زنی که سود محض است. دوم اینکه زنی که سود و زیان است. سوم زنی که زیان خالص است.
سود محض دوشیزگانند، سود و زیان بیوگان بیفرزند، و زیان خالص بیوگان اولاد دارند.
اهمیت نکاح از دیدگاه معصومین علیهمالسلام[9]
خداوند در قرآن کریم میفرماید :
«و عاشر و هنّ بالمعروف» و با آنها در زندگانی با انصاف و خوشرفتار باشید.
«و لا تمسکوهن ضراراً لتعتدو» روانیست که آنان را به آزار نگه داشته تا به آنها ستم کنید. [اصل عدالت]
انّا خلقناکم من ذکرٍ و انثی ... ان اکرمکم عندالله اتقیکم.»[10]
ما همه شما را نخست از مرد و زن آفریدیم و بزرگوارترین شما نزد خداوند با تقواترین مردمند.
«و اخذنا منکم میثاقاً غلیظاً» و از شما پیمان محکم گرفتیم(میثاق الهی).
این آیه میرساند که پیمان ازدواج در اسلام چقدر محکم و استوار است و آن نه تنها پیمانی بین زن و مرد بلکه میثاقی میان زوجین با خداوند متعال است که بر اساس آن با حضرت حق جل و علا عهد میبندند که به دستورات قرآن در وظایف همسری و حقوق خانواده که در سورههایی مثل نساء و طلاق و متحنه و بقره و مائده و نور و احزاب و مجادله و تحریم راجع به زناشویی آمده عمل کنند، چنانکه فرمودهاند :
«اذا ارادالرجل ان یتزوّج المراه فلیقل؛ اقررت بالمیثاق الذی اخذ الله»، «امساک بمعروف او تسریح باحسان»
ترجمه : به هنگامی که مرد میخواهد با زن ازدواج کند باید بگوید : گواهی میدهم بر میثاق و پیمانی که خداوند اخذ فرموده که : یا به شایستگی و خوشرفتاری نگاهداشتن یا به احسان و نیکی رها کردن.
«ما بنی فی الاسلام احب الی الله عزوجل من التزویج» امام باقر علیهالسلام به نقل از رسول اکرم فرمودند : هیچ بنیانی در اسلام محبوبتر نزد خداوند عزوجل از ازدواج نیست.
«رذال موتکم العزاب» پستترین مردگان شما عزبها هستند. همچنین از پیغمبر اکرم (ص) نقل شده است که :
«درهای آسمان چهار موقع گشورده شود : اول : هنگام باریدن باران، دوم : وقتی که فرزند در صورت پدر مینگرد، سوم : زمانی که در خانه کعبه را باز کنند، چهارم : در وقت اجرای عقد نکاح. توضیح اینکه مراد از گشوده شدن درهای آسمان شامل شدن رحمت پروردگار بر مردم است که طبق این حدیث در 4 مورد تحقق مییابد.
حال، با توجه به این مطالب میتواند پی به اهمیت ازدواج و تشکیل زندگی برد و سعی و تلاش نمود که بهترین را انتخاب نمود همچنان که اکرم (ص) در خصوص انتخاب همسر فرمودهاند: «از ازدواج با زنان کودن بپرهیزید که همنشینی آنها بلا و فرزندانشان تباه است».
همچنین نقل شده است :« بدترین زنان شما زننازا، کثیف، لجباز و نافرمانی است که در چشم فامیلش حقیر و در نظر خود عزیز باشد، نسبت به شوهر سرکش و با دیگران رام و تسلیم باشد. و بدترین زنان شما زن بیآزرم و عبوس میباشد[11].
اهداف ازدواج از دیدگاه علمی و جامعهشناسی
اهداف ازدواج عبارتند از :
1- رسیدن به سکون و آرامش
2- شکوفایی عواطف و احساسات
3- تأمین نیازهای جنسی
4- حفظ نوع و نسب
5- جلوگیری از انحرافات اخلاقی و بیماریها
6- رسیدن به تمامیت شخصیت و تکمیل و تکامل
7- تعاون و همکاری
8- پاسخ به ندای فطرت
الف- رسیدن به سکون و آرامش
ازدواج نقش مهمی در ایجاد سکون و آرامش درونی دارد. زیرا ازدواج یک نوع نیاز فطری میباشد. به همین جهت افراد مجرد آرامش روحی و روانی ندارند و در آنها همیشه یک نوع کشمکش درونی وجود دارد و انگیزه و هدف آنها در زندگی قوی نمیباشد، ولی ازدواج نیازهای عاطفی افراد را برآورده میکند و کشمکش درونی را از بین برده و میل و انگیزه زندگی را در آنها قوی میکند، زیرا فردی که ازدواج کرده میداد که کسی او را از صمیم دل دوست دارد و منتظر و نیازمند او میباشد، این احساس، تلاش کوشش او را در زندگی مضاعف کرده و زمانی که بعد از تلاش و کوشش و خستگش به هم میرسند و با روی خوش با یکدیگر برخورد میکنند تمام خستگیهای جسمی و روانیشان رفته و جای خود را به سکون و آرامش میدهند.
و در سایه ازدواج مشروع، طغیانها و هیجانات درونی، جوششهای غریزه و التهابات جوان مهار میشود، بیتابیها، بـیقراریها، عصیانها، چـشمچرانیها، هوسهای آلوده تحت کـنترل و مهار
درمیآیند.
ب- شکوفایی عواطف و احساسات
یکی دیگر از ثمرههای پربار ازدواج شکوفایی عواطف میباشد. در سایه این پیمان مقدس، عواطف پاکی که در وجود زن و مرد نهفته است شکفته میشود و شکوفه باز میکند. در سایه شکوفایی این عواطف پاک است که مشکلات زندگی یک به یک آسان میگردند و افراد مسائل زندگی را تحمل میکنند و به همدیگر ایثار و محبت میکنند و اگر قصوری هم داشته باشند گذشت میکنند، این شکوفایی عواطف، همچنین باعث میشود که افراد به اولاد خود عشق و محبت داشته باشند و با حوصله و صبر شبها بیدار بمانند و سختیهای فراوان بکشند، تا اولاد خود را بزرگ کنند و آنها را خوب تربیت کرده و به جامعه تحویل بدهند.
ج- تأمین نیازهای جنسی
انسان دارای مجموعهای از نیازها و غرایز است که عدم ارضاء و یا نقص در ارضای هر کدام از این غرایز، تزلزل در شخصیت را موجب میگردد، یکی از نیرومندترین غرایز انسان، غریزه جنسی است که بر اثر ازدواج تأمین این نیاز در مسیر طبیعی و سالم قرار میگیرد و زن و مرد را از انحراف و گناه مصون میدارد، بنابراین تنها وسیله طبیعی و مشروع ارضای این غریزه، ازدواج و تشکیل خانواده است. شاید به همین علت است که رسول خدا میفرماید: «هر کس که ازدواج کند، نصف دینش را حفظ کرده» و یا «هر کس که میخواهد پاک و پاکیزه خدا را ملاقات کند باید ازدواج کند» ضرورت تأمین نیاز جنسی، تنها از بعد مادی و جسمانی نباید مطرح شود. بلکه در نتیجه تأمین این نیاز جسمانی فرد از لحاظ روانی، ذهنی و اخلاقی نیز به آرامش میرسد، بنابراین فرد پس از ازدواج میتواند این غریزه مهم حیاتی را با شیوهای مطلوب و معقول و اجتماع پسند ارضاء کند و در سایه آن به آرامش برسد.
د- حفظ نوع و نسب
یکی دیگر از اهداف زوج، حفظ نوع و نسب است. نسل بشر با ازدواج حفظ و استمرار پیدا میکند، البته نه تنها حفظ فیزیکی بدن، بلکه حفظ و استمرار پیوند عاطفی و روانی بشر نیز در ازدواج صورت میگیرد و دیگر حفظ نسب میباشد اگر ازدواج صورت نگیرد نسب افراد از بین میرود و مشکلات عظیمی ایجاد میشود که نمونه آنها مشکلات فراوانی است که کودکان بیپدر و مادر برای جامعه، خانواده و زنی که آن بچه را به دنیا آورده، در غرب ایجاد کرده است کلاً انتساب به والدین و اجداد، موجب آرامش دل و کرامت انسانی است.
هـ - جلوگیری از انحرافات اخلاقی و بیماریها
یکی دیگر از ثمرات خیلی مهم ازدواج، جلوگیری از انحرافات اخلاقی و بیماریهای مختلف جسمی و روانی میباشد. تحقیقات نشان میدهد که میزان بزهکاری در میان افراد مجرد، چندین برابر افراد متأهل است. این میزان در جوامع مختلف تا هشت برابر هم میرسد.
انحرافات جنسی، مصرف مشروبات الکی، اعتیاد به مواد مخدر، مصرف دخانیات، قتل، دزدی، انحرافات سیاسی و حتی تصادفات رانندگی در میان افراد مجرد، چند برابر افراد متأهل میباشد، همچنین انواع بیماریهای جنسی مانند سفلیس، سوزاک، ایدز و غیر و بیماریهای روانی مانند افسردگی، اضطراب در افراد مجرد، خیلی بیشتر از افراد متأهل است.
و- رسیدن به تمامیت شخصیت و تکمیل و تکامل
ازدواج کـردن همانطـوری که قـبلاً اشاره شد یک نـوع تـکامل روانـی و عاطفی میباشد که
شخصیت انسان را کامل میکند و میتوان چنین بیان نمود که شخصی که ازدواج نکرده هنوز به آن اندازه از رشد و تکامل روانی نرسیده است و شخصیت او تکمیل نشده است، ولی ازدواج و تشکیل خانواده، شخصیت او را تکمیل میکند، زیرا هیچ انسانی به تنهایی کامل نیست، به همین جهت پیوسته در جهت جبران نقص و کمبود خویش تلاش میکند، دختران و پسران پس از دوران بلوغ و جوانی ضمن آنکه درصدد رسیدن به استقلال فکری هستند برای جبران نواقص خود و تأمین نیازهای بیشمار خویش، بسوی ازدواج سوق داده میشوند و با گزینش همسری شایسته موجبات رشد و تکامل خویش را فراهم میکنند. هنگامی که فرد در کانون یک زندگی مشترک قرار میگیرد، در سایة انس و الفت و محبت و روابط نزدیک و صمیمانه، بیشتر احساس مسئولیت میکند و استقلال مییابد و زندگی خویش را هدفدار میکند و از ثمرات کسب و کار و تلاش خود در واحد خانوادة نوبنیان خویش بهره میگیرد.
در زندگی زناشویی، زن و شوهر از تشویقها، حمایتها، رهنمودها بهره میگیرد. به همین دلیل برخورداری از وجود همسری مؤمن و شایسته یکی از بزرگترین نعمتهای الهی است که برای دنیا و آخرت انسان سودمند خواهد بود.
ز- تعاون و همکاری
در سایة ازدواج، روحیة تعاون و همکاری به اوج میرسد. در این پیوند، زن و شوهر دست به دست هم میدهند و مشکلات را از سر راه کنار میگذارند. بچهها را تربیت و بزرگ میکنند و مشکلاتی که در تنهایی و مجرد بودن، احتمالاً تا آخر عمر حل نمیشدند، و یا لااقل چندین سال طول میکشد، با دست به دست هم دادن حل کرده و موانع را کنار میگذارند و به همدیکر عشق و علاقه میورزند. در سایة این عشق و محبت و علاقه، هر کس در جای خود میکوشد که مانع و مشکلات را از سر راه زندگی خود کنار گذارد و زندگی را هر چه بیشتر شیرین کند.
ح- پاسخ به ندای فطرت
با توجه به اینکه ازدواج پیمان مقدس و عزیزی است که بر اساس فطرت خدایی و امر خداوند متعال صورت میگیرد، در حقیقت پاسخی درست و شرعی است که به ندای فطرت و غریزه داده میشود.
مبحث دوم
مفهوم بلوغ و بررسی دیدگاههای مختلف در آن خصوص
یکی از مراحل مهم زندگی انسان، رشد طبیعی جسم و روان فرد است که انسان در این دوره، از دوره نوجوانی قدم به آن میگذارد و زندگی تازهای را آغاز میکند، به طور کلی اگر نوجوان بطور طبیعی رشد خود را سپری کند در دورة بلوغ، رشد سریع جسمی و روانی او آغاز میگردد. روشن است همان طوری که سرعت رشد در همه دورانهای زندگی انسان یکسان نیست، در این دوره نیز متفاوت میباشد.
ژانژاک روسو فیلسوف نامدار فرانسوی دربارة بلوغ میگوید :
«بلوغ یک نوع تولد مجدد است در این دوره چون در نوجوان از لحاظ جسمی و عاطفی تغییرات بزرگ و زیادی پیدا میشود انتظار دارد که اطرافیان وی، در تمام زمینهها او را درک کنند و در هر مورد با او همدلی و همدردی نشان دهند. همچنین در این دوره نوجوان با دیدن پارهای از دگرگونیها در خویش که بنظرش نوعی برتری خویش آیند و دلپذیر مینماید، میل دارد آنها را به رخ دیگران بکشد تا مورد ستایش قرار گیرد». حال با بیان این مطلب، به بررسی بلوغ و دیدگاههای مختلفی که در آن خصوص ارائه شده میپردازیم.
گفتار اول
تعریف بلوغ و بررسی دگرگونیهای روانی و جسمی در این دوران
با آشکار شدن رشد و شروع تغییرات جسمی در نوجوانان، اشفتگیها و دلواپسیها در آنان بیشتر میشود. سن بلوغ جنسی دختران، 2 سال پیشتر از پسران است. در این دوره فعالیتهای غدد تعادل خود را از دست میدهند و استخوانها به آخرین بخش رشد خود نزدیک میشوند. قد بلند و همآهنگی لازم بین اندامها و عضلات نمایان میگردد.
قلب به اندازه کافی رشد مینماید و به سبب اشتهای زیاد، میل به خورد و خوراک افزون میشود. به همین جهت نوجوان، بعلت نیاز به کالری بشتر، باید در هر روز به قدر کافی از مواد کلسیمدار و پروتئینی استفاده کند.
بلوغ در لغت به معنای رسیدن است و در فقه عبارت است از رسیدن طفل بحال احتلام (در مرد) و حیض و یا حمل (در مورد زنان) و علامات بلوغ در ذکور عبارتند از :
1- روییدن موی عانه 2- روییدن موی صورت 3- احتلام 4- گذشتن 15 سال قمری از تاریخ تولد.
علامت بلوغ اناث عبارتند از : 1- حیض 2- حمل 3- گذشتن 9 سال تمام قمری از تاریخ تولد. و بلوغ در خنثی موقعی محقق میشود که از عهده تشخیص سود و زیان خود برآید. تشخیص حسن و قبح ملاک بلوغ نیست.
در ادامة ویژگیهای جنسی و روانی در خصوص بلوغ میتوان گفت شخص از حیث قد نیز رشد بیشتری میکند. اگر چه رشد وزن و قد دختران و پسران بستگی به چگونگی شرایط اقلیمی و جغرافیایی کشور و محل تولد و نشو و نمای آنان دارد. همة این موارد نکاتی است که نوجوان متوجه تغییرات ناگهانی خود میشود و به خود توجه پیدا میکند و این توجه به خود، بهرحال تا مدت زمانی به درازا میکشد که این حالت را در روانشناسی نارسیسم یا خودشیفتگی میگویند که بهرحال نباید بیشتر از مدت معمول به درازا بکشد که پسندیده و پذیرفتنی نیست و خود یک نوع عدم تعادل روانی محسوب میشود. دختران نوجوان در این دوره بیشتر جلوی آینه قرار میگیرند و از خویش احساس شادی و رضایت میکنند، بهرحال، از نوعی خودنمایی و مورد ستایش قرار گرفتن ارضاء و تا پیوند زناشویی آنان به چشم میرسد. به همین جهت نوعروسان، حتی اگر دیر هم ازدواج کرده باشند، از شوهر خویش انتظار توجه و ستایش دارند و چنانچه نیاز آنان برآورده نشود، چه بسا که موجبات سستی رشتههای پیوند خانوادگیشان را باعث شده و در پارهای موارد نیز گسیختگی زندگی مشترکشان را در خواهد داشت.
بعضی از نوجوانان در این دوران، معمولاً گوشه اتاق خلوت یا محل امنی را جستجو میکنند و بدون هدف، با پندارهای شیرین، بخود و اشیاء و عکسهای اطراف خویش چشم میدوزند و به آنها خیره میشوند و از حضور در میهمانیهای خانوادگی و جشنهای فامیلی دوری میجویند تا بدین وسیله خود را از دید بزرگترها و نگاه اطرافیان کنجکاو رهایی بخشند، جز با همسالان و دوستان نزدیک خود، با دیگران نمیجوشند و در برخی موارد نیز زیر فشارهای پرزور و روانی و تضادهای حاصله، با آداب خانوادگی، سنتهای جاری و قراردادهای اجتماعی مخالفت میورزند.
دیدگاه روانشناس دربارة بلوغ
هانـری والـون مـیگوید : «بلـوغ، پایان مرحلهای است که در آن، کودک هنوز قادر نیست در
روابط خود با اشخاص و اشیاء و یا موقعتیهای مختلف، از آستانه زمان حال تجاوز کند.»
توماس گوردن معتقد است :« تا پیش از اینکه دربارة چگونگی رفتار با فرزندان، تعلیمات لازم را به والدین نداده باشیم، حق سرزنش آنان را نخواهیم داشت».
گوردن به همین جهت مراکزی بنام پرورش کارایی والدین تشکیل داد و والدین را آموزش میداد تا طرز برخورد با فرزندانشان را بیاموزند. او زیر نظر خود و با بهرهگیری از سیصد تن از کاشناسان متخصص در 18 ایالت آمریکا، تعداد 200 واحد این مراکز را دایر و اداره کرد. او میگوید: زمان بلوغ را از بحرانیترین و پرتشویشترین دوره زندگانی آنان میدانستم، ولی سالهای پس از آن به تجربه دریافتم که نظریه و برداشتهایم اشتباه بوده است. مادرانی که این دوره را گذرانیده بودند، گزارش دادند که به هیچ وجه حالات سرکشی و نافرمانی و یا گوشهگیری و خود فرورفتگی را در این زمان حساس عاطفی و روانی- در فرزندانشان مشاهده نکردهاند، و من دریافتم که نوجوانان در این دوره هیچگاه با خانوادة خویش به ستیز برنمیخیزند. بلکه علیه روشهای ضدتربیت سالهای پیش خود و خلاف آموختهها و دانستههای خویش- که اینک والدین آن را به آسانی اجرا میکنند- قیام مینمایند. پس عملکرد خانواده و مربیان در برابر جوانان میتواند تعیین کنندة چگونگی گفتار و رفتار و کردار برای آنان باشد و هر گونه برخورد غیرقابل توجیه؛ آنان را به پرخاشگری و نافرمانی و به اصطلاح نادرست عصیان و یا ناراحتی میکشاند. موریس دوبس در کتاب خود زیر عنوان «بحران بدیع بودن در نوجوانان» پس از مطالعه و بررسیهای همه جانبه میگویند : نوجوان نه کودک است نه بزرگسال.
آدم جوان، به مقتضای سنش فعالیت و حرکت زیادتری دارد، بنابراین انرژی بیشتری را هم صرف میکند. هر جوانی انتظار دارد که همیشه سر و وضع مرتبی داشته باشد و این ملزم وضع مناسب اقتصادی خانوادهاش است که در حال حاضر، خانوادهها در این زمینه هم جوابگوی احتیاجات خود نمیباشند و آنان از این حیث در رنج بسر میبرند. به دبیرستانها و دانشگاهها و خیابانها سر بزنید تا وضعیت ناخوشایند پوشاک جوانان را که در سوز سرما با تنپوشهای نامناسب بخود میلرزند، آشکارا ببینید ناداری و گرفتاریهای اقتصادی خانوادهها باعث میشود که خیلی از نوجوانان و جوانان، که استعداد فراوان و شایستگیهای چشمگیری برای ادامة تحصیلات دارند، ناگزیر از ترک تحصیل میشوند و به اشتغال میپردازند.
گفتار دوم
بررسی دیدگاههای جامعهشناسان دربارة بلوغ[12]
همانطوری که بیان گردید، رسیدن فرد به بلوغ، فرارسیدن دوران تازهای از زندگیاش میباشد که در خصوصیات اخلاقی، جسمانی و منشی فرد تأثیر میگذارد حال از نظر جامعهشناسی به بررسی افراد در جامعه و تشکیل و کردار افراد در جامعه و چگونگی تشکیل جامعه میپردازیم. رسیدن به بلوغ از این حیث حائز اهیمت میباشد که با فرا رسیدن دوران بلوغ، افراد احساس استقلال طلبی و مستقل شدن مینمایند و به فکر ازدواج کردن میافتنند و اهمیت ازدواج در جوامع صنعتی امروز، برخلاف گذشته از آنجا ناشی میشود که خانوادهای جدید بوجود میآرود. از نظر هاریس:« ازدواج نهادی است که برای انجام وظایف خانواده به وجود آمده است، یعنی تولید نسل، پرورش کودکان و انتقال فرهنگ و وسیلهای است برای ایجاد نظم در روابط افراد.»
از نظر مالینوفسکی ازدواج قبل از هر چیز تأمین پدری شرعی برای کودک است. بنظر وی اصل مشروعیت، جهانی است. در تمامی جوامع انسانی و در تمام موارد حاملگی مستلزم ازدواج است. اصل موضوعه جهانی بودن مشروعیت، معنایی وسیع دارد که تا کنون به اندازة کافی مورد تأیید و تصدیق قرار نگرفته است. در تمام جوامع انسانی سنت اخلاقی و قانونی، گروهی را که از زن و فرزندانش تشکیل شده یک واحد اجتماعی کامل نمیشناسد. قانون، اخلاق، آداب و رسوم میگوید : خانوادهای که مرد نداشته باشد کامل نیست. و از این حیث باید افراد سیر تکاملی خویش را برای رسیدن به شرایط آرمانی طی کنند و آن چیزی نیست جز بلوغ و رسیدن اشخاص به سن قانونی. البته میتوان در جواب مالینوفسکی گفت : اولاً، خانواده کاملاً میتواند بدون ازدواج هم وجود داشته باشد. زیرا در حدود 30 درصد مجموع زن و مردهایی که در هتلهای مبله با هم زندگی میکنند شرعاً ازدواج نکردهاند.
با توجه به اینکه مزّیت یک مرد کامل، نیرومند بودن، نترس، کارآمد و مدبر بودن اوست. حال چه کسی میتواند آن را وصف کند؟ آیا ما میتوانیم این چنین دارایی با شکوه را فقط با کلماتی چند توصیف نماییم؟ خیر، رجولیت تاج افتخار دوران زندگی است.
بعضیها در نتیجه برخوردار شدن از وراثت خوب، به اوج آن میرسند. دیگران که کمتر خوشبختند تا حدودی ناگزیرند، این قوای ارزشمند را در خود پرورش دهند. ولی چه شما این قوا را پرورش داده باشید و چه آن را به کمال رسانده باشید و چه از طریق وراثت از این نعمت برخوردار باشید، اهمیت دانش مربوط به تکامل و نگاهداری رجولیت نیرومند را نمیتوان کم گرفت. هر مرد باید اصول و قواعد تندرستنی که کمک به وجود آمدن قوة مردانگی نوع عالی میکند. بداند، زیرا در زندگی هیچ دوره و مرحلهای وجود ندارد که در آن برای حفظ و نگاهداری رجولیت لازم باشد. در زندگی هیچ دوره و مرحلهای وجود ندارد که در آن آگاهی داشتن از قوانین تا به این حد مورد نیاز نباشد.
اهمیت غدههای جنسی به عنوان یک عامل فراهم آورنده تمام نیروهای جسمانی و دفاعی عموماً درک شده است. زیرا این غدد علاوه بر عملکرد مخصوص که در جهاز تناسلی دارد، چیزی را فراهم میآورند که اغلب آن را «ترشحات داخلی» میخوانند اهمیت این ترشحات در اقتصاد کلی جسمانی را نمیتوان کم گرفت. مثلاً غدة تیروئید نقشی در تنظیم پروسههای مختلف آن، چنان اهمیت دارد که وقتی کسی در کودکی از آن محروم گردد و یا به عملکرد آن صدمهای جدی رسد، نتیجهاش فقدان رشد جسمانی و دفاعی، فقدان مقاومت و ابتلاء به نوعی خبطه دفاعی موسوم به (Cretinism) خواهد بود.
گفتار سوم
عوامل مؤثر در ازدواج و سن ازدواج
عوامل متعددی وجود دارند که در ازدواج مؤثر است و عدم رضایت این عوامل مشکلاتی را بر سر راه ازدواج بوجود میآورد[13].
1- عوامل اجتماعی
2- عوامل سیاسی
3- تحصیلات
4- عوامل فرهنگی (مذهب، آداب و رسوم، لباس پوشیدن)
5- عوامل اقتصادی
6- عوامل اخلاقی و روانی
7- عوامل جسمی و ژنتیکی
8- سن
9- شغل
ازدواجهایی که بدون توجه به این عوامل انجام میگیرد، سعادت و خوشبختی در آن احتمالی میگردد. حال، در جامعه کنونی ما مشکلاتی نیز برای جوانان وجود دادر که مانع ازدواج آنها
با همسران دلخواه خودشان میگردد که این مشکلات عبارتند از :
1- مشکلات اجتماعی که در اثر سقوط اخلاق و مذهب از یک طرف و وجود رسانههای تبلیغی برای بیدار کردن نابهنگام میل جنسی جوانان از طرف دیگر، ایجاد میشود و نبود راههای مشروع برای ارضاء این میل غریزی به این مشکل دامن میزند، در حالی که در صدر اسلام هم خبری از تحریکات جنسی توسط رسانهها نبود و هم استفاده از کنیزان در ردیف ازدواج دائم و موقّت قرار داشت و مورد بهرهبرداری بود. در حالی که الان در جامعه ما هم تحریکات زیاد است و هم کنیز وجود ندارد و هم متعه رواج خود را از دست داده است و یگانه راهی که برای استفاده مانده، ازدواج دائم است که آنهم؛ اولاً، با مشکلات زیادی مواجه است که در همینجا به برخی از آنها اشاره میکنیم. ثانیاً، در جامعهای که فساد رواج یابد ازدواجهای دائمی رونق خود را از دست میدهد، زیرا در چنین جامعهای نه مرد حاضر میشود مسئولیت سنگین یک جمع خانوادگی را تا پایان عمر بپذیرد و نه زن حاضر میشود خود را به اطاعت یک مرد در آورد و مسئولیت سنگین بچهداری و شوهرداری و خانهداری را تقبل کند و هر چه ازدواج دائم رواج خود را از دست دهد، فساد بیشتر میشود و این مسئله تعامل روی هم دارند که باید با هموار کردن راه ازدواج، ریشه فساد در جامعه را خشکاند.
2- مشکل تحصیلات علمی (وضع تحصیلی افراد طوری است که ازدواج را برای محصل و دانشجو مشکل کرده است).
3- مشکل سربازی که برای برخی از جوانان در صدد ادامه تحصیل نیستند مطرح میباشد.
4- مشکل اقتصادی و فقر مالی که امکان تأمین نفقه را از مرد میگیرد.
5- مشکل اقتصادی و انتخاب همسر که بخاطر وسعت و گسترش اجتماع انسانی، امکان آشنایی افراد شایسته را از انسان سلب میکند.
بررسی سن ازدواج در زن و مرد[14]
با آنکه ازدواج یک ضرورت اجتماعی بود، اما اطلاعات، اسناد و مدارک اروپای قرون وسطی نشان میدهد، اولاً، سن ازدواج بالاتر از امروز بوده، ثانیاً، تعداد مجردین بسیار زیاد بوده، بغیر از اشراف که در سنین بالا ازدواج میکردند. از جمله قوانین واحد اجتماعی ازدواج اروپا داشتن امکان تأمین زندگی بود و یرای بسیاری از مردان پس از سن 25 سالگی این امکان پیش میآمد، و در بسیاری از شهرهای اروپایی، بخصوص در آلمان حتی تا قرن هجدهم از ازدواج افراد فقیر جلوگیری میشد و ارائه مقداری پول از 200 فلور در روستا و 300 فلورین در شهرها یا ارائه اموال غیر منقول شرط و اساس ضروری اجازه ازدواج بود. بدین ترتیب سن ازدواج بالا بود، برای مردان اروپا حدود 28-27 سالگی و برای دختران 26-25 سالگی. لذا سن ازدواج بستگی به نوسانات اقتصادی و سرمایهی افراد داشت. «دو پلهسیلو» خاطر نشان میسازد که در رژیم قدیم «هر چه سطح زندگی پایینتر بود سن ازدواج دختر عقبتر میرفت». ولی در سن ازدواج مردان تأثیری نداشت. از طرف دیگر هنگام بحران و بدی محصول در طبقات فقیر از دو حال خارج نبود، یا دخترها خیلی زود ازدواج میکردند و یا اصلاً شوهر نمیکردند. لو گینل نتیجه میگیرد که وقتی سطح زندگی اقتصادی و اجتماعی پایین بیاید، روزبروز تعداد زنهایی که از شوهرانشان مسنتر هستند بیشتر میشود. در بعضی از روستاها عروس کوچکتر از 30 الی 35 بندرت دیده میشود در صورتی که سن ازدواج مردان کمتر از 30 تا 35 سال بود. برعکس طبقه اعیان و اشراف نگران سن ازدواج فرزندان نیستند.
آمارهای کنونی مربوط به سن متوسط اولین ازدواج در 8 کشور نروژ- ایالات متحده آمریکا- سوئد- فنلاند- انگلستان- لهستان- بلژیک و اطریش، در بین سالهای 1959-1900 گرایش عمومی فوق را که بوسیله ویلیام گود خلاصه شده بخوبی نشان میدهد، سن ازدواج برای مردان کاهش یافته ولی برای زنان کاهش کمتر است. در سال 1959 سن متوسط ازدواج در ایالات متحده آمریکا برای زنان 2/20 سال و برای مردان 3/22 سال است در صورتی که در سال 1900 سن متوسط ازدواج برای زنان 22 سال و برای مردان 26 سال بوده است.
گرایش مزبور با افزایش ازدواج دانشجویان در جریان 20 سال اخیر در کشورهای غربی به جهت ساختن خانههای مخصوص دانشجویان ازدواج کرده در محلات دانشجویی تأیید شده است. از نظر ویلیام،ژ،گود افزایش ازدواج دانشجویان، این فکر را القا میکند که رفتار طبقه متوسط بتدریج با رفتار طبقه بالا منطبق میشود. ( در طبقات بالا معمولاً جوانها بدون داشتن استقلال اقتصادی ازدواج میکنند) و خانواده نیازهای خویش را بر میآورد. معهذا تمایل عمومی بر این است که در موارد طولانی بودن دوره تحصیلات، ازدواج دیرتر صورت گیرد.
بعضی از محققین ایالتمتحدهآمریکا معتقدند: هر چه زوجین جوانتر باشند ازدواج آنها پایدارتر است.
آمارهای کشور مزبور نظر فوق را تأیید میکند ولی ربرتوینج معتقد است عواملی که عدم استحکام و ثبات ازدواجهای پیشرس را بهوجود میآورد، سن ازدواج نیست بلکه شرایط زندگی اجتماعی و اقتصادی محیط آنان است.
در ژاپن و هندوستان در اوایل صنعتی شدن، سن متوسط ازدواجها بالا رفت همانطوری که این پدیده عیناً در کشورهای غربی مشاهده شده است و در اوایل توسعه صنعتی، میانگین سن ازدواج بالا رفته بوده است.
الف- میانگین سن اولین ازدواج
|
ردیف |
کشور |
جنس |
سال1910 |
سال1930 |
سال1950 |
|
1 |
ایالات متحده آمریکا |
زن مرد |
6/21 سال 1/25 سال |
5/ 21سال 5/24 سال |
1/ 20سال 5/ 23سال |
|
2 |
هندوستان |
زن مرد |
2/13 سال 3/20 سال |
7/14 سال 9/19 سال |
7/ 15سال 0/ 20سال |
|
3 |
ژاپن |
زن مرد |
23 سال 27 سال |
24 سال 28 سال |
6/ 20سال 6/ 24سال |
فصل سوم (ازدواج موقت یا نکاح منقطع)
تشریع قانون ازدواج در اسلام به منظور هدایت این غریزه اصیل در مجرای صحیح و ارضای آن بطور شایسته است. اما چون ازدواج دائم در عین حال که در جلوگیری از آلودگیها و نگهداری عفت انسان نقش مؤثری به عهده دارد، در تمام شرایط نمیتواند پاسخگوی تمایلات جنسی انسان باشد. از اینرو در اسلام قانون ازدواج موقت تشریع شده است تا با استفاده از آن به خواستههای جنسی در تمام شرایط پاسخ مثبت داده شود. و نکاح موقّت نیز مثل نکاح دائم یک نوع ازدواج و همسری ایت و هر 2 نوع مشمول انواع زوجیت بوده و در بسیاری از احکام و آثار مشترکند، تنها در موارد محدودی با هم متفاوتند، بنابراین این اختلاف یک اختلاف اصولی وجودی نیست، بلکه از قبیل تفاوت اصناف یک نوع است با حفظ وحدت حقیقت مثل کلمه انسان برای زن و مرد، چنانکه این اصناف خصوصیات در سایر تعهدات مشترک انسانها نیز وجود داشته و امری طبیعی مینماید.
در ازدواج موقّت مرد و زن که ازدواج آنها با یکدیگر بلامانع است با هم پیمان زناشویی میبندند و عقد میخوانند و تعیین مهر و مدت میکنند و فرزندی که حاصل این ازدواج است یک فرزند مشروع و قانونی و دارای تمام حقوق و مزایای فرزند است. پس از تمام شدن مدت ازدواج موقّت و جدایی 2 همسر از یکدیگر، زن باید عدّه نگهدارد، یعنی بیش از گذشت مدت معین حق ندارد با مرد دیگری ازدواج دائم یا موقّت نماید که این خود حریم زوجیت تلقی میشود و از نظر آثار حقوق در مورد شاخص با یکدیگر تفاوت دارند یکی ارث و دیگری نفقه، که حق ارث بردن با شرط کردن در متن عقد و نفقه را از طریق اضافه نمودن مهر یا شرط ضمن عقد میتوان تأمین نمود. بنابراین فاصله زیادی از نظر آثار، میان این 2 نوع ازدواج نمیباشد. حال به بررسی تفصیلی این مبحث میپردازیم.
«مبحث اول»
«ازدواج موقّت از دیدگاه اسلام و قرآن»
«گفتار اول»
«بررسی ازدواج موقّت در حقوق اسلام و قرآن»
الف- ازدواج موقت در اسلام
ازدواج موقّت و دائم در بیشتر احکام با هم یکسانند و در قسمتی اختلاف دارند. آنچه در مرحله اول این 2 را از یکدیگر متمایز میسازد این است که در ازدواج موقت زن و مرد تصمیم میگیرند به طور موقت با هم ازدواج کنند و پس از پایان مدت اگر مایل باشند با قرارداد ثانوی طبق شرایطی که در کتابهای فقهی ذکر شده است پیمان ازدواج را تمدید میکنند.
دیگر آنکه ازدواج موقت از لحاظ شرایط، آزادی بیشتری در بر دارد از جمله مخارج زن بر مرد در این ازدواج واجب نیست مگر در ضمن عقد با یکدیگر قرارداد کنند و نیز زن و مرد بدون قرارداد در متن عقد، از یکدیگر ارث نمیبرند و همچنین فرزندی که در این ازدواج بوجود میآید با فرزند ازدواج دائمی یکسان است و هیچگونه تفاوتی باهم ندارند در سایر آثار حقوقی این 2 نوع ازدواج یکسان میباشند مثلاً در هر دو، مهر وجود دارد و نیز در هر دو ازدواج انسان نمیتواند با مادر و دختر همسر ازدواج کند و آنها با او محرمند و همانطور که در ازدواج دائم زن باید پس از طلاق «عدّه» نگهدارد. در این ازدواج نیز پس از پایان مدت باید عدّه نگهدارد با این تفاوت که عدّهی زن دائم سه نوبت عادت ماهانه یا 3 ماه (در پارهای از موارد) می باشد و عدّهی زن غیر دائم 2 نوبت یا 45 روز است.
ب- ازدواج موقت از دیدگاه فقه و قرآن
نکاح منقطع که به پیروی از فقه امامیه در قانون مدنی پذیرفته شده، از جهات گوناگون قابل
بررسی است که با رعایت اختصار مطمح نظر واقع میگردد.
«فما استمتعتم به منهنّ فئاتوهنّ اجورهنّ» سوره نساء آیه 24
یکی از مسائل غیر قابل انکاری که هر کس کمترین سرو کاری با قوانین و احکام داشته باشد و در آن تردیدی نمیکند این است که نکاح منقطع یا متعه یعنی عقدی که زمان معین و محدود دارد از طرف شخص پیامبر اسلام (ص) تشریع و تجویز شده و جمعی از صحابه پیامبر (ص) در زمان حیات آن حضرت و بعد از رحلت آن بزرگوار از این قانون استفاده کردند.
اگر بخواهیم در پرتو حقائق و واقعیات این مسأله را ریشهیابی کنیم، مبدأ همه آراء مختلف، اقدام خلیفه دوم بوده است که به عقیده خود روی مصالح خاصی که اوضاع و احوال آن روز ایجاب میکرد، نکاح موقت را تحریم نمود و به اصطلاح این یک تحریم قانونی و عرفی بوده، نه تحریم شرعی و دینی، و این جمله بطور متواتر از او نقل شده است:
«متعتان کانتا عهد رسول الله و انا احتر مهما و اعاقب علیهما»
یعنی در دوران رسول الله دو متعه حلال بود و من آنها را تحریم میکنم و هر کس مخالفت کند او را مجازات خواهم نمود.
همه مسلمین منفقند که در قرآن کریم و احادیث متواتر اصل تشریع ازدواج موقّت مُسَلّم و غیر قابل انکار است، فقط بعضی ادعا میکنند، این حکم منسوخ گردیده است ولی برای اثبات این مدعی باید دلیلی اقامه کنند، اما کجا میتوانند چنین دلیلی پیدا کنند، علاوه بر این طبق مدارکی که در دست ماست هر کاری که نفعی در بر دارد و زیان دنیوی و اخروی در بر نداشته باشد، به حکم عقل جائز است.
جمله «استمتعتم» در آیه 24 سوره نساء یک، معنای لغوی دارد که عبارتند از التذاذ و انتفاع است و یک معنی اصطلاحی در عرف شرع (که همان عقد متعه است) از نظر اصولی مثل کلمات صلوه و زکوه و حج در قرآن باید بر معنی اصلاحی شرعی حمل شود نه معنای لغوی، وانگهی قول به جواز متعه از نظر عده زیادی از صحابه پیامبر و تابعین مؤید معنی اخیر است.
در خصوص آیه «فما استمتعتم به منهنّ فاتوهنّ اجورهنّ فریضه»
یعنی «مهر تعیین شده زنانی را که به عنوان ازدواج موقت، عقد کردید بپردازید. این آیه به اتفاق مفسران شیعه و به قول گروهی از مفسران اهل سنت درباره ازدواج موقت نازل شده است. دربارهی این قانون عالی نیز احادیثی از پیشوایان اسلام آمده است که برای نمونه پارهای از آن احادیث را نقل میکنیم.[15]
1- عبداللهبنمسعود میگوید: در یکی از جنگها همراه پیغمبر (ص) بودیم و چون زنان همراه ما نبودند و از جهت غریزه جنسی در فشار بودیم از آن گرامی پرسیدیم، آیا برای ما جائز است کاری کنیم که غریزه جنسی در وجود ما به کلی از بین برود؟
آن حضرت ما را از این کار بازداشت و اجازه داد که ازدواج موقت کنیم و آیه را خواند:
«یا ایها الذین آمنو لا تحرموا طیبات ما احلَّ الله لَکم و لا تعتدوا انِّ الله لا یحب المعتدین»
یعنی: ای گرویدگان به اسلام، کارهای پاکیزهای که خدا برای شما حلال کرده بر خود حرام نکنید و تجاوز ننمایید که خدا تجاوزکنندگان را دوست نمیدارد.
2- علی علیهالسلام فرمود: اگر عمر، ازدواج موقت را نهی نکرده بود، جز انسانهای بدبخت کسی به زنا دست نمیزد.
3- امام صادق علیهالسلام فرمود: هر کس ازدواج موقت را حلال نشمرد از ما نیست.
تعریف نکاح منقطع
براساس ماده 1075 قانون، نکاح وقتی منقطع است که برای مدت معینی واقع شده باشد. و
در تعریف تفصیلی نکاح منقطع میتوان چنین بیان داشت:
«متعه و ازدواج موقت آن است که مردی با زنی که ازدواج نمودن با وی مانع شرعی نداشته باشد به مدت معین و مهریه معین ازدواج کند و به مجرد تمام شدن مدت معین، زن و مرد از همدیگر جدا میگردند بدون آنکه احتیاج به طلاق داشته باشد».
با توجه به اینکه نکاح منقطع از مختصات قوانین خانواده در ایران است و چنین تأسیسی در قوانین سایر کشورها اعم از اسلامی و غیراسلامی وجود ندارد، این قانون از دیدگاه مذهب جعفری {که مذهب رسمی کشور ماست} از جمله قوانین درخشان اسلامی است که به منظور جلوگیری از روابط نامشروع و حفظ صیانت جامعه از فحشاء جعل گردیده است. لذا در روایات ما وارد شده است که اگر از ناحیه عمر از ازدواج موقت جلوگیری نمیشد و همانند ازدواج دائم یک امر عادی و رسمی بود، زنا نمیکردند مگر اندکی. یا مرتکب زنا نمیشد مگر شخص شقی.
قول علی المشهور[16]
«لو لا ما سبق من رأی این الخطاب لأمرت بالتعممه ثم ما زمی الّا شقی.»
هذا الکلام منه علیه السلام هو بالواقع اعتراض و استنکار للخلیفه الناهی عنی المتعه، و الذی لوکم یکن نهیه عنها لما زن الّا من الناس الدین بلغوا الغایه القصوی من القشاء. و نهیه عنها أوجب فسح المجال للزنی، و بذلک تعمل اعباء هذا النهی، و من هنا نعلم أن المتعه رحمه الهیه تمنع من ارتکاب الفحشاء کما أنها من الطیبات التی، بمنعها ترتکب الخبائث و رحمه الله هی التی حللت الطیبات لعباده و ...
عبدالرحمن بن عبدالله میگوید :
شنیدم ابوحنیفه از ابوعدالله راجع به متعه سوال میکرد آن حضرت فرمود از کدام متعه میپرسی؟ ابوحنیفه گفت : از متعه حج پرسیدم. حال بگو بدانم راجع به متعه زنان چه نظری داری. ابوعبدالله گفت : مثل اینکه تاکنون این آیه را نخواندهای (فما استمتعتم به منهن و ...) ابوحنیفه گفت : تاکنون این آیه را نخواندهام.
عیاشی در تفیسر خود از محمدبن مسلم از اباجعفر روایت کرده که وی فرمود : جابربن عبدالله گفت : با پیغمبر جنگ میکردیم و او متعه را حلال کرد و بعداً آن را تحریم نکرد و شندیم حضرت علی (ع) فرمود : اگر عمر آن را نهی نمیکرد جز اشخاص شقی کسی مرتکب زنا نمیشدند.
گفتار دوم
فلسفه ازدواج موقت
همان طوری که مطرح گردید ازدواج دائم نمیتواند به تنهایی پاسخگوی تمایلات جنسی انسان باشد زیرا در زندگی ضرورتهایی برای بیشتر مردان پیش میآید که معمولاً برای مدتی امکان بهرهبرداری جنسی از همسر خویش از آنان سلب میگردد بدون تردید، در این مدت غریزه جنسی، آنان را در بحران شدیدی قرار میدهد که اگر از راه مشروع به آن پاسخ مثبت ندهند ممکن است آلودگیهایی پیش آید. موضوع دیگری که جداً باید مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد مسأله جوانانی است که به سن بلوغ میرسند. اینان با رسیدن به این سن در آستانه بیدار شدن غریزه جنسی گام میگذارند و معمولاً هم نمیتوانند به زودی ازدواج کنند، در این سالهاست که جوانان به راههای حرام میافتند.
برتراند راسل مینویسد : در دنیای امروز ضرورتها و مشکلات اجتماعی و اقتصادی برخلاف تدبیر و میل ما ازدواج جوانان را به تأخیر افکنده است.
زیرا در صد یا دویست سال پیش مثلاً یک دانشجو تحصیلات خود را در هیجده سالگلی و بیست سالگی خاتمه میداد و در آغاز فشار غریزه و یا اوائل بلوغ برای ازدواج آماده بود و بسیار اندک بودند کسانی که تا سی و یا چهل سالگی برای رشتههای علمی و تخصصی، زخمت میکشدند.
اما در عصر حاضر، دانشجویان بعد از 20 سالگی وارد رشتههای تخصصی علمی و صنعتی میشوند و پس از فراغت از تحصیل مدتی نیز در جستجوی وسیله تأمین معاش برمیآیند. معمولاً پس از 35 سالگی قادر به ازدواج و تأسیس خانواده خواهند بود.
پس جوانان امروز مدتی طولانی را در فاصله میان بلوغ و ازدواج که بخشی بسیار حساس و دوران نمو جنسی و طغیان غریزه و صعوبت مقاومت در برابر هوی و هوس و ظواهر فریبنده زندگی است، میگذارنند. ما نباید این بخش حساس را از حساب عمر و یا نظام اجتماع بشری ساقط کنیم و اگر ما بخواهیم جایی برای این بخش طولانی و حساس عمر باز نکنیم و فکری در این باره نکنیم نتیجة آن شیوع فساد و بیاعتنایی نسبت به بهداشت، نسل و اخلاق در میان مردان و زنان اجتماع خواهد بود. پس چه باید کرد؟
راه صحیح برای حل این مشکل این است که قوانین مدنی برای این بخش حساس از عمر یکنوع ازدواج موقتی را برای دختران و پسران روا دارند که موجب تحمیل بار مشکلات زندگی و ازدواج دائم نباشد و در عین حال ایشان را از مفاسد مختلف و اعمال نامشروع و تحمل رنج روحی و بار گناه و تخلف از اصول و قوانین و نیز از امراض گوناگون محفوظ دارد. این نوع ازدواج در اصطلاح راسل ازدواج بدون فرزند، نامیده میشود.
آیا در این شرایط که استفاده از ازدواج دائم امکانپذیر نیست با طغیان غریزه جنسی چه باید کرد؟ آیا در این زمینهها باید ریاضت کشید و رهبانیت اختیار کرد؟ و آیا همه جوانان حاضرند تحمل کنند و عفت و پاکی خویش را حفظ کنند؟ یا باید فکر دیگری کرد؟
در اینجا 2 راه بیش نیست، یکی اینکه جوانان را بخود واگذاریم تا پسران و دختران با هم روابط نامشروع برقرار سازند و آن همه مفاسد و عواقب وخیم را نادیده بگیریم و آیا این راه، راه صحیحی است؟
آیا این دختران و پسران پس از این همه روابط نامشروع، در دوران ازدواج دائم خویش دیگر مرد زندگی و زن خانواده خواهند بود؟[17]
راه دیگر اینکه ازدواج موقت را برای آنان تجویز کنیم تا بدین وسیله به غریزه جنسی خود پاسخ مشروع بدهند و بتوانند خویش را حفظ کنند. بیشک راه صحیح همین راه دوم است چرا که در غیراینصورت جوانان راهی برای ارضای شهوت خود ندارند و دست به هرگونه بیعفتی و گناه خواهند زد. بهترین شاهد، آمار فساد و بیعفتی است که در جرائد و مجلات به چشم میخورد :
یکی از مجلههای آمریکایی بنام «ویسپرد» مینویسد : «شمار اطفال غیرقانونی به ده میلیون میرسد و در فرانسه از هر صد کودک هفت نفر آنها غیرمشروع میباشند، بسیار تأسفانگیز است که عدهای در پندار خویش از همین راهها مشکلات جوانان را در بحرانهای مذکور حل کرده و ارزشهای اخلاقی آنان را به کلی از نظر دور میدارند.
اینان تجویز میکنند که جوانان در گناه و بیعفتیها فرو روند اما اجازه نمیدهند که از قانون عالی ازدواج استفاده کنند به یقین قضاوتهای بیجا و ایرادهایی هم که کردهاند از آنجا سرچشمه میگیرد که این مسأله مهم (ازدواج موقت) را از دیدگاه مذهب مطالعه ننموده و آنچنان که باید و شاید از نظر حقوق و اجتماع آن را ارزیابی کردهاند.
گفتار سوم
دیدگاههای مخالفان ازدواج موقت
مخالفان ازدواج موقت به گمان خود ایرادهایی کردهاند که ما برای روشن شدن مطلب آنها را ذکر میکنیم و پاسخ هر یک را یادآورد میشویم.
اشکال 1 : پیمان زناشویی اگر موقت باشد زن و مرد نمیتوانند پیوند مهر و دوستی را با یکدیگر محکم سازند.
پاسخ : این اشکال در اثر توجه نداشتن به حکمت تشریع این قانون پیدا میشود زیرا همان طوری که در پیش گفته شد ازدواج دائم برای جوابگویی به خواستههای جنسی کافی نیست و ازدواج موقت به منظور اشباع غریزة جنسی از راه صحیح و عاقلانه در شرایط مذکور تشریع شده است.
اگر این ازدواج هم به منظور تشکیل خانواده و انس گرفتن دو همسر با یکدیگر تشریع شده بود این اشکال مورد داشت ولی با توجه به حکمت تشریع این قانون دیگر موردی ندارد. بلکه میتوان گفت، ازدواج موقت بهترین راه برای کسانی است که در آستانة ازدواج قرار گرفته و میخواهند توافق اخلاقی بین خویش و همسری را که ازدواج با او در نظر دارند به دست آورند زیرا در اینصورت آنان میتوانند مدتی با هم از طریق مشروع معاشرت کنند و از خصوصیات اخلاقی یکدیگر آگاه گردند تا پس از توافق اخلاقی ازدواج موقت را تبدیل به دائم نمایند.
اشکال 2 : ازدواج موقت در اجتماع شیعه از ناحیة زنان و دختران استقبال نشده است.
پاسخ : باید دید این نفرت نسبت به ازدواج موقت از کجا پیدا شده است، بدون تردید این مطلب مولود تبلیغات مسموم و نیز سوء استفادههایی است که مردان هوسران در این زمنیه کردهاند. بدیهی است که این سوء استفادهها را نباید به حساب اصل قانونی گذارد. در پیش نوشته شد که ازدواج موقت مانند ازدواج دائم در نظام دینداری، شرایط و مقرراتی دارد که باید زن و مرد تمام آنها را در نظر بگیرند و در چهارچوبة آنها این ازدواج را واقع سازند. تردیدی نیست که اگر حدود و شرایط مذکور نادیده گرفته شود و فقط به خواندن یک صیغه قناعت شود این نوع ازدواج عامل نفرت و انزجار میگردد و افکار عمومی را نسبت به این قانون مقدس و عالی بدبین میکند.
اشکال 3 : ازدواج موقت با اجاره یا کرایه دادن فرقی ندارد و مایة سقوط شخصیت زن میگردد.
پاسخ : این اشکال از اشکلات گذشته سستتر و بیپایهتر است. زیرا اولاً عقد ازدواج موقت ربطی به اجاره ندارد. گواه بر این مطلب اینکه طبق تصریح فقهای ما اگر عقد ازدواج موقت را به لفظ اجاره بخوانند یعنی زن بگوید «آجرتک نفسی» من خودم را به تو اجاره دادم صحیح نخواهد بود.
ثانیاً، ازدواج موقت با دائم از این جهت تقاوتی ندارد همانگونه که بدون مهر ازدواج دائم منافاتی با شخصیت زن ندارد و باعث پایین آمدن حیثیت و شرافت انسانی او نمیشود در این مورد نیز چنین است. زیرا عقد ازدواج دائم و موقت تنها تفاوتشان در ذکر مدت است.
راستی شگفتانگیز است که زنی که با اختیار خود با مردی حاضر به ازدواج موقت میشود زن کرایهای است و در منطق اینان شخصیت انسانی خویش را تنزل داده است ولی زنانی که با کمال بیشرمی با آنهمه حرکات و اطوار زننده در فیلمها خود را به معرض نمایش میگذارند و یا در مجالس شبنشینی رقص در برابر چشمان حریص هزار مرد و برای ارضای غرایز آنها حنجرة خود را پاره میکنند و یا هزار و یکنوع معلق میزنند آنها زن کرایهای نیستند. و همچنین زنانی که در یک دوران دارای رفیقهای متعددی هستند به نظر اینان شخصیت انسانی خویش را تنزل ندادهاند، اگر واقعاً دلسوزند و میخواهند شخصیت زن را حفظ کنند فکری برای زنان مراکز فحشا که معمولاً در تمام اجتماعات ناسالم وجود دارد بنمایند. آیا زنان آنجا از زندگی شرافتتمندانه انسانی برخوردارند؟ و آیا آنان میتوانند برای خود شخصیتی احساس کنند؟
آیا وضع ناراحت کننده و زندگی فلاکتبار آن طردشدگان اجتماع، از زندانیان محروم و یا بردگانی که در دورانهای گذشتة تاریخ زندگی میکردند، منفورتر نیست؟
اشکال 4 : با فرزندانی که از راه ازدواج موقت به دنیا میآیند چه باید کرد؟
پاسخ : در پیش خواندیم که فرزند ازدواج موقت با فرزند ازدواج دائم هیچ فرقی ندارد، بنابراین پدر وظیفه دارد فرزند خویش را مانند فرزندان ازدواج دائم نگهداری کند و اگر فرضاً در چنین موردی پدر از وظیفة خویش کوتاهی کند حاکم شرع باید دخالت نماید و او را به مراعات حقوق خویش ملزم سازد و اگر برخی از مردم نسبت به وظیفه خویش کوتاهی میکنند، ربطی به اصل تشریع این ازدواج ندارد چنانکه در ازدواج دائم نیز افرادی پیدا میشوند که از وظایف خویش در مورد فرزند و همسر خویش سر باز میزنند. بدیهی است که اگر ازدواج موقت مانند ازدواج دائم در دفاتر ثبت اسناد، ثبت گردد و به صورت قانوین درآید مشکلی به وجود نمیآورد و نیز جلوی غالب سوء استفادهها هم گرفته میشود.
بنابراین روشن شد که فرزند ازدواج موقت یا نکاح منقطع با فرزند ازدواج دائم در یک رتبه و مقام هستند و از نظر احکام اسلامی نیز با هم فرق ندارند همچنانکه در صدر اسلام برخی از صحابه و بزرگان از همسران موقت به دنیا آمده بودند و در عین حال کسی نسبت به آنان به نظر تحقیر نمیگریست و شخصیت همسطح با سایر مسلمانان بودند.
گفتار چهارم
آثار اجتماعی و اخلاقی ازدواج موقت
ازدواج ازدواج موقت یا نکاح منقطع دارای یک سری آثار و ویژگیهایی می باشد که میتوان آن را به دو دسته تقسیمبندی نمود :
1- آثار شخصی که بر روی فرد دارد.
2- آثار اجتماعی که اثری فراتر از اولی را شامل میشود. حال به بحث آثار اجتماعی نکاح منقطع که بر روی جامعه دارد میپردازیم :
آثار اجتماعی نکاح منقطع عبارتند از :
1- جلوگیری از فحشا چنانکه حضرت امیرالمؤمین علی (ع) فرمود :
«لو لا أن عمر نهی الناس متعه ما یزنی الا شقی او شقا»[18]
اگر عمر مردم را از متعه بازنمیداشت جز شقاوتمندان، آلودة زنان نمی شدند یا جز افراد کمی آلوده نمیگشتند.
2- اختلاف بلوغ جنسی با سن فراغت از تحصیل و انتخاب شغل که مانع نکاح دائم است و در عصر حاضر نیز از طرف دانشمندان چیزی شبیه نکاح موقت پیشنهاد شده است.
3- مسافرتهای طولانی.
4- حفظ حضانت کودکان ناشی از رابطه مضبوط و مشروع.
5- پاسخگویی به نیازهای خاص مثل سرپرستی و بیاولادی.
6- اثر روانی مثبت در تعدیل غرائز با حفظ عفت.
7- نهاد مفیدی برای بانوان بیوهای که امیدی به دستیابی به نکاح دائم ندارند است. البته همان طور که از روایات اسلامی برمیآید هـدف از ازدواج موقت هوسـرانی و بلهوسی نیست،
همچنانکه امام موسی کاظم (ع) به علیبن یقطین فرمود [19]:
«تو را به نکاح متعه یا منقطع چکار، و حال آنکه خداوند تو را از آن بینیاز کرده است و اما کسی که دارای همسر است فقط هنگامی میتواند دست به این کار بزند که دسترسی به همسر خود نداشته باشد».
ولی سوء استفاده از قانون موجب تخطئه قانون نیست، چنانکه برای سوء استفادة قاضی یا خیانت نویسنده قضاء و نویسندگی را نمیتوان تعطیل کرد.
8- متعه جوانانی را که در آغوش طوفان پرهیجان تمایلات جنسی دست و پای میزنند و رگبارهای تند شهوت دیدة فرد آنها را کور نموده است و برای فرار از این بلا خویشتن را ب منجلاب فساد پرتاب میکنند آنان را از سقوط به آن منجلاب و از غرقاب امراض آمیزشی نجات داده به ساحل امن رستگاری میرساند. باید تصدیق کرد غفلت از حقایق مدنیت ما را در معرض امواج سهمگین سیل فحشاء قرار داده است بطوری که غریو مدهش این سیل جنونآمیز جامعه را به آینده خطرناکی از فرورفتن به باتلاق موهوم پنداشتن موهوم پرستی سوق میدهد، هر روز دستهای از جوانان و دوشیزگان که حاصل گردش میلیونها اباء و امهات و نتیجة شیمیایی و فعل و انفعال هزاران عوامل فیزیکی در محور نظام گیتی است به منجلاب فحشاء ساقط و امراضی آمیزشی آنها را به وادی بدبختی رهبری مینماید آمار روابط جنسی نامشروع هر روز افزون میگردد و بر تعداد طلاقها هر ماه و هر هفته افزوده میشود و احصائیه آنها به سرعت بالا میرود. شیخ بهایی میگوید :
« کل من لم یعشق الوجه الحسن قرب الجل الیه و الرسن» یعنی :
آن کسی کو را نباشد عشق یار بهر او پالان و افساری بیار
آدمی از جماد ساخته نشده، شهوت دارد، رغبت دارد، تمایلات جنسی دارد، چشم میبیند،
دل میخواهد دل خواست مسحور و بیقرار و رفتهرفته عاشق و زار و در پایان به منجلاب فحشاء دچار میگردد.
ز دست دیده و دل هر دو فریاد که هر چه دیده بیند دل کند یاد
9- متعه افراد جامعه را از بنبستهای حاصله در روش یک زنه نجات داده و مشکلات موجود را به آسانی حل میکند.
10- ازدواج متعه از عوامل مؤثر انسداد درهای فاحشه خانهها و مراکز فساد است. جوانانی که در آغوش طوفان تمنیات جوانی دست و پا میزنند و نیاز مبرم به رفع ذخائر زندگی دارند و طرق ازدواج را بر خویشتن مسدود و راه چاره را بسته میبینند ناچارند از بهترین ایام عمر بزنند و عمری با امراض آمیزشی خود را قرین سازند میتوانند به مدد نکاح متعه خود را از این لجنزار نجات دهند. جوانان از پسر و دختر در سن 18 سالگی که در کمال رشد بدنی هستند و از حیث نیرو و لذت از زناشویی بهترین دوران زندگی آنان میباشد. متأسفانه آنان از این فرصت در اثر ترس از زناشویی و جبن از متعه هیچ استفاده نمینمایند که در نتیجه رکود سستی، بیحالی، عنن، عدم توانایی که تماماً از علل عقیم بودن است در آنها پدیدار میگردد و یا افراط در عمل جنسی با زنان هرجایی در سنین جوانی آنان را به امراض مقاربتی مبتلا میسازد.
به نظر اینجانب یگانه راه حل و علاج این وضع خطرناک و هولناک آشنا کردن جوانان به مزایا و سجایای نکاح منقطع است که به مدد نکاح منقطع در شرایط سهل و آسان میتوانند خیمه زندگی خود را در کانون خانوادگی بر اساس متعه بنیانگذارند و از شعله جانسوز تمنیات جنسی نجات یابند و مخارج بیهوده و زائد تشریفات عروسی را به مصرف ضروریات و لوازم زندگی خود برسانند.
11- متعه در علاج بیاولادی و رفع این بلا نقش مؤثری را بازی میکند.
12- عکس قضیه بالا را نیز درمان میکند بدین توضیح اگر زنی و لو شوهرش عقیم باشد و نطفه شوره اسپرم نداشته باشد با غمض از لقاح و این فعل حرام و با جدایی از زوج به مرد نکاح متعه خویشتن را باردار نماید و از داشتن فرزند برخوردار گردد.
در خصوص اثر روانی متعه در جامعه میتوان گفت :
اجرای عقد متعه در جامعه افراد آن پدیده به ویژه طرفین عقد را از خطر روانی بیمه میکند و از حالت ندامت و انکساری که به توبه کار بعد از انتباه به گناه خود دست میدهد در امان نگاه داشته و از سقوط به سرزنش وجدانی و عقدة باطنی نجات میهد. زناکار در پیشگاه خدا و وجدان معذب میباشد و هر کس بدون عقد مرتکب عمل جنسی شود زانی بوده و سزاوار عقوبت است و باز معتقد میباشند که نکاح منقطع عنوان زنا را ندارد و با اجرای این سنت خویشتن را از رنج روانی، از ندامت و پشیمانی در امان نگاه خواهد داشت. ثابت شده است آلام وجدانی شدیدتر از اقلام جسمانی است، سوز آن نهان و غیرقابل درمان، ولی درد این آشکار و قابل علاج میباشد و بسیار شده که حالت روحی گنهکاری بر اثر پشیمانی دگرگون شده است و روشن است که متعه شامل این آثار اجتماعی میباشد.
مبحث دوم
ارکان نکاح منقطع و احکام مشترک و موارد اختلاف با نکاح دائم
گفتار اول
ارکان نکاح منقطع[20]
ارکان نکاح منقطع عبارتند از :
1- عقد و الفاظ ایجاب (زوجتک و انکحتک و متعتک) و قبول (هر چه دلالت بر رضا کند مثل قبلت و رضیت).
2- متعاقدین. (زوجه میتواند از اهل کتاب باشد.)
3- مهر، که شرط ویژه در نکاح منقطع است بطوری که اگر اخلال به آن وارد شد، باطل میگردد.
4- اجل، ذکر مدت شرط تحت نکاح منقطع است، در صورتی که مدت ذکر نشود تبدیل به دائم میشود، چنانکه اگر بجای تقویم زمانی، یا یکبار و دوبار تقویم شود باز تبدیل به دائم میشود، در نهایت در اینجا احتیاط آن است که در موقع جدایی صیغة طلاق اجرا نمایند و احوال از آن صبر نمودن تا انقضاء مدت تقدیری به مره و مرتین یا هبه آن میباشد.
در نکاح منقطع همانند نکاح دائم به محض انجام عقد زوجه مالک مهر میگردد و باید زوج در صورت مطالبة زوجه به وی پرداخت نماید، اگر چه استقرار تمامی آن بعد از انجام نزدیکی است و در صورت بخشیدن مدت قبل از نزدیکی تنها نیمی از مهر را باید بر زوجه پرداخت نماید. و اگر بعد از نزدیکی از مدت صرف نظر نماید، تأثیری در مهر ندارد.
اگر مدت عقد با تمکین سپری گردد (گرچه نزدیکی صورت نگیرد) پرداخت تمام مهریه لازم است، تجدید عقد متعه قبل از بذل یا انقضاء مدت صحیح نیست. عزل بدون اذن زوجه جائز
است.
انقضاء اجل یا بذل مدت قبل از نزدیکی، عده ندارد و فقط بعد از نزدیکی عده دارد مگر در مورد غیر بالغه و یائسه.
گفتار دوم
احکام مشترک نکاح دائم و منقطع و موارد اختلاف آن[21]
الف- احکام مشترک
1- لزوم ایجاب و قبول
2-لزوم مهر و اجرت
3- لزوم عده : یعنی در ازدواج موقت نیز همانند ازدواج دائم در صورت جدایی زن و شوهر اگر همبستر شدند و زن یائسه نباشد لازم است عده نگهدارد منتهی در این نوع ازدواج عده زنان دو حیض و یا 45 روز است.
4- عدة وفات که همانند نکاح دائم، چهار ماه و ده روز است.
5- فرزندانی که از ازدواج موقت به وجود میآیند از لحاظ نسب و توارث و احکام دیگر با فرزندانی که از ازدواج دائم به وجود آمدهاند، فرقی ندارند.
6- احکام مصاهره در متعه، همانند عقد دائم بوده و وسیلة ازدواج موقت مادر و دختر زن بر مرد حرام ابدی میگردند و همچنین در حال ازدواج موقت با یک زن، نمیتوان با خواهر وی ازدواج نمود.
7- در متعه نیز همانند ازدواج دائم در ایام خاصی، مانند ایام عادت و روز ماه رمضان همبستر شدن با زن حرام است.
ب- موارد اختلاف نکاح منقطع با دائم
1- در ازدواج موقت تعیین مدت لازم است ولی در ازدواج دائم تعیین مدت لازم نیست.
2- در ازدواج موقت بین زوجین توارث نیست، مگر آنکه در ضمن عقد شرط توارث نمایند.
3- در ازدواج موقت ذکر مهر در ضمن عقد لازم است، ولی در نکاح دائم لازم نیست.
4- در ازدواج موقت زنان حق مطالبه نفقه را ندارند مگر آنکه در ضمن عقد شرط نفقه نمایند.
5- در ازدواج دائم نمیتوان بیش از چهار همسر یکجا و در عرض هم اختیار نمود ولی در ازدواج موقت این محدودیت وجود ندارد.
در رابطه با مسائل مروبط به نکاح انقطاعی به کتب فقهی از قبیل تحریر الوسیله امام خمینی (قدس سره شریف) میتوانیم رجوع نماییم اما غیر از موارد فوق تفاوتهای اساسی دیگری نیز بین این دو نکاح وجود دارد که به ذکر آنها میپردازیم.
1- مسئولیتهای مربوط به تشکیل خانواده که معمولاً به تهیة منزل و وسائل زندگی و تحمل هزینههای روزمرة زندگی و غیره آغاز میشود در این ازدواج نیست. (نکاح منقطع) برخلاف آن، در نکاح دائم تمام موارد فوق وجود دارد و یکی از اهداف نکاح دائم تشکیل خانواده و زندگی میباشد.
2- در نکاح منقطع یا به عبارتی ازدواج موقت هر یک از دو همسر میتوانند از ایجاد نطفه جلوگیری کنند در حالی که در ازدواج دائم چنین نیست و منوط به رضایت طرفین است.
3- در مورد ازدواج موقت با گذشت مدت نکاح جدایی صورت میگیرد و از نظر اخلاقی یا قانونی مشکل ندارد اما در ازدواج دائم احساس نوعی نگرانی و مسولیت در برابر طرف دیگر یا فرزندان در میان خواهد بود.
گفتار سوم
تحلیلی بر مشروع بودن ازدواج موقت یا نکاح منقطع
در رابطه با مشروع بودن ازدواج موقت یا نکاح منقطع ابتدا لازم است به چند موضوع بپردازیم:
الف- مشروع بودن متعه (نکاح منقطع) در اسلام.
ب- تحریمم متعه به وسیلة خلیفه دوم.
ج- ادعای منسوخ شدن حکم متعه.
د- افتراها و مطالب بیاساس.
هـ - راه حل چیست؟ رهبانیت موقت، یا کمونیسم جنسی، یا ازدواج موقت.
الف- مشروع بودن متعه (نکاح منقطع) در اسلام
اصل مشروع بودن این نوع ازدواج در اسلام، مورد اتفاق و اجماع تمام مسلمانان اعم از شیعه و سنی است که طبق آیهای از قرآن سنت ثابت گردیده است.
اما اتفاق مسلمانان با داشتن عقاید و آرای مختلف، در این مورد اتفاق دارند که ازدواج موقت از ناحیه خداوند به وسیله پیامبر اکرم (ص) تشریع شده است.
مشروع بودن این حکم به قدری روشن و واضح است که میتوان ادعا نمود در میان علما و دانشمندان حکم متعه از «ضروریات» میباشد و هیچ مسلمان با اطلاعی این موضوع را انکار ننموده است.
فخر رازی در این مورد میگوید : «تمامی علمای اسلام اتفاق نظر دارند که متعه در اسلام مباح بوده ولی اختلاف در این است که آیا این ازدواج بعدها فسخ شده است یا نه؟ عدهای گفتهاند فسخ شده و عدهای گفتهاند : نسخ نگردیده و به حکم اولی خود باقی است. و اما قرآن در سورة نساء میفرماید :
«فما اِستَمتَعتم به منهّن فاتوهنّ اجورهُنَّ»
یعنی : پس آنچه از زنها بهرهبرداری میکنید، مزدشان را که لازم و تعیین شده است، بپردازید.
اکثر مفسرین اهل سنت و همه مفرسین شیعه، این آیه را مربوط به ازدواج موقت دانسته و منظور از پرداختن اجر استمتاع را پرداختن مهریه در نکاح منقطع دانستهاند. عدهای از قاریان از جمله : ابی بن کعب، ابن عباس، سعید بن جبیر، سدی و دیگران این آیه را بدین صورت قرائت کردهاند :
«فما اِستَمتَعتم به منهّن الی اجلٍ».
یعنی مدت و اجل را که یکی از شرایط ازدواج موقت است جزء آیه میدانستهاند. این نظریه را طبری در تفسیر خود نقل نموده و زمخشری در «کشاف» از این عباس و فخر رازی از ابیبن کعب آوردهاند. آیات سوره «نساء» نیز قرینه و شاهد این نظریه و مؤید گفتار این عده از دانشمندان و مفرسین میباشد، زیرا خداوند متعال در این سوره حکم از ازدواج دائم را روشن و بیان فرموده، آنجا که میگوید :
«فانکحوا ما طاب لکم من النساء صدقاتهنَّ نحله».
اگر آیة مورد بحث نیز مربوط به ازدواج دائم باشد مستلزم این خواهد بود که یک حکم در یک سوره، مکرر و دوباره بدون داشتن فایده و نکتة تازهای ذکر شده باشد، و این رویّه با بلاغت و روش قرآن مجید سازش ندارد، ولی اگر آیه مورد بحث مربوط به متعه باشد، مبیّن یک معنای تازه و مستقلی خواهد بود و کوچکترین تکرار و ایرادی متوجه قرآن نخواهد گردید.
در سوره نساء روشهای حلال نموودن زنا را بدین ترتیب بیان نموده است.
1- ازدواج دائم با زنان آزاد
2- ملک یمین
3- ازدواج با کنیزان
4- ازدواج موقت (نکاح منقطع یا متعه)
حکم ازدواج دائم و ملک یمین در آیة سوم سورة نساء و حکم ازدواج با کنیزان در آیه 25 سورة نساء بیان گردیده و در آیه مورد بحث، یعنی آیة 24، حکم ازدواج موقت را تشریح کرده است. بنابراین آیة سورة نساء بدون هیچ تردیدی مربوط به نکاح منقطع میباشد.
اما در سنت
در مشروعیت ازدواج موقت احادیث بسیاری از طریق شیعه و سنی وارد شده است که چند مورد نقل میگردد.
سلمهبن اکوع و جابربن عبدالله انصاری نقل میکنند که منادی از طرف رسول خدا به میان آمد و اعلام نمود که رسول اکرم (ص) به شما اجازه داده است که استمتاع کنید یعنی با زنان ازدواج موقت بنمایید.
جابربن عبدالله میگوید : در دوران پیامبر و ابیبکر با یک خروار آرد چند روز با زنان ازدواج موقت میکردیم تا اینکه عمر در جریان عمروبن حریث از این ازدواج جلوگیری کرد. ابونضره میگوید : من در مجلس جابربن عبدالله بودم که ناگاه یک نفر وارد شد و گفت : اینک ابنجابر گفت : آری، ما هر دو متعه را در زمان رسول خدا (ص) انجام دادیم سپس عمر ما را از آنها منع نمود و دیگر به سوی آنها برنگشتیم.
با توجه به مطالب فوق روشن است که نکاح منقطع همانند نکاح دائم مشروع و جای هیچگونه تردید و دغدغهای نیست.
ب- تحریم متعه به وسیلة خلیفه دوم[22]
احمدبن حنبل در مسند خود از ابینضره نقل میکندن که «من به جابربن عبدالله گفتم : ابن زیبر از متعه جلوگیری و ابن عباس به آن امر میکند. جابر گفت : خبر را به خبره اش آوردی، ما با پیامبر (ص) در عهد او متعه عمل کردیم و با ابوبکر نیز عمل کردیم. چون عمر به خلافت رسید، برای مردم خطابهای خواند و گفت :
قرآن همان قرآن و پیامبر همان پیامبر است. ولی دو متعه در دوران پیامبر وجود داشت :
1- متعه حج
2- متعة زنان
احمد حنبل در این کلامش قسمت آخر گفتار خلیفه را حذف و ساقط کرد، آن این است که من از این دو متعه جلوگیری نموده و مرتکبین آن را شدیداً مجازات میکنم.
سیوطی میگوید : عمربن خطاب اول کسی است که از متعه جلوگیری نمود.
فاضل قوشچی میگوید : عمربن خطاب اول کسی است که از متعه جلوگیری نمود.
فاضل قوشچی میگوید : عمر به بالای منبر گفت : مردم! سه موضوع در زمان رسول خدا مورد عمل بود و اینک من از آنها نهی و جلوگیری میکنم و مرتکب آنها را مجازات خواهم نمود. متعة زنان، متعة حج و حی علی خیر العمل.
سوال : با توجه به مشروع بودن ازدواج موقت و تجویز آن از سوی قرآن و رسول خدا (ص) چگونه و بر چه اساسی خلیفة ثانی بخود اجازه داده که از آن منع نماید؟
پاسخ : توجیه صحیح این مطلب همان است که علامه کاشف الغطاء بیان کرده است که خلیفه از آن جهت بخود حق داد این موضوع را قدغن کند که تصور میکرد این مسأله داخل در حوزة اختیارات ولی امر مسلمین و هر حاکم و ولی امری میتواند از اختیارات خود به حسب مقتضای عصر و زمان در اینگونه امور استفاده کند. و هر جا خواست احکام خدا را به مقتضای مصالح و مفاسد موجود در اعصار، تغییر دهد و حلالی را حرام و حرامی را حلال نماید. بعبارت دیگر نهی خلیفه، نهی سیاسی بود نه نهی شرعی و قانونی. طبق آنچه که از تاریخ استفاده میشود، خلیفة دوم در دورة زعامت خود، نگرانی خود را از پراکنده شدن صحابه در اقطار کشور تازه وسعت یافتة اسلامی و اختلاط با افراد تازه مسلمان، پنهان نمیکرد و تا زنده بود مانع پراکنده شدن آنها از مدینه میشود و به طریق اولی از امتزاج خونی آنها با تازه مسلمانان قبل از آنکه تربیت اسلامی عمیقاً در آنها رشد کند ناراضی بود. و آن را خطری برای نسل آینده به شمار میآورد. لذا در حدیث دوم که قبلاً برای مشروعیت متعه آوردیم جابر گفته بود که عمر در جریان عمروبن حریث متعه را منع کرد. و جریان این بود که عمروبن حریث به کوفه رفته و در آنجا کنیزی را متعه کرد و با کنیز حامله به نزد خلیفه آمد، و این عمل باعث خشم خلیفه شد و متعه را منع کرد و این جریان نیز مؤید گفتار ماست. و این ممنوعیت بعدها ادامه داشت تا اینکه مأمون خواست ممنوعیت را بردارد که از ترس مردم، از نظرش منصرف گردید.
ج- ادعای منسوخ شدن حکم متعه[23]
همانطوری که اشاره گردید، متن احادیث و تاریخ نشان میدهد که موضوع «متعه» در زمان پیامبر و دوران خلافت ابوبکر، و قسمتی از خلافت عمر طبق دستور قرآن و فرمان رسول خدا مورد عمل بوده و خلیفة دوم از آن منع نموده و مرتکب آن را تهدید به مجازات نموده است. در عین حال عدهای از اصحاب رسول خدا که از محدثین و مفسرین قرآن و از علمای عصر بودهاند، در همان دوران، مخالفت خود را با صراحت بیان کرده و با گفتار و عمل خویش حکم متعه را یکی از قوانین ثابت اسلام معرفی نمودهاند. اما بعدها برای سر و صورت دادن به دستور خلیفه و تحکیم و تثبیت فرمان او، گاهی اصلاً آیه 24 سوره نساء و قانون متعه را یکی از آیات و احکام منسوخ اسلام معرفی کرده و در نسخ این حکم احادیثی نیز جعل نمودهاند. و گاهی موضوع را راساً از اجتهادات عمر دانستهاند مثلاً از فاضل قوشچی چون موضوع فسخ را غیرقابل قبول میدانست از آن اعراضی نموده و اجتهاد را مستند قرار داده است. کسانی که حکم متعه یا نکاح منقطع را منسوخ دانسته و این سخن ساختگی را به دوران رسول خدا نسبت دادهاند با اختلاف شدید و غیرقابل جمع سخن گفتهاند که خود این اختلاف دلیل دیگری بر ساختگی بودن این نسخ است، زیرا عدهای از طرفداران نسخ، این نسخ را به قرآن، و عدهای دیگر به سنت و احادیث مستند میدانند و در میان طرفداران هر دو نظر نیز اختلاف شدید و فوقالعاده وجود دارد.
هـ - راهحل چیست؟
رهبانیت موقت، یا کمونیسم جنسی یا ازدواج موقت؟
یکی از قوانین درخشان اسلام از دیدگاه مذهب جعفری که مذهب رسمی کشور ماست این است که ازدواج به دو نحو میتواند صورت بگیرد :
نکاح دائم و نکاح موقت
با تفاوتی مختصر که ازدواج موقت از آزادی بیشتری برخوردار است و ازدواج دائم مسئولیت و تکالیف سنگینتری را به بار میآورد، میتوان به اهمیت ازدواج موقت به ویژه در عصر حاضر پی برد و دیگر گوش به تبلیغات سوء دشمنان نداد و نکاح منقطع را محکوم نکرد و بقول شهید مطهری اگر ازدواج موقت از ناحیه فرب عرضه میشد آن وقت میدید که چه کنفرانسها و سمینارها برایش تشکیل میدادند و چقدر آن را مترقی جلوه میدادند. البته ما منکر سوء استفادههای افراد هوسران از این نهاد قانونی و شرعی نیستیم بلکه میگوییم میتوانید با یک مقایسه بین آثار ازدواج موقت برای کسانی که نمیتوانند ازدواج دائم کنند و آثار شوم بیبند و باریهای اخلاقی در جهان کنونی، به عظمت و ارزش این قانون مقدس پی ببرند.
در جوامع کنونی ما به دلایل گوناگونی از قبیل نبودن امکانات و دشواریهای اقتصادی و اجتماعی فاصلة زیادی بین زمان آغاز بلوغ و نقطة فروان جنسی جوانان تا زمان امکان تشکیل زندگی زناشویی وجود دارد، چه راهی برای حل مشکل و طوفان جنسی جوانان در این دوره بحرانی میتوان اندیشید؟ آیا با موعظه و پند یا تزریق روحی رهبانیت میتوان از این کار جلوگیری نمود.
ازدواج موقت قالب محدود کنندهای است که شرع مقدس اسلام برای حل این مشکل منظور داشته است.
ازدواج موقت در درجة اول زن را محدود میکند که با هر کس در تماس نباشد و در زمان واحد زوجه و مورد بهره برداری دو کس قرار نگیرد.
قهراً محدود شدن زن مستلزم محدود شدن مرد نیز خواهد بود، زیرا وقتی هر زنی به مرد معینی اختصاص پیدا کند، خواه ناخواه هر مردی هم به زن معنی اختصاص پیدا میکند.
البته باید توجه داشت که ازدواج موقت بعنوان یک اقدام ضروری (نه اصلی) شناخته شده است و در امر وصلت و زناشویی اصل بر ازدواج دائم است و نکاح موقت برای افراد نیازمند و کسانی که برایشان امکان تشکیل خانواده نیست، وضع گردیده است. لذا بارها دیده شده است که ائمه افرادی را که دارای همسر بودند از ازدواج موقت نهی میکردند، چنانکه امام کاظم(ع) علیبن یقطین را نهی کرد و فرمود : این کارها مال کسی است که دسترسی به همسرش ندارد. البته برای همسرداران حرام نیست ولی اصل جعل این قانون برای آنان نبود.
مبحث سوم
جایگاه ازدواج موقت در حقوق ایران[24]
صیغه یا ازدواج موقت اصلی است اسلامی که در شرایط خاص فایدههایی بر آن مترتب است ولی این ازدواج موقت نیز همچون ازدواج دائم دارای شرایطی است که باید برای اجرای صحیح آن، بر طبق قوانین و اصولی که در این خصوص ابراز گردیده عمل نمود و الّا با مشکلاتی مواجه خواهیم گردید.
همانطوری که میدانید مسأله ازدواج موقت، یکی از مسائل مهمی است که در فقه شیعه به آن نگریسته شده و در قانون ما نیز موادی از قانون مدنی به آن بحث اختصاص داده شده که باید در چهارچوب آن عمل نمود، اما متأسفانه یکی از مشکلاتی که باعث گردیده آنطور که باید این ازدواج در جامعة ما رواج پیدا نکند عدم ترویج آن و سوء استفادههایی است که از آن صورت میگیرد که در مباحث آتی به بررسی و بحث در آن خصوص میپردازیم. ابتدا لازم است به تشریح مواد قانونی که در فصل ششم در قانون مدنی اذعان گردیده بپردازیم.
گفتار اول
تعریف ازدواج موقت در قانون مدنی ایران[25]
در قانون مدنی ایران در مادة «1075» صراحتاً اذعان گردیده که :
مادة 1075 : «نکاح وقتی منقطع است که برای مدت معینی واقع شده باشد» و در مادة «1076» نیز تأکیده شده که باید مدت نکاح منقطع کاملاً معین شود.
از تعریفی که در مادة قانوین صورت گرفته است. به اولین نتیجهای که از آن دست مییابیم آن است که در نکاح منقطع باید مدت آن کاملاً محصور و معین گردد. والّا شامل ازدواج موقت نمیگردد و میتوان چنین نیز برداشت نمود که شاید اساسیترین اختلاف بین نکاح منقطع و نکاح دائم در همین قید کلمه مدت باشد که در ماده «1076» نیز بدان تأیید گردیده است. و از دیگر ارکان منطقع که قبلاً بیان گردید ذکر مهر میباشد که بعداً مفصلاً توضیح داده خواهد شد.
گفتار دوم
تعریف مهر و نقش و تاثیر آن در نکاح منقطع
ابتدا قبل از آنکه به بررسی نقش مهریه بپردازیم، نکاح را از 2 جنبه مورد بررسی و تحقیق و تفحص قرار میدهیم.
اول : جنبه اصلی و عمومی نکاح به زبان علمای اسلام، به آن جنبه عبادی میگویند و آن همان رابطه بسیط زوجیت بین زن و شوهر است.
دوم : از جهت جنبه فرعی و خصوصی نکاح، مه جنبة مالی آن میباشد و در خرج به صورت مهر درمیآید.
جنبه مالی نکاح اعتبار نزدیکی بین زوجین مانند عقود معاوضی است که هر گاه قانون در موردی به حکم مخصوص تصریح ننماید تا آنجا که لطمه به حقوق عمومی و جنبه مذهبی آن وارد نیاید، اصول و قواعد مروبط به معاوضات در آن رعایت میگردد، در موارد مربوط به مهر در مورد فسخ و طلاق دیده میشود که رعایت اصول و قواعد مزبور شده است ولی این امر نمیتواند نکاح را از جنبه عمومی خارج نموده، از افراد عقد معاوضه مانند بیع، یا اجاره قرار دهد، لذا در نکاح نمیتوان شرط خیار فسخ قرارداد و یا آن را اقاله نمود، با آنکه در باب بیع یا اجاره میتوان شرط خیار کرد و یا اقاله نمود که در باب مهر، مسائل بسیاری قابل طرح و بررسی است که بخشی از آن مسائل را که در قانون مدنی است مطرح مینماییم. اما ابتدا به تعریف مهر و اقسام آن میپردازیم و سپس به منبحث اشاره شده رجوع مینماییم.
الف- واژه مهر و تعریف آن
مهر کلمهای است عربی که در فارسی آن را «کابین» میگویند و لغات مترادف آن در عربی، نحله، فریضه و اجرا میباشد.
در قرآن کریم لفظ «مهر» نیامده، ولی در لغات معادل آن استفاده شده است. مستند مهر در باب نکاح آیات ذیل است که تحریر میگیردد.
1- «و اتوالنسا صدقاتهّن نحله».
یعنی : صداقهای زنان را بعنوان بخشش پرداخت نمایید.
واژههای «صداق» و «نحله» از این آیه اتخاذ گردیده است :
2- «و ان طلقتموهنّ من قبل انتمسوهنّ و قد فرضتم لهن فریضه فنصف ما فرصتم».
یعنی : هرگاه زنان را قبل از همبستری طلاق دادید، نیمی از مهر آنان را پرداخت نمایید.
3- «فما استمتعتم به منهّن فاتوهُنّ اجورهنَّ».
یعنی : از زنانی که استمتاع میبرید، اجر آنان را پرداخت نمایید.
این آیه مربوط به نکاح منقطع میباشد، لذا از مهر به «اجر» و «مزد» یاد کرده است و واژه «اجر» از این آیه اخذ گردیده است.
تعریف : مهر عبارت است از مالی که به مناسبت عقد نکاح، از طرف شوهر به زن تملیک شده و شوهر ملزم به پرداخت آن به زن است، مثل آنکه کسی زنی را به نکاح خود درآورده و خانه یا وجه معینی را بعنوان مهر او معین و مقرر کرده است که باید به او بپردازد. البته در اصطلاح چنین مهری را «مهر المسمّی» میگویند.
ب- اقسام مهر
مرسوم است که زن و شوهر ضمن عقد در باب میزان و نوع مهر با هم توافق میکنند مهری را که ضمن عقد یا پس از آن به تراضی طرفین معین میشود در اصطلاح حقوق «مهر المسمّی» مینامند، ولی در مواردی که زن و شوهر در این باب توافقی نکرده باشند یا توافقشان به جهتی باطل باشد قانون مدنی و فقه امامیه زن را در پارهای از موارد، مستحق «مهر المثل» و در پارهای از موارد دیگر مستحق «مهر المتعه» میداند.
در فقه امامیه اصطلاح دیگری بنام «مهر السنه» وجود دارد و مهر السنه از پانصد درهم که معادل پنجاه دینار است تجاوز نمیکند. و به این جهت آن را «مهر السنه» میگویند که رسول خدا (ص) تمامی زنان خود را به همین مقدار کابین بست لذا بعضی از فقها معتقدند که مهر زن نباید بیش از «مهر السنّه» باشد. البته «مهر السنّه» یک قسم از اقسام مهر نیست، بلکه قسمتی از «مهر السنه» است. بنابراین مهر دارای اقسام ذیل است :
1- مهر المسمّی 2- مهر المثل 3- مهر المتعه
الف- امتیاز مهر المثل از مهر المتعه[26]
مهرالمثل و مهرالمتعه از جهتی شبیه به هم هستند، زیرا هر دو مورد هستند که در ضمن عقد ذکری از مهر نشده و توافقی در این جهت حاصل نگردیده است و با اعتراضی نسبت به مهر المسمّی به علتی باطل اعلام شود، ولی از سه جهت با هم تفاوت دارند :
الف- در تعیین مقدار مهرالمثل صفات و حالات زن ملاک است، ولی مهرالمتعه به تناسب دارایی مرد معین میشود.
ب- مهرالمثل بطور معمول در صورتی داده میشود که بین زن و مرد نزدیکی واقع شده باشد، ولی مهرالمتعه اختصاص به نکاتی دارد که پیش از نزدیکی به طلاق منتهی گردد.
ج- استحقاق زن در گرفتن مهرالمثل، بعد از نزدیکی ایجاد میگردد، خواه زوجیت ادامه یابد یا در اثر طلاق، فوت یا نسخ نکاح منحل شود، ولی مهرالمتعه در صورتی به زن داده میشود که پیش از نزدیکی، مرد زن خود را طلاق دهد. پس اگر اثر فوت یکی از زوجین، یا خیار فسخ یا درخواست طلاق از طرف زن، نکاح از بین برود، زن حق مطالبه مهرالمتعه را ندارد.
ماده 1078 قانون مدنی : «هر چیزی را که مالیت داشته و قابل تملک نیز باشد میتوان مهر قرار داد.» دادة فوق از متنون فقهی اخذ گردیده است و محتوای آن چنین است :
الف- مهری که در حین انعقاد عقد با تراضی طرفین معین میگردد «مهرالمسمّی» از جهت حداکثر محدودیتی نداشته و زوجین میتوانند به هر اندازه که مایل باشند توافق نمایند اما حداقل آن باید به اندازهای باشد که مال بر آن صدق نماید.
ب- مهریه باید قابل تملک نیز باشد. اشیای غیر قابل تملک از ارزش ساقطند. مثل خمر، خنزیر
ج- اعیان و منافع و حقوق مالی را مطلقاً میتوان مهریه قرار داد، بشرط آنکه واجد دو شرط فوق باشند. کار و نیروی انسانی نیز از آنچه که منفعت محسوب میشود میتوان بعنوان مهر قرارداد.
2- مهریه باید بین طرفین تا حدی که رفع جهالت مینماید معلوم باشد. ماده 1079 قانون مدنی هر چند که مهر رکنی از ارکان عقد نکاح و یا بعنوان یکی از عوضین در معامله محسوب نیست لذا ذکر نکردن آن در عقد و یا حتی شرط عدم مهر خللی در عقد وارد نمیکند.
بنابراین تعیین مهر در حدی که رفع ابهام شود، کافی است، نیازی به تعیین دقیق همانند سایر معاوضات ندارد.
3- ماده 1080 قانون مدنی : «تعیین مقدار مهر منوط به تراضی طرفین است».
مهریه باید با تراضی طرفین (زوج و زوجه معین گردد و چنانکه کسان آنان در امری توافق نمایند بدون موافقت زوجین صحیح نیست، مگر آنکه در نهایت به امضای آنان برسند.
4- ماده 1081 قانون مدنی : اگر در عقد نکاح شرط شود که در صورت عدم تأدیه مهر در مدت معین، نکاح باطل خواهد بود، نکاح و مهر صحیح، ولی شرط باطل است.
همانطور که مطرح شد، هر گونه شرط خیار فسخ در عقد نکاح باطل است، هر چند که نسبت مهر، شرط خیار فسخ صحیح است، بنابراین اگر در عقدی شرط شود که مهریه باید تا تاریخ فلان پرداخت شود و گرنه زوج خیار فسخ داشته باشد، این شرط باطل است ولی عقد و مهر صحیح است.
5- ماده 1082 قانون مدنی : « به مجزد عقد، زن مالک مهر میشود و میتواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن بنماید».
این ماده بر اساس نظر مشهور فقها که زن به مجرد عقد، مالک همة مهر میشود مالکیت متزلزل که پس از آمیزش یا عوامل دیگر مستقر و ثابت خواهد شد. مستند قول مشهور، علاوه بر اجماع و روایات واصله در این باب، آیة شریفة :
« و اتوالنساء صدقاتهنَّ نحله» است که این آیه مطلق بوده و به قبل یا بعد از دخول مقید نشده است.
6- ماده 1083 قانون مدنی : برای تأدیه یا قسمتی از مهر میتوان مدت یا اقساطی قرار داد در خصوص اقساطی کردن مهر، مطالب ذیل از مادة فوق استفاده میگردد.
الف- لازم نیست مهریه یکجا نقداً پرداخت گردد، بلکه میتوان برای آن در ضمن عقد مدت معین کرد.
ب- میتوان قسمتی از مهر را پرداخت نمود و قسمت دیگرش را با تعیین مدت در آینده پرداخت کرد. و یکی دیگر از موارد، دریافت مهر المتعه از طرف زن است و آن در صورتی است که قبل از نزدیکی، و تعیین مهریه، شوهر زن خود را طلاق نماید که در این صورت مستحق مهر المتعه میباشد و برای تعیین مهر المتعه، برخلاف مهرالمثل که حال زن در نظر گرفته میشد در اینجا حال مرد از حیث غنا و فقر در نظر گرفته میشود و متناسب با وضعیت اجتماعی و موقعیت شغلی مرد میزان مهرالمتعه پرداخت میگردد.
ماده 1095 قانون مدنی : در نکاح منقطع عدم مهر در عقد موجب بطلان است» همان طوری که قبلاً بیان گردید، یکی از فرقهای نکاح منقطع با نکاح دائم در این است که مهر در نکاح دائم، جزء رکن اصلی نبوده و اگر در متن عقد هم ذکر نشود، ضرری به صحت عقد ندارد اما در نکاح منقطع حتماً باید مهر در متن عقد ذکر شود وگر نه عقد باطل است.
مبنای فقهی این تمایز این است که هر چند نکاح منقطع از مصادیق اجاره نیست، اما در روایات آن را به منزلة اجاره و شبیه آن بحساب آوردهاند، لذا مهر در نکاح منقطع شبیه عوض در اجاره است که باید در متن عقد بیاید. از جمله روایاتی که نکاح منقطع را به منزلة اجاره دانسته وزن را گویی اجیر میداند، کلامی است از امام صادق (ع) که میفرماید : «فانهنَّ مستاجرات.» و امام باقر (ع) «و انما هی مستاجره» اینجاست که همة فقها ذکر «مهر» را در متن عقد در نکاح منقطع همانند ذکر مالالاجاره در متن عقد اجاره شرط دانستهاند.
ماده 1096 قانون مدنی : در نکاح منقطع موت زن در اثناء مدت موجب سقوط مهر نمیشود و همچنین است اگر شوهر تا آخر مدت با او نزدیکی نکند.» ماده فوق حاوی دو مطلب است:
مطلب اول آنکه : موت زن در نکاح منقطع در اثنای مدت، موجب سقوط مهر نمیگردد این حکم عام است و شامل موت زن قبل از نزدیکی و بعد از نزدیکی، هر دو است. با توجه به مطالبی که در ضمن مبحث همین فصل (عوامل استقرار مهر، بیان شده بود که طبق فتوای مشهور از فقهای گذشته موت زن یا مرد موجب استقرار تمامی مهر بود) معلوم میگردد که در این مسأله فرقی بین نکاح دائم و منقطع نیست، هر چند که در اینجا موت زن را نام برده، ولی موت مرد هم حکمش به طریق اولی این است، البته همانگونه هم که مطرح گردید فقهای معاصر موت قبل از نزدیکی را هم همانند طلاق قبل از دخول موجب تنصیف مهر میدانند.[27] هر چند که احتیاط را در مصالحه دانستهاند و بعضی از فقها در نکاح منقطع حتی پس از دخول، اگر زن قبل از پایان مدت بمیرد، به نسبت زمان باقی مانده، مهر را ساقط میدانند.[28] از باب اینکه در روایات، نکاح منقطع را همانند اجاره و زن را همانند اجیر دانستهاند، لذا همانگونه که مالالاجاره به نسبت ساقط میشود، در ما نحن فیه هم، همچنین است.
ولی هر چند که در بسیاری از روایات در نکاح منقطع، تعبیر به اجاره و اجیر شده است، اما با توجه به جنبة روحانی نکاح، نمیتوان آن را از مصادیق اجاره که از عقود معاوضی است، دانست و کلیة ضوابط اجاره را در آن جاری کرد.
مطلب دوم آنکه : اگر شوهر تا آخر مدت هم با زن نزدیکی نکند، باز هم ملزم به پرداخت تمامی مهر خواهد بود. مستند این حکم آن است که زوجه در نکاح منقطع همانند نکاح دائم به واسطة عقد، مالک تمامی مهر گردیده و تنها عوامل ویژهای است که موجب بازگشت نیمی و یا بخشی از مهریه به زوج میگردد، مثل اینکه تمامی مدت را زوج به زوجه ببخشد و یا پس از نزدیکی، زوجه دیگر تمکین نکند. اما در غیراینصورت مجوزی جهت بازگشت بخشی از مهریه به زوج وجود ندارد. و اصولاً استفاده نکردن زوج از حق خود در صورت تمکین زوجه، نمیتواند موجب سقوط حق زوجه گردد، البته اگر زوجه پس از نزدیکی تمکین نکند، یعنی حاضر به تمکین در مدت مقرر، در عقد نباشد، به نسبت آن، از مهر کسر میگردد. زیرا هر چند مهر تا نزدیکی مستقر میگردد ولی مالکیت زن نسبت به مهر مشروط است به ایـنکه تا
پایان مدت، زن از انجام تعهد خود و نسبت به تمکین در مقابل زوج خودداری ننماید.
ماده 1097 قانون مدنی : در نکاح منقطع هرگاه شوهر قبل از نزدیکی تمام مدت نکاح را ببخشد باید نصف مهر را بدهد.
مقصود از بذل و بخشش در مادة فوق، در مقابل واژة «هبه» که از فقه اتخاذ شده است این نیست که احکام و ضوابط هبه را که از عقود معاوضی است دارا بوده پس باید نیاز به قبول هم داشته باشد، بلکه مقصود اسقاط و براء حق شوهر است، نظیر ابراء مقداری از مدت اجارة اجیر توسط مستأجر. مقصود از بخشیدن تمام مدت قبل از نزدیکی، بخشیدن تمامی مدت باقی مانده است نه آنکه هبة تمام مدت از اول عقد مقصود باشد بنابراین اگر کسی از ابتدای عقد تا مدتی با زنش نزدیکی نکرده و پس از مدت باقیمانده را ببخشد، این عمل نیز مشمول این ماده است[29]. قید قبل از نزدیکی بیانگر این مطلب است که اگر بعد از نزدیکی ببخشد باید تمامی مهر را بپردازد و در این مسأله فقها تردیدی ندارند، تنها صاحب جامعه المقاصد است که تردید نموده و احتمال سر مهر را نسبت به زمان باقیمانده بخشیده شده، داده است[30].
ماده 1098 قانون مدنی : در صورتی که عقد نکاح اعم از دائم یا منقطع باطل بوده و نزدیکی واقع نشده زن حق مهر ندارد و اگر مهر را گرفته شوهر میتواند آن را استرداد نماید. اگر پس از انجام عقد معلوم گردد به جهتی از جهات (مثل اینکه معلوم گردد زن شوهردار یا در عده است یا محرم است و یا خواهر زوجه است) عقد باطل است و نزدیکی هم واقع نشده، زن حق مهر ندارد و اگر مهرش را دریافت کرده است، شوهر میتواند آن را مسترد دارد. این مسأله از مسائل قطعی و اتفاقی فقهاست و قواعد نیز همین را میرساند. زیرا عقد باطل، سبیت برای مالکیت ندارد.
ماده 1099 قانون مدنی : در صورت جهل زن به فساد و نکاح و وقوع نزدیکی زن مستحق مهر المثل است.
اگر بین زن و مردی عقد نکاح جاری گردیده و آمیزش نیز تحقق یافته است و سپس معلوم شود که عقدشان باطل بوده است، در اینجا دو حالت وجود دارد :
اول، وقتی که زن علم به بطلان عقد داشته و دوم آنکه وقتی زن جاهل به بطلان عقد بوده است، در صورت علم زن به بطلان عقد، مشهور فقها معتقدند که زن حق مهر ندارد و اگر هر چیزی از شوهر بابت مهر گرفته است باید برگرداند، زیرا زن در این مرحله زناکار است و در حدیث آمده است که «لا مهرَ لبغی»[31] ولی در صورت جهل، زن مستحق «مهرالمثل» است و قانون مدنی نیز به تبعیت از مشهور فقها همین گونه نظر داده است.
شیخ طوسی در کتاب تهذیب و نهایه و شیخ مفید در مقنعه، بر اساس روایتی که از امام صادق (ع) نقل شده است، نظر دادهاند که در صورت علم زن به بطلان عقد، اگر زن چیزی از مرد دریافت کرده است، مرد حق استرداد آن را ندارد، و اگر زن چیزی از مرد دریافت کرده است، مرد حق استرداد آن را ندارد و اگر لحظة کشف بطلان عقد چیزی از مرد دریافت نکرده است، حق مطالبه هم ندارد. ولی فقها بر اساس آن قانون مسلم که زنا مهر ندارد و برای زناکار مهری نیست نظر این بزرگوار را رد کردهاند و اما مستند قول مشهور در صورت جهل که زن مستحق «مهرالمثل» است این است که :
اولاً، دلایلی است که دلالت میکنند «بُضغ» در غیر اینصورت زنا بدون مهر نمیباشد.
ثانیاً، ادلة قاعدة معروف «ما یضمُن بصحیحه یضمن بفاسده» دلیل بر ما نحن فیه نیز هستند. زیرا در عقد صحیح که موجب ضمان است فاسد آن نیز موجب ضمان خواهد بود. بنابراین هر چند که عقد باطل است، اما چون زن جاهل بوده، حق مهر را دارد. لازم به ذکر است که در این مساله فرقی بین نکاح دائم و منقطع نیست.
و تذکر دوم اینکه : اگر در ضمن عقد، مهر مقرر کرده باشند، پس از نزدیکی و کشف بطلان عقد اگر «مهرالمسمّی» به اندازه «مهرالمثل» بود که مساله ختم است وگرنه باید به اندازة مهرالمثل بپردازد، اگر مهرالمسمّی کمتر بود باید پیش از آن و به مقدار مهرالمثل بپردازد و اگر بیشتر بود مازاد را باید به شوهر برگرداند.
مادة 1100 قانون مدنی : «در صورتی که مهرالمسمّی مجهول باشد یا مالیت نداشته باشد یا مالک غیر باشد در صورت اول و دوم زن مستحق مهرالمثل خواهد بود و در صورت سوم مستحق مثل یا قیمت آن خواهد بود مگر اینکه صاحب مال اجازه نماید.»
در اینجا سه حالت متصور بیان میگردد :
الف- مهرالمسمّی به علت مجهول بود باطل باشد مثلاً خانهای را به عنوان مهر قرار دادهاند که نه مساحت آن معلوم است و نه مکان آن و نه مورد مشاهده طرفین قرار گرفته است.
ب- مهرالمسمّی بعلت نداشتن مالیت باطل باشد مثل اینکه زن و مرد مسلمانی خوک یا شراب را مهریه قرار دهند، در حالی که اینها در اسلام مالیت ندارند.
ج- مهرالمسمّی بعلت آنکه در ملکیت غیر شوهر بوده و مالک اصلی آن هم رضایت نداده است باطل باشد، قانون مدنی در صورت اول و دوم زن را مستحق مهرالمثل و در صورت سوم مستحق مثل یا قیمت مهرالمسمّی دانسته است.
با مراجعه به فقه امامیه معلوم میگردد که قانون مدنی در هر سه مورد از نظر مشهور تبعیت کرده و در بعضی از این موارد مساله اتفاقی است و اصلاً مخالفی ندارد.
مادة 1101 قانون مدنی : «هرگاه عقد نکاح قبل از نزدیکی به جهتی فسخ شود زن حق مهر را ندارد مگر در صورتی که موجب فسخ، عنن باشد که در این صورت با وجود فسخ نکاح زن مستحق نصف مهر است.»
فسخ نکاح گاهی علت تخلف شرط و یا وصف است. (موضوع ماده 1128 قانونی مدنی) و گاهی بعلت عیوب (موضوع ماده 1121 قانون مدنی) و در هر یک از دو قسم، گاهی فسخ به تقاضای زوج انجام میگیرد و گاهی به تقاضای زوجه. در کلیه موارد یا فسخ نکاح قبل از نزدیکی انجام شو یا بعد از آن در جمیع مورد که نکاح قبل از نزدیکی فسخ شود، زن مهر ندارد به جز یک صورت که آن عبارت است از آنکه نکاح به علت وجود عنن (ناتوانی جنسی زوج) فسخ گردد که در این صورت زن مستحق نصف مهر است. آنچه قانون مدنی به موجب منطوق مادة فوق بیان داشته، همین مقدار است و حکم صور فسخ پس از نزدیکی را بیان نداشته است و ما با توجه به منابع فقهی حکم آن صور را اجمالاً بیان میکنیم.
الف- فسخ نکاح پس از نزدیکی چنانچه توسط زوج بعلت عیب زن انجام میشود تمامی مهرالمسمّی بر عهدة وی مستقر میگردد، زیرا نزدیکی موجب استقرار مهر است و در این مورد حاصل شده است.
ب- هر گاه زن مرد را در ازدواج فریب دهد و مرد پس از نزدیکی به عیوب موجب خیار واقف گردد، چنانچه مرد خیار فسخ را اعمال ننماید. بقای نکاح و زناشویی را ترجیح دهد، بایستی تمامی مهر را بپردازد، ولی در صورت اعمال خیار و انحلال نکاح، زوجه مستحق مهریه نیباشد، و اگر قبلاً پرداخت نموده میتواند عقد نماید.
ج- هر گاه فریب دهنده زن نباشد، بلکه کسان و یا افراد دیگری باشند مرد میتواند مهریة پرداخت شده به زن را از فریب دهنده مطالبه نماید. مسنتد حکم «قاعده غرور» و روایات واصله در این باب است. در مورد خسارات غیر از مهر نیز قضیه از همین قرار است.
تذکر- مقصود از فریب مرد در ازدواج در صور فوق، آن است که زنی را که دارای عیب موجب فسخ است، آنچنان توصیف کند که مرد بعنوان سالم به او ازدواج نماید و یا در جایی که در مقام بیان بودند، نسبت به ذکر عیوب ساکت بمانند[32].
مادة 1177 قانون مدنی : «در نکاح منقطع احکام راجع به وراثت زن و به مهر او همان است که در باب ارث و در فصل آتی مقرر شده است.»
از نظر فقهی، اصل، اشتراک احکام زوجة دائمه و منقطعه است بنابراین در مهر مورد که دلیل بر تفاوت اقامه گردد از اصل اولیه خارج میشود. در مادةفوق نقطه به دو مورد از موارد افتراق اشاره شده که عبارتند از :
1) عدم توارث زوجة منقطعه
زوجة منقطعه از زوج ارث نمیبرد. (مادة 940 قانون مدنی، در خصوص ارث زوجین میگوید:
زوجین که زوجیت آنها دائمی بوده و ممنوع از ارث نباشد از یکدیگر ارث میبرند که مفهوم مخالف این ماده بر عدم توارث زوجین در ازدواج موقت دلالت دارند.
2) بطلان نکاح منقطع فاقد مهر
در نکاح دائم چنانچه ذکر مهر نشود یا عدم مهر شرط شود نکاح باطل نیست ولی در نکاح منقطع عدم ذکر مهر در عقد موجب بطلان است.
قانون مدنی در ماده 1087 این موضوع را بیان داشته که مفهوم مخالف آن بیانگر حکم نکاح منقطع میباشد، البته نکاح منقطع در مسائل دیگری نیز با نکاح دائم تفاوت دارد که قانون مدنی در اینجا مطرح نساخته ولی از مواد آتی میتوان استنباط کرد. چند مطلب قابل توجه :
1- برای بیان ایجاب و قبول در عقد نکاح منقطع میتوان از سه واژه نکاح، تزویج و متعه باضافة ذکر مدت و مهر بطور کامل و دقیق استفاده کرد و مهر میتواند عین خارجی و یا منفعت و یا حقی از حقوق مالی باشد ولی بهرحال باید بوسیلة وکیل و یا وزن و یا عدد و یا مشاهده و یا توصیف دقیق از هر گونه ابهام خالی باشد.
2- در نکاح منقطع همانند نکاح دائم به محض انجام عقد، زوجه مالک مهر میگردد و باید زوج در صورت مطالبه زوجه به وی پرداخت نماید.
البته همانند ازدواج دائم استقرار تمامی مهر بعد از انجام نزدیکی است و چنانچه قبل از نزدیکی مدت مورد قرارداد از ناحیة زوج بخشیده شود و اعلام انصراف نماید تنها لازم است که نیمی از مهر را به زوجه پرداخت کند ولی اگر بعد از نزدیکی از مدت صرفنظر نماید، تأثیری در مهر ندارد بلکه ملزم به پرداخت تمامی مهر میباشد. هر چند که از مدت عقد گذشته و سالها از آن باقی باشد.
البته در صورتی که زوج از مابقی مدت صرفنظر نکند ولی زوجه بعد از نزدیکی تمکین ننماید زوج میتواند به نسبت مدت باقیمانده از مهر کم کند.
3- اگر بدون آنکه نزدیکی صورت گیرد، مدت تعیین شده در عقد منقضی گردد، در طول مدت مذکور از سوی زوجه هیچ عملی که مانع تمتّع زوج شود سر نزده باشد پرداخت تمامی مهر بعهدة زوج است.
4- هرگاه در ضمن عقد، مدت مثلاً یکماه و یا دو سال معین شد باشد ولی ابتدای مدت تعیین نگردد، در اینصورت آغاز مدت از همان زمان عقد محسوب خواهد شد. و در اینکه آیا طرفین نکاح منقطع میتوانند با توافق هم مدت معینی را لکن با فاصله مشخصی بعد از تاریخ عقد قرار دهند، مثلاً در نیمه ماه عقد را منعقد کنند و مدت آن را از اول ماه آینده تعیین کنند یا خیر؟ دو قول است. بعضی بجواز و بعضی به بطلان چنین عقدی نظر دادهاند. ولی دلیل منطقی بر بطلان آن وجود ندارد، هر چند که از جهت احتیاط، نظر به ترک آن میباشد.
5- برای تمدید نکاح منقطع و یا تبدیل آن به نکاح دائم بایستی پس از پایان یافتن مدت مجدداً صیغه عقد جاری شود و هر گاه قبل از اتمام مدت بر تبدیل و یا مدید آن مصمم شوند بایستی زوج مقدار باقیمانده از مدت را ببخشد و دوباره صیغة عقد اجرا شود، ولی انقضاء عده لازم نیست، اما نمیتوانند بدون بخشش مدت باقیمانده مبادرت به تبدیل و یا تجدید نمایند. البته لازم به تذکر است که در صورتی که شخص دیگری غیر از زوج بخواهد با آن بانو ازدواج کند، بایستی مدت عده نیز سپری گردد ولی در مورد زوج چنین شرایطی وجود ندارد.
6- در نکاح منقطع زوجین میتوانند در ضمن عقد بر هر گونه شرطی در رابطه با کم و کیف تمتعات و زمان و مکان توافق نمایند[33].
نکته : هرگاه زن بعد از نزدیکی قبل از پایان مدت ناشزه شود از مقدار مهر به نسبت مدت کسر میگردد. فقها در توجیه این مسئله میگویند که هر چند در عقد منقطع بانجام نزدیکی تمام مهر مستقر میگردد، ولی مالکیت او مشروط است به آنکه زن تا آخر مدت از انجام تعهد نسبت به تمکین در مقابل زوج خودداری ننماید.
گفتار سوم
نفقه و نقش آن در نکاح منقطع[34]
در نکاح دائم مرد ملزم و موظف است نفقه یعنی مسکن و لباس و غذا و اثاثالبیت زن ود را فراهم کند ولی در عقد انقطاع زن حق نفقه مگر اینکه شرط شده باشد و یا آن که عقد مبنی بر آن جاری شده باشد (مادة 1113 قانون مدنی).
بنابراین هر گاه برای منقطعه ضمن عقد شرط انفاق شده باشد مرد ملزم به رعایت آن شرط خواهد بود و در صورتی که مرد از پرداخت نفقه امتناع کند باید گفت زن حق دارد به دادگاه مراجعه و از دادگاه بخواهد که مرد را به انجام شرط وادار کند. حال باید دید آیا در صورت عجز شوهر از پرداخت نفقه، زن میتواند با مراجعه با دادگاه عدم امکان سازش تحصیل نموده و خود را مطلقه سازد؟ به نظر میرسد که چون نکاح منقطع است و نکاح منقطع دارای مدت معینی است و پس از انقضاء مدت، زن آزاد میشود لذا حاجتی به صدور گواهی عدم امکان سازش نیست زیرا عدم پرداخت نفقه در اینجا در واقع عدم ایفاء شرطی است که در ضمن عقد نکاح به وجود آمده و یا عقد مبنی بر آن جاری شده نه اینکه مانند نکاح دائم شرط وجوب آن باشد، بنابراین دادگاه فقط میتواند مرد را به انجام تعهد و شرط مذکور ملزم نماید و مورد دوم یعنی طلاق از وظیفه او خارج است کما اینکه در مورد ترک انفاق در نکاح منقطع زوجه حق شکایت کیفری نخواهد داشت، چه همانطور که در آثار ترک انفاق بررسی خواهیم کرد منظور از اذن مندرج در مادة 642 قانون جزا زوجة دائم است نه منقطع و در نکاح منقطع نفقهای نیست و هرگاه شرط شده باشد زوجه نمیتواند از طریق مراجع کیفری زوج را تعقیب نماید بلکه بطوری که توجیه شد فقط حق مراجعه به دادگاه حقوق را خواهد داشت.
تعریف نفقه در قانون مدنی
«بنابر مادة 1107 قانون مدنی نفقه عبارت است از مسکن و البسه و غذا و اثاث البیت که بطور متعارف با وضعیت زن متناسب باشد و خادم در صورت عادت زن به داشتن خادم یا احتیاج او به واسطة مرض یا نقصان اعضاء».
همان طوری که در یک مادة 1106 قانون مدنی بیان گردیده است و در عقد دائم نفقهی زن بعهدة شوهر است. از دیدگاه اسلام تأمین هزینة خانواده و از جمله مخارج شخصی زن، به عهدة مرد است و زن از این لحاظ هیچ مسئولیتی ندارد و تامین هزینه زن توسط شوهر، مخصوص مواردی نیست که زن از تأمین مخارج خود عاجز باشد بلکه در صورت ثروتمند بودن نیز همین حکم را دارد.
دو چیز از شرایط وجوب نفقه است :
1- دائم بودن نکاح
2- تمکین زوجه[35]
بر این مسأله اجماع محقق است و هیچگونه قول مخالفی وجود ندارد. چنانچه در ضمن عقد نفقه شرط شده و یا قبل از عقد بر این توافق شده باشد و عقد نیز بر این مبنی جاری شود. این شرط صحیح و لازم الوفاء است.
نفقه در مذهب پروتستان
به موجب مادة 48 مقررات کلیسای پروتستان نفقة زن به عهدة شوهر است و نفقه عبارتست از : 1- غذا 2- مسکن 3- البسه 4- اثاث که به طور متعارف با وضعیت مالی زوجین تهیه میشود. در صورت استنکاف شوهر از دادن نفقه زن موظف است اول به کلیسا رجوع نموده و کلیسا نیز پس از تحقیقات لازم طرز پرداخت و مقدار آن را تعیین خواهد کرد. هر چند در مذهب پروتستان صریحاً به موضوع تمکین اشارهای نشده لیکن در مادة 45 مقرر شده زن و شوهر مکلف به سازش و سلوک و حسن معاشرت با یکدیگر میباشند.
شرط توارث
اگر بین زوجین در ضمن عقد انقطاعی شرط میشود که پس از فوت هر یک، بینشان توارث برقرار شود، یعنی هر کدام که زودتر از دنیا رفت دیگری از او ارث ببرد مانند عقد دائم، در صورت چنین شرطی مشهور فقها برآنند که چنین شرایطی لازم الوفاء و مصداق «المؤمنون عند شروطهم» میباشد. ولی در مقابل، عدة دیگری از فقهاء در مستند این حکم ایراد کرده و روایات وارده در این باب را مورد خدشه قرار داده و اصولاً حکم به بطلان چنین شرطی کردهاند، چرا که شرط ضمن عقد در صورتی صحیح است که در محدودة حقوق متعهد باشد، در حالی که شرط توارث، تعهد علیه در صورتی صحیح است که در محدودة حقوق متعهد باشد، در حالی که شرط توارث، تعهد علیه وارث است و هیچکس نمیتواند علیه دیگری شرط کند. البته هر یک از زوجین میتوانند به نفع دیگری وصیت نمایند که آن تابع مقررات وصیت تا حد ثلث خواهد بود و ظاهراً حق با همین قول است.
چون زوجة منقطعه با عقد انقطاعی وارث نمیشود و در مساله ارث، حکم اجنبی را دارد، و همان طور نمیتوان شرط ارث برای اجنبی کرد، برای زوجة منقطعه نیز نمیتوان شرط ارث نمود، اگر هم کسی نخواست با مشهور مخالفت داشته باشد، حکم به احتیاط و مصالحه کرده است.
مادة 1120 قانون مدنی : «عقد نکاح به فسخ یا به طلاق یا به بذل مدت در عقد انقطاع منحل میشود».
مادة 1139 قانون مدنی : « طلاق مخصوص عقد دائم است و زن منقطعه به انقضاء مدت یا بذل آن از طرف شوهر از زوجیت خارج میشود.»
همانگونه که مطرح گردید انحلال عقد نکاح یا به طلاق است یا به فسخ و یا به بذل مدت و یا انقضای آن، طلاق در عقد انقطاعی را ندارد، زیرا یکی از شرایط صحت آن، دوام عقد است لذا در مورد زن منقطعه طلاق جریان ندارد. و این مسأله اجتماعی و مورد اتفاق همة فقهای امامیه است. بنابراین عقد انقطاعی انحلالش یا به بذل مدت است و یا به انقضای آن و مادة فوق ناظر به همین جهت است. قانون مدنی در مادة 1120 و 1139، یکی از عوامل انحلال نکاح را بذل مدت معرفی نموده ولی به احکام و مسال آن اشارهای نکرده است و ما در اینجا با توجه به مسائل مطرح شده در کتب فقهی به بخشی از آن اشاره میکنیم.
الف- زوج هر وقت که مایل باشد میتواند باقیماندة از مدت نکاح منقطع را به زوجه بخشیده و به تعبیر دیگر، او را بری نماید. در اینصورت (نکاح منقطع) منحل میگردد.
ب- بذل و یا ابراء مدت «ایقاع» بحساب میآید، لذا باید مجزاً انجام شود و هر گونه اشتراط موجب بطلان است. یعنی همانطوری که اطلاق معلق باطل است، ابرا معلق بر شرط هم باطل است.
ج- ابراء مدت میتواند در ضمن یک صلح انجام شود، مثلاً زوجه چیزی را به زوج تقدیم نماید و در مقابل بنحو شرط نتیجه از مدت باقیمانده بری باشد و یا در ضمن مصالحه از شوهر بنحو شرط فعل، ابراء باقیمانده را مطالبه نماید. در اینصورت، مصالحه صحیح زود ملزم به ابراء مدت است. و چنانچه امتناع ورزد، زوجه میتواند از دادگاه اجرای تعهد را درخواست نماید و دادگاه زوج را اجبار به ابراء مینماید و در صورت امتناع مجدد، حاکم راساً اقدام به ابراء خواهد نمود.
د- ولی صغیر میتواند در صورت غبطه و صلاح صغیر، مدت زوجة منقطعه او را بذل نماید، یعنی بذل مدت در نکاح انقطاعی مانند طلاق نیست که ولی حق نداشته باشد.
گفتار چهارم
عدّه و نقش آن در نکاح منقطع
تعریف عدّه
در قانون مدنی در مادة 1150، چنین تعریف نموده است :
«عدّه عبارتست از مدتی که تا انقضای آن زنی که عقد نکاح او منحل شده است نمیتواند شوهر دیگر اختیار کند.»
مدت عده در نکاح منقطع
در مادة 1152 قانون مدنی چنین مطرح گردیده که :
«عدّه طلاق و فسخ نکاح و بذل مدت و انقضای آن در مورد نکاح منقطع در غیرحلال دو طهراست مگر اینکه با اقتضای سن عادت زنانگی نبیند که در اینصورت 45 روز است.
در نکاح منقطع، فسخ نکاح و بذل مدت و انقضای آن، همانند طلاق در عقد دائم، موجب عده است. ولی عدّه آن با عدّه طلاق تفاوت دارد. زیرا مدت عده در عقد انقطاعی دو طهر در ذواتالاقراء و 45 روز در ذواتالشهور است و حال آنکه در عقد دائم سه طهر و سه ماه است. ظاهراً فلسفة فرق بین آن دو، آن است که رعایت عدّه در انحلال نکاح، اصولاً برای جلوگیری از اختلاط نسب است و چون جنبة اجتماعی نکاح قویتر است از نظر احترام به خانواده و افکار عمومی، مدت بیشتری برای آن در نظر گرفته شده است. بهرحال حکم عده در نکاح منقطع بشرح ذیل است :
الف- زوجة منقطعه چنانچه صغیره و یا غیرمدخوله و یا یائسه باشد همانند نکاح دائم نگاه داشتن عده بر وی واجب نیست.
ب- بر زوجة منقطعه کبیرة مدخوله، چنانچه حامله باشد مدت عده تا وضع حمل است.
ج- زوجة منقطعه غیرحامله اگر ذاتالاقراء نباشد (یعنی علیرغم اینکه در سن قاعدگی است حیض نمیبیند) عده او 45 روز است.
د- زوجة منقطعه غیرحامله اگر ذاتالاقراء باشد در مورد عده او اختلاف نظر بین فقها وجود دارد. مشهور عدة او را دو حیض میدانند و فقهای معاصر نیز بر همین نظریهاند[36].
ولی عدهای مثل مفید و علامه حلی و ابن ادریس و شهید ثانی عده او را دو طهر کامل میدانند. قانون مدنی، بر خلاف مشهور، از این قول تبعیت کرده است، با مراجعه به ادلة قول مشهور از پشتوانة محکمتری برخوردار است. البته اقوال دیگری نیز در این زمینه وجود دارد که نیازی به طرح آنها نیست.
مدت عدة وفات
مادة 1154 قانون مدنی «عده وفات چه در دائم و چه در منقطع، در هر حال چهار ماه و 10 روز است مگر اینکه زن حامله باشد که در اینصورت عدة وفات تا موقع حمل است، مشروط بر اینکه فاصلة بین فوت شوهر و وضع حمل از چهار ماه و ده روز بیشتر باشد و الا مدت عده همان چهار ماه و ده روز خواهد بود.»
زنی که شوهرش وفات میکند، خواه دائم و خواه منقطع، اگر حامله نباشد بر او واجب است که چهار ماه و ده روز به احترام متوفی عده نگه بدارد. و در این زمینه فرقی بین زن یائسه و غیریائسه و مدخوله و غیرمدخوله نیست. و اگر حامله باشد عدة وفات طولانیترین مدت از وضع حمل و عدّه زن غیر حامله احتساب میگردد. یعنی اگر قبل از چهارماه وضع حمل کرد باید عده خود را در همان چهار ماه و ده روز قرار دهد و اگر وضع حمل پس از چهار ماه و ده روز باشد، باید عده خود را همان وضع حمل قرار دهد.
و مستند این حکم، علاوه بر اجماع، روایات وارده در این باب[37] و آیاتی از قرآن کریم است مثل آیة شریفة :
« والذین یتوفّون منکم و یذرونَ ازواجاً بّصنَ بانفسهنَّ اربعه اشهرٍ و عشراً».
یعنی کسانی که از شما فوت میکنند و زنانی از آنان باقی میمانند، بایستی چهارماه و ده روز عده نگاه دارند.
و آیة
« و اولادت الاحمال اجلهنَّ انک یضعنَ حملَهُنَّ».
یعنی عده زنان باردار به وضع حمل آنان است.
با توجه به این دو آیه و روایات وارده، فقها، در زن حامله، طولانیترین مدت از وضع حمل و عده زنان غیرحامله را حساب کردهاند.
در انقضای مدت در نکاح منقطع و بذل مدت در نکاح منقطع شرط وجوب عده این است که زن مدخوله باشد.
گفتار پنجم
جایگاه بذل مدت در نکاح منقطع[38]
ماهیت بذل مدت
بذل مدت تنها به ارادة شوهر واقع میشود و زن هیچگونه اختیاری در آن ندارد و هیچ نقشی ندارد و عمل شوهر برخلاف آنچه از ظاهر نام آن برمیآید بخشش یا هبه به معنی حقوق نیست و باید آن را در زمرة ایقاعات آورد. بذل مدت را نباید طلاق شمرد. زیرا نه فقط مقررات قانون ویژگیهای زیادی به طلاق بخشیده است از نظر ماهوی نیز بین احکام این دو تفاوتهای آشکار و مهمی وجود دارد. زیرا طلاق تشریفاتی است که باید با حضور دو مرد عادل شاهد انجام گیرد اما بذل مدت ایقاعی است که تنها به ارادة شوهر واقع میشود و به هیچ تشریفات دیگری نیاز ندارد. ادامة زناشویی از حقوق شوهر است و هرگاه بخواهد میتواند از آن صرفنظر نماید.
اکنون این پرسش به وجود میآید که اگر بذل مدت نوعی طلاق یا هبه نباشد، ماهیت آن چیست و با کدامیک از اعمال حقوقی شباهت دارد؟
از نظر تحلیلی که دربارة چگونگی تعهدات طرفین در نکاح منقطع شد پاسخ این پرسش را میتوان به آسانی دریافت : در نتیجة نکاح منقطع، شوهر متعهد میشود که مهر مورد توافق را بپردازد زن نیز مکلف است که رابطة زناشویی خود را با شوهر ادامه دهد. در نظر قانونگذار ما ارتباط زناشویی تنها حق مرد است و زن مدیون اجرای این حق به شمار میرود و به همین جهت نیز مرد میتواند بدون دخالت زن بذل مدت کند. با بدل مدت، شوهر از حق خویش میگذرد و دین زن را اسقاط میکند و به همین مناسبت نیز باید آن را نوعی (ابراء) دانست.
امکان توکیل به زن برای بذل مدت
برای بذل مدت نیز، مانند طلاق، میتوان به دیگری وکالت داد. این وکالت ممکن است به زن نیز داده شود تا به نیابت از طرف شوهر بقیة مدت نکاح را بخود ببخشد (مستفاد از مادة 1119 قانون مدنی) و اگر ضمن نکاح یا عقد لازم دیگری درآید قابل فسخ نیست، مگر اینکه تنها به سود یکی از طرفین باشد که در اینصورت او میتواند از سود خود بگذرد.
مفاد وکالت نیز تابع قصد مشترک طرفین است. شوهر میتواند به زن وکالت دهد تا در صورت وقوع حادثة معینی، مانند رفتار سوء و تحملناپذیر شوهر یا ترک زندگی خانوادگی و مسافرت طولانی، بقیة مدت را به خود بذل کند.
الزام شوهر به بذل مدت
قانون مدنی و لایحة قانونی دادگاه مدنی خاص دربارة امکان اجبار شوهر به بذل مدت حکمی ندارد و همة احکام آن ناظر به مواردی است که زن میتواند از شوهر طلاق بگیرد. با وجود این، سکوت قانونگذار بدین معنی نیست که در نکاح منقطع حمایت از حقوق زن ضرورت ندارد و سرنوشت خانواده تنها به ارادة شوهر وابسته است.
نویسنگان قانون خواستهاند بدین وسیله کراهت خود را از این نوع زناشوییها نشاندهند و به گمان خود آن را به بوتة فراموشی سپارند.
این سیاست درست موچب شده است که در بسیاری امور بین قواعد نکاح دائم و منقطع هم آهنگی نباشد و دادرسان در اجرای قوانین دچار تردید نشوندد، پس رویة قضایی باید این نقص را جبران کند و بنظر میرسد که روح قوانین، و اخلاق عمومی ایجاب میکند تا در نکاح منقطع نیز، تا جایی که با طبیعت این نکاح سازگار است زن بتواند الزام شوهر را به بذل مدت از دادگاه بخواهد، زیرا هیچکس نمیتواند ادعا کند که زن، تنها به این دلیل که به نکاح موقت رضایت داده است، هیچ حقی درباره انحلال بقای زناشویی ندارد و بمانند عین مستأجره در اختیار شوهر است.
بنابراین در نکاح موقت نیز زن حق دارد در موردی که ادامة زوجیت موجب عسر و حرج او میشود، الزام شوهر را به بذل مدت از دادگاه بخواهد، ولی حق ندارد بعلت ندادن نفقه چنین درخواستی کند.
زیرا در نکاح منقطع نفقه به عهدة زوج نیست. ولی این پرسش هنوز باقی است که هرگاه در عقد شرط شود که نفقة زن بر عهدة شوهر است یا عقد مبنی بر آن جاری شده باشد(مادة 1113 قانون مدنی) آیا خودداری از داند نفقه به زن حق میدهد که الزام شوهر را به بذل مدت بخواهد؟
ممکن است ادعا شود که چون در این فرض مبنای تعهد زوج، قرارداد خصوصی طرفین است و قانون آن را در زمرة تکالیف شوهر قرار نداده است، به استناد عدم اجرای آن نمیتوان انحلال نکاح را درخواست کرد. ولی این ادعا با ظاهر مادة 1113 قانون مدنی تعارض دارد، زیرا بموجب این ماده تعهدی که در نتیجه شرط در عقد یا تبانی طرفین بر عهدة شوهر قرار میگیرد تعهد به انفاق است و بنظر قانونگذار در چنین عقدی دادن نفقة زن، با همة ویژگیها و آثار خود بر عهدة شوهر است. به همین جهت نیز در تعهد به انفاق ضرورت ندارد که مقدار آن بسان موضوع سایر تعهدها، معلوم و معین باشد.
باید افزود که، الزام شوهر به بذل مدت تنها در ازدواجهایی مورد پیدا میکند که برای مدت طولانی منعقد شده و روابط زن و شوهر به منظور تشکیل خانواده است.
بذل مدت
قانون مدنی هر چند در مادة 1120 یکی از عوامل انحلال نکاح منقطع را بذل مدت شمرده و نیز در مادة 1139 به آن اشاره نموده ولی احکام و مسائل آن را ذکر نکرده است، لذا با استخراج از کتب فقهیه بشرح این موارد میپردازیم.
1- زوج میتواند هر موقع که مایل باشد باقیماندة از مدت نکاح منقطع را به زوجه ببخشد و به تعبیر دیگر او را بری نماید. در اینصورت نکاح منقطع منحل گردیده و عده آغاز میگردد.
2- بذل و یا ابراء مدت «ایقاع» بحساب میآید، میبایست منجزاً انجام شود و هر گونه اشتراط موجب بطلان است. مثلاً اگر زوج به زوجه منقطعة خویش بگوید : (من مدت را ابراء کردم بشرط آنکه با فلان کس ازدواج نکنی) ابراء باطل است.
3- ابراء مدت میتواند در ضمن یک صلح انجام شود، مثلاً زوجه چیزی را به زوج تقدیم نماید، در مقابل آنچه بنحو شرط نتیجه، از مدت بری باشد و نیز میتواند ابراء مابقی مدت خویش را بخواهد، این مصالح صحیح و زوج، در صورت اخیر، ملزم به ابراء میباشد و چنانچه امتناع ورزد زوجه میتواند از دادگاه اجرای تعهد را درخواست نموده و دادگاه زوج را اجبار مینماید و در صورت امتناع مجدد، حاکم راساً اقدام بر ابراء خواهد کرد.
4- در فرض پیش، زوج و زوجه میتوانند در ضمن عقد صلح، شرط و یا شروطی را قرار دهند، در اینصورت مشروط علیه ملزم به انجام آن خواهد بود مثل اینکه زوج بر زوجه شر کند که با فلان مرد ازدواج نکند، البته با اینکه چنین شرطی صحیح بوده و دادگاه نیز از ازدواج مجدد جلوگیری خواهد کرد، اما در صورت وقوع ازدواج، بطلان آن بنظر نمیرسد. چنانچه زوج در ضمن عقد صلح شرط کند که زوجه پس از جدایی مجدداً با وی ازدواج نماید، زوجه ملزم به انجام تعهد است و اگر انجام ندهد، دادگاه وی را اجبار میکند. در صورتی که از این امر امتناع ورزد حجاکم راساً عقد ازدواج را جاری خواهد ساخت.
5- آیا ولی صغیر میتواند مدت زوجة منقطعة او را بذل نماید؟
بنظر میرسد در صورت غبطه و صلاح صغیر چنین اختیاری را دارد.
گفتار ششم
وضعیت ثبت نکاح منقطع در دفاتر اسناد رسمی
یکی از مسائل مهمی که در خصوص نکاح منقطع و یا بعبارتی ازدواج موقت پیش میآید این است که آیا این گونه ازدواج نیز همانند ازدواج دائم باید در دفاتر اسناد رسمی به ثبت برسد و یا بدون ثبت مشروعیت قانونی و شرعی خواهد داشت. قبل از آنکه جواب این سوال را بدهیم باید ابتدا به هدف ازدواج موقت باشیم زیرا همان طوری که بیان گردید یکی از اهداف ازدواج موقت جلوگیری از فحشاء و راهکاری برای ارضاء میل جنسی جوانان میباشد و با توجه به اینکه کشور ما یکی از کشورهای دارای جمعیت جوان زیاد میباشد لذا این ازدواج در راس مسائل جوانان وجود دارد زیرا هرگاه بتوانیم اینگونه ازدواج را پیاده نماییم بالطبع جرائمی که از مشکلات جنسی و شهوترانی پیش میآید کاهش پیدا خواهد کرد لذا باید وسائل اینگونه ازدواج را راحتتر فراهم نمود، پس میتوان بطور عامیانه و عرفی بیان نمود که شاید نیاز به ثبت اینگونه ازدواج نباشد زیرا با توجه به اینکه اینگونه ازدواج متأسفانه در جامعة ما جنبة عرفی پیدا نکرده و افراد جامعة ما آن را امری بیارزش و نابهنجار تلقی مینمایند، لذا باید مقدمات سخت آن را کنار گذاشت، زیرا اگر اینگونه ازدواج نیاز به ثبت داشته باشد دیگر کسی حاضر به انجام اینگونه ازدواج نمیشود. زیرا با ثبت اینگونه ازدواج اولاً آتیه تاریکی بدنبال شخص خواهد بود. ثانیاً شاید براحتی نتوان آن را فسخ نمود، لذا باید هر چه میشود راحتتر برگزار گردد، البته از نظر قانونی در این خصوص صراحتی وجود ندارد اما در مادة 645 قانون مجازات اسلامی و همچنین در مادة 1 قانون راجع به ازدواج مصوب 23/5/1310 بیان میدارد که به منظور حفظ کیان خانواده ثبت واقعة ازدواج دائم، طلاق و رجوع طبق مقررات الزامی میباشد و مطلبی از ازدواج موقت و ثبت آن به میان نیاورده که میتوان از مفهوم مخالف این مواد به عدم لزوم ثبت آن پیبرد و اگر نیاز به ثبت داشت یقیناً در ماده 645 قانون مجازات اسلامی و یا مواد دیگر جداگانه بیان میگردید.
لذا باید در این خصوص راهکار و مواد روشنی را وضع نمود تا در سر راه اینگونه ازدواج مشکلی حادث نگردد و راحتتر بتوان نیاز جوانان را برآورده و تأمین نمود و از افزایش جرائم منافی عفت و جنسی در جامعه کاست.
بنظر اینجانب اگر اینگونه ازدواج را بتوان به نحوی، سر و سامان داد و مقداری از تشریفات آن را کاهش بدهیم انشاءالله در آیندهای نه چندان دور شاهد افزایش اینگونه ازدواجها در جامعةمان خواهیم بود.
منابع و مآخذ :
1- قرآن مجید
2- نهج البلاغه
3- شهید اول، نکاح منقطع ، جلد دوم، قم.
4- سید حسن امامی حقوق مدنی
5- بهشتی و باهنر، احکام ازدواج موقت
6- دکتر ناصر کاتوزیان، حقوق مدنی
7- جامعه شناسی خانواده
8- علی مشکینی، ازدواج در اسلام
9- هاشمی رفسنجانی، پیرامون ازدواج موقت، مقاله سال 1361
[1] کشور ما ایران یکی از کشورهای با جمعیت جوان میباشد که بیش از نیمی از جمعیت آن را جوانان تشکیل میدهند.
[2] سورة روم، آیه 21
[3] فرض الله قلی زاده کلان، ازدواج پیوندی مقدس، چاپ دوم، تهران، 1375، ص 30.
[4] تعریف نکاح از دیدگاه حقوقدانان
[5] دکتر جعفری لنگرودی محمد جعفر، ترمینولوژی حقوق، چاپ 8، تهران، گنج دانش، 1376، ص 721.
[6] دکتر کاتوزیان، ناصر، حقوق مدنی خانواده، جلد دوم، بازارچه کتاب، چاپ چهارم، 1375. ص 20
[7] قانون احوال شخصیه سوریه، جمعآوری نزار اعرابی ماده یک
[8] علامه امینی، رحمهالله تعالی علیه، کتاب الغدیر، چاپ دوم، قم ناشر مکتب اهل بیت تاریخ، 1378، ص 42
[9] سید علی محمد یثربی قمی، حقوق خانواده در قانون مدنی، چاپ آزاد، انشارات آزادی
[10] سوره حجرات، آیه 13
[11] علی مشکینی، ازدواج در اسلام، شماره چاپ 1493، تهران، چاپ مهر، سال 1369 ص 25
[12] اندرمیشل، جامعهشناسی خانواده و ازدواج، ترجمة فرنگیس اردلان، تهران، انتشارات مهران. 1375، ص81
[13] سیدمهدی حسینی (بیرجندی) مشاوره در آستانة ازدواج، چاپ سوم. تهران، انتشارات قدس
[14] شهلا اعزازی، جامعه شناسی خانواده، تهران، انتشارات ثامن، چاپ اول.
[15] علی مشکینی، ازدواج در اسلام، تهران، چاپ مهر، 1369.
[16] -سید مرتضی الموسوی الاربیلی، کتاب المتعه النکاح المنقطع بین شرعیه و بدعیه، چاپ شابک قم، الاولی 1420 ه.ق 1378 ه.ش
[17] انتشارات در راه حق، ازدواج در اسلام، تهران، چاپ 1369، ص 35.
[18] شقا در لغت به معنی کم است و به معنی مشرف به مرگ و هلاکت میباشد.
[19] دکتر محسن شفائی، متعه و آثار حقوقی و اجتماعی آن، چاپ دوم، تهران ، چاپ نقش جهان، ص 121 الی بعد.
[20] علامة حلی، قواعد الاحکام، جلد دوم، نکاح منقطع، قم، 1361، ص 198
[21] حبیب الله طاهری، نکاح منقطع، جلد 5، قم، 1374. ص 67 به بعد
[22] خلیفة دوم، بدلیل مسائل سیاسی و اجتماعی آن را منع کرد و هم اکنون بین اهل تسنن مورد اختلاف است.
[23] حبیب الله طاهری، نکاح منقطع ، جلد پنجم، قم، 1374.
[24] دکتر سید حسین امامی، حقوق مدنی جلد 5، تهران کتابفروشی اسلامی، مهرماه 1375، ص 128
[25] قانون مدنی، ج 10، 1. مادة175
[26] سید مصطفی محقق داماد، تحلیل فقهی حقوق خانواده، چاپ پنجم، تهران، زمستان 74، ص 211 به بعد
[27] منهاج الصالحین مساله 1350 تحریر الوسیلة امام خمینی، جلد 2 ص 300 مساله 14
[28] جواهر الکلام ، جلد 30 ص 169
[29] جواهر الکلام، جلد 30، صفحه 166-167.
[30] همان
[31] سنن بیهقی، جلد 6، ص 6
[32] جواهر الکلام، جلد 30، صفحه 362 (شرح لمعه جلد 2 صفحه108) و تحریرالوسیله جلد 2 مبحث عیوب و تدلیس
[33] جواهرالکلام، جلد 30، صفحه 166 به بعد.
[34] دکتر علی شریف، بررسی نفقه در حقوق ایران، چاپ اول، تهران انتشارات مهدی، سال 74
[35] جواهرالکلام، جلد 31، صفحه 303.
[36] تحریر الوسیله جلد 2. صفحه 337، فصل عده طلاق، مساله 13
[38] دکتر کاتوزیان، ناصر، حقوق مدنی. جلد دوم، بازارچه کتاب، شرکت انتشار. چاپ چهارم، 1375 ص 223
باور کنید هوا سرد است
باور کنید هوا سرد است!
سالیان سال است در این سرا، نهال شادی نمی کارند. بذر مهر نمی پاشند. باغ عشق را آب نمی دهند. گوئیا زمستان را طولانی باور کرده اند. فراموش کرده ایم که با چه شوق به استقبال بهار شتافتیم. به امید طراوت نشستیم که غنچه ها بشکفند، بوستان آراسته گردد تا باغ بر دهد، در گرماگرم آرزوهایمان باغ را به شخ دادیم. هر چه بود سوخت و خاکستر به جا ماند. این خاکستر نشان از منصور دارد و بوی بایزید می دهد. صد بار خوردیم اما توبه نکردیم!! درس عبرت به ما نیامده است. اگر هزار بار خاکستر شویم باز عاشق خاکیم. خاکی که از جنس تراب نیست. بری است که از آتش برمی آید و از آن ققنوس ها سر برمی کشند. خاکستر ما عقیم نیست. از آتشی است که بر خود زدند تا خویشتن را رها سازند. هیزم این خرمن باز مهیاست. محتاج جرقه ای است که از آهی برخواهد خاست.
اکنون از بهار خبری نیست. نسیمی برنمی آید. سبزه ها سرخ، آسمان پر از رعد و برق، ابری نیست، زمین سخت محتاج باران است.
چهره ها عبوس، دل ها نگران، کاشانه ها سرد، نگاه ها تند، فصل فصل کینه و نغمه نغمه شیطان است.
همه بر طبل جدایی می زنند. هر کس گلیم خویش از آب می کشد. بازار نفاق، ریا، دروغ، فریب و نیرنگ گرم است، نوازش بر یتیمان ز مهریر زمستان است.
آنی را که نمی خواهیم، بر سر می نشانیم، آنی را که نمی دانیم بر زبان می رانیم. زمان، گرفتار بهتان است.
به قهر بلبلان دل خوش کردیم. کنون باید فریاد وزغها را شنید. در چمن، کلاغ به جای چکاوک آوازه خوان است.
از تار صدای تنبک می آید. از سهتار صدای شیون برمی خیزد. از غزل هامان خون میچکد. از چکامه حیات را گرفته اند. فضا در دست لال پرستان است.
ز هوشیاران وفا ندیدیم. چشم امید بر مستان بسته ایم. همت ما به ساقی مستان است. او هم گرفتار رندان است.
به در و دیوار گرد یأس پاشیده اند. خنده از خانه ها به گوش نمی آید. هر چه هست زاری است. ساقیا بهل، درمان از دلداران است.
کجاست سرایه های سعدی، عشقبازی گنجوی، غزل های حافظ، غم فضولی، شادی مولانا، نگاه شمس، که سخت محتاجیم. هر چند داروغه ز بیداری دل نگران است.
بگذارید همه بیایند و ببینند، بشنوند و بگویند، این باغ و بستان از آن یارانم است.
مردم باورمان ندارند،
چرا که از آنها جداییم
تا به ما لبخند زدند، اسب هامان را زین کردیم و تاختیم.
تا با ما نرم شدند،
کلاهمان کج افتاد.
تا قصد همرهی با ما نمودند، راهشان بستیم.
بر سر راهمان شبیخون زنان را نشناختیم و دوست پنداشتیم.
در دل قافله یاران را به جای خصم انگاشتیم.
اینک بار دیگر سروش سحر بانگ می زند.
هله با مردم باشید تا عزت بیابید.
با مردم بخوانید تا آشنا شوید.
آنان را از خود بدانید تا شما را بخوانند.
اعتراف کنید از خاکید تا غریبهتان ندانند.
به پرشین بلاگ خوش آمدید
كاربر گرامي
با سلام و احترام
پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:
http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت
در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir
و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.
همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com
با تشكر
مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي
http://ariagostar.com
نظرات ()
